X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

موج سبز یا موج شورش؟

رد صریح مبانی فکری- عقیدتی دولت یازدهم و تبیین تعارض آن با اصول انقلاب

امیرحسین ثابتی- رجانیوز: سخنان رهبر معظم انقلاب در نخستین روز سال 95 در حرم رضوی علیه السلام حاوی محورهای بسیار مهم، کلیدی و راهبردی بود که در این نوشتار به بخشی از آنها اشاره می شود:

 

نقد صریح مبانی فکری و جزییات عملکرد دولت یازدهم

1. فحوای کلی و بنیادین سخنان رهبر انقلاب در مشهد رد آشکار منطق و عملکرد دولت یازدهم در عرصه های مختلف از جمله سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ بود و باید این سخنرانی را امتداد دو سخنرانی مهم دیگر ایشان در پنجم اسفند 94 در جمع مردم نجف آباد و بیستم اسفند94 در جمع اعضای مجلس خبرگان دانست، زیرا شیب انتقادات رهبر انقلاب از مبانی فکری و عملکرد دولت یازدهم در عرصه های مختلف در یک ماه اخیر افزایش قابل ملاحظه ای داشته و ایشان مانند دو سال و نیم قبل در لفافه و یا تنها با برخی اشارات و کنایه ها، انحرافات مبنایی و ناکارآمدی دولت تدبیر را گوشزد نمی کنند بلکه صریح و روشن تر از همیشه، ضمن اشاره به انحرافات فکری- عقیدتی دولت یازدهم و فاصله معنادار گفتمان رییس جمهور با اصول انقلاب، جزییات و مصادیق عملکرد خسارت بار این دولت را نیز گوشزد می کنند تا افکار عمومی و ملت نسبت به این خطرات آگاه شوند.

 
 
رهبر انقلاب در سخنرانی 5 اسفند خود، ادبیات سیاسی دولت یازدهم را که تکرار همان دوگانه جعلی تندرو- کندروی غربی هاست ویران کردند و آن را تکرار ادبیات سیاسی دشمن خواندند و در سخنرانی 20 اسفند نیز با ورود به برخی از مصادیق عملکرد دولت از جمله آمد و شد هیئت های تجاری اروپایی به ایران، آن را بی فایده برای کشور دانسته و حتی در راستای نفوذ توصیف کردند. اما این بار در سخنرانی 1 فروردین سال 95 رهبر انقلاب هم به مبانی فکری- عقیدتی دولت یازدهم اشاره کردند و هم به طور مصداقی موارد متعددی از عملکرد دولت یازدهم را ذکر کردند که بدون هیچ ابهامی نشان می دهد مسیر طی شده توسط رییس جمهور در این دو سال و نیم تا چه اندازه برای آینده کشور خطرناک است و لزوم آگاهی حداکثری ملت را می طلبد.
 
 
افشاگری رهبر انقلاب از نقض خطوط قرمز مذاکرات به روایت ظریف

 

 
2. اما نخستین بخش از اظهارات صریح و نهیب آمیز رهبر انقلاب را باید افشای عبور از خطوط قرمز مذاکرات هسته ای به روایت محمد جواد ظریف دانست.
 
هر کسی که اندک آشنایی با ادبیات سیاسی رهبر انقلاب داشته باشد تصدیق می کند که ایشان هیچ گاه تا این حد آشکار به افراد اشاره ای نمی کنند چه آنکه از جلسات غیر عمومی با آنها نقل قولی را بیان کنند، اما اظهارات رهبر انقلاب مبنی بر اینکه وزیر محترم امور خارجه به من گفت که ما نتوانستیم برخی خطوط قرمز را حفظ کنیم، نشان می دهد در چند ماه گذشته تا چه میزان مسئولان دولت فعلی به دروغ مدعی شده بودند تمامی خطوط قرمز رهبری در مذاکرات رعایت شده و این موضوع به خوبی نشان می دهد انتقادات دلواپسان و دلسوزان کشور نسبت به نقض خطوط قرمز رهبر انقلاب در مذاکرات هسته ای نه یک ادعا یا خیال بافی بلکه واقعیتی بوده که تاکنون به طور شرم آوری توسط دولتی ها انکار می شده است و کار به جایی می رسد که رهبر انقلاب پس از مدتها، از این موضوع در جمع مردم و رسانه ها سخن می گویند.
 
لذا علاوه بر روحانی، ظریف، عراقچی و صالحی که در این مدت مدعی بودند در برجام خطوط قرمز نظام رعایت شده! باید آن دسته از اصولگرایانی که بدون تخصص در بحث هسته ای، صرفا به خاطر برخی بخشنامه ها و تحلیل های پشت پرده و کدخوانی، مدعی بودند تیم مذاکره کننده حتی به خطوط قرمز رهبری نزدیک هم نشده! صادقانه از نیروهای انقلاب عذرخواهی کنند چرا که تحلیل هایشان در حساس ترین برهه ها از جمله لوزان و وین، تنها به شکاف و تردید در جبهه انقلاب اسلامی کمک کرد نه تبیین واقعیت.
 
 
 

رد برجام 2 و 3 و 4؛ سوزاندن پروژه اصلی دولت روحانی برای گسترش رابطه با آمریکا


3. اشاره مستقیم رهبر انقلاب مبنی بر اینکه امریکا و همزمان جریانی در داخل کشور قصد دارد الگوی برجام و مذاکره با آمریکا را به موضوعات دیگر از جمله مسایل منطقه تسری دهد، عملا به معنای سوزاندن پروژه اصلی دولت یازدهم برای گسترش رابطه با آمریکا در سطح کلان بود. (در این باره بیشتر بخوانید)
 
ایشان ضمن رد صریح تعبیر برجام دو و سه و چهار و ... که مدتی است در کلام رییس جمهور نمود فراوان دارد، این تفکر را خطرناک توصیف کرده و در واقع رسما اعلام کردند که به دولت یازدهم اجازه مذاکره با آمریکا در موضوعی غیر از هسته ای داده نشده و نخواهد داده شد و این تصور که می توان از طریق موضوع سوریه و ترویسم، بهانه های جدیدی برای مذاکره با آمریکا پیدا کرد و برجام های جدیدی را رقم زد، آرزوهای جریان لیبرال و غرب گرا در داخل کشور است که نباید عملیاتی شود.
 
نکته مهم تر نیز اینکه اگر کسی به مواضع حسن روحانی، هاشمی رفسنجانی، جواد ظریف، حسین موسویان و ... در این مدت توجه کرده باشد به خوبی می داند که در جای جای سخنان آنها بر این مساله تاکید شده که برجام تنها یک شروع برای گسترش رابطه با آمریکاست و باید این مساله ادامه دار شود، چرا که مهم تر از بحث هسته ای و تحریم ها، گسترش رابطه با آمریکاست.
 
به عنوان نمونه سخنان روحانی در نشست خبری مشترک با نخست وزیر ایتالیا در بهمن 94 را فراموش نکنید:
 
«امکان پذیر هست که بین ایران و آمریکا یک رابطه غیرخصمانه و بدون تنش برقرار شود و کلید این کار در واشنگتن هست و نه در تهران و اگر این کلید در تهران بود من از آن استفاده می کردم اما متاسفانه در آمریکا هست و آنها باید از آن استفاده کنند.»
 
و یا اظهارات وی در گفتگو با نشریه لوموند فرانسه در بهمن 94:
 
« به هنگام گفتگو با باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا، به او گفتم که ما خواهان کاستن از تنش‌های فیمابین هستیم و اینطور بنظر میرسد که این تنش‌ها کاسته شده‌اند. پس از برگزاری انتخابات در ایران و آمریکا، تلاش‌ها در این زمینه افزایش خواهد یافت. باید تصریح کنم که بین دو کشور ایران و آمریکا اختلافات ابدی نبوده و ما تلاش میکنیم که روزی به این اختلافات برای همیشه پایان دهیم. توافق هسته ای ایران که آمریکا نقش بسیار مهمی در به فرجام رسیدن آن داشت، گام بلندی به جلو بود. حضور ایران در کنار آمریکا در مذاکرات صلح سوریه، گام دیگری است که در این باره برداشته شده است. »
 
 
 
تغییر رفتار ایران تحت فشار و تحریم؛ بزرگترین هدیه ای که دولت روحانی به آمریکا داد
 

 
 
4. اشاره رهبر انقلاب به فشارهای اخیر آمریکا بر توان موشکی ایران و تاکید بر این که آمریکایی  ها احساس کرده اند که از ابزار تحریم جواب گرفته اند و در این مدت عده ای هم در داخل تحریم ها را بزرگنمایی کردند، اصلی ترین و راهبردی ترین نقدی است که به عملکرد دولت یازدهم در دو سال و نیم گذشته وارد است، زیرا مدل برجام و عقب نشینی های ایران در موضوع هسته ای در برابر اندک امتیازات نسیه ای که هنوز هم دریافت نشده، این معادله را در ذهن امریکایی ها تثبیت کرده که تحریم علیه ایران جواب می دهد و همانطور که بر اساس مدل برجام و مذاکره، زیرساخت هسته ای ایران بعد از 12 سال نابود شد، چرا سرنوشت موشک ها و توان دفاعی ایران نتواند شامل این مدل شود؟
 
این بزرگ ترین آسیبی است که دولت روحانی در این مدت به کشور وارد کرده، زیرا عملا به دشمن ثابت کرده که ایران تحت فشار و تحریم تصمیماتش تغییر می کند و به لحاظ راهبردی می توان با ابزار فشار، از ایران امتیازات گزافی گرفت.
 
 لذا برجام نه تنها حل کننده مشکلات و پایان تحریم ها و فشارها نخواهد بود بلکه آغاز کننده تنش های جدید میان ایران و آمریکاست زیرا از این به بعد آنها با نگاه به سرنوشت شیرین برجام برای خود، همان فشارها را در حوزه های دیگر افزایش خواهند داد تا نتیجه ای مانند برجام را برای خود در عرصه های دیگر از جمله نظامی و موشکی بدست آورند.
 
 
 
برجام؛ خسارت محض با آفتاب تابان؟/ تقابل واقع گرایان با رویا پردازان
 

 
5. توصیف رهبر انقلاب از روند اجرای برجام با عنوان «خسارت محض» و تاکید بر باقی ماندن تحریم های مختلف از جمله تحریم های پولی و بانکی در حالی صورت گرفت که دقیقا چند ساعت قبل از آن، حسن روحانی در پیام نوروزی خود تاکید کرد که بر اساس برجام تمام تحریم های پولی و بانکی لغو شده! و پیش از این نیز در نشست خبری پایان سال خود در جمع خبرنگاران برجام را به آفتاب تابان تشبیه کرده بود.
 
جدای از چنین اختلاف نظر آشکاری که میان رهبر انقلاب و رییس جمهور نسبت به برجام وجود دارد، آن چه که در این میان حایز اهمیت است تفاوت دو رویکرد واقع بینانه و خیال بافانه است. رویکرد اول معتقد است باید در برابر دشمن و واقعیات عرصه سیاست چشم ها را باز کرد و آنچه اتفاق می افتد را دقیق رصد کرده و صادقانه برای مردم توضیح داد ولی در رویکرد دوم اساسا جایی برای  بیان صادقانه مسایل با مردم وجود ندارد چرا که تمام کارها بر اساس پروپاگاندای رسانه ای و خیال پردازی پیش می رود. از این رو شیطان بزرگ و آمریکایی که در ادبیات امام راحل هیچ غلطی نمی توانست بکند، نزد لیبرالهای تخیل گرا به یک دوست و متحد تبدیل می شود که حتی روحانی رییس جمهور  آن را مودب و باهوش توصیف می کند.
 
 
خطر اصلی؛ استحاله جمهوری اسلامی و از بین رفتن استقلال کشور
 

 
6. توضیحات مفصل رهبر انقلاب درباره ریشه دشمنی های آمریکا با ایران و اشاره به تاریخ رژیم پهلوی و آلت دست بودن ایران قبل از انقلاب، امتداد دیگر هشدارهای ایشان در دو سال و نیم گذشته بود که بارها و بارها نسبت به خطر از بین رفتن استقلال کشور و موضوع نفوذ هشدار دادند.
 
این بدین معناست که متاسفانه کار مملکت در دو سال و نیم گذشته به جایی رسیده که نفر اول مملکت باید در سخنرانیهای عمومی و متعدد خود ضمن بازخوانی بدیهیات تاریخ معاصر و عرصه سیاست، دائما هشدار بدهند که روند کنونی به نابودی استقلال کشور خواهد انجامید و این همان مساله ای است که باعث شد 38 سال قبل در ایران انقلاب اسلامی شکل بگیرد!
 
تکرار بدیهیات و هشدار نسبت به خطر امکان مدیریت کشور توسط آمریکا و انگلیس بواسطه استحاله نظام و تغییر سیرت جمهوری اسلامی، نشان می دهد جریان غرب گرا و لیبرال تا کدام سنگر جلو آمده و برای فهم این خطر بزرگ، کافی است مواضع تاثیرگذار ترین افراد بر رییس جمهور مورد توجه قرار بگیرد، از محمود سریع القلم تا مسعود نیلی و حسین موسویان که برای نفی استقلال کشور و هضم ایران در نظم جهانی تئوری بافی می کنند و بعضا تفاوتی میان محتوای سخنان آنها با نظریه پردازان آمریکایی نمی توان مشاهده کرد. (در این باره بیشتر بخوانید)
 
 
معجزه ای که فقط نهادهای مردمی و انقلابی برای تغییر وضع موجود می توانند انجام دهند
 
7. جملات پایانی رهبر انقلاب مبنی بر اینکه باید مجموعه های خودجودش مردمی در عرصه های مختلف از جمله فرهنگی تقویت و گسترش پیدا کنند به خوبی نشان می دهد امید ایشان به تحول فرهنگی در کشور نه به دستگاه های حاکمیتی و تبلیغاتی رسمی بلکه به همین مجموعه های خودجوش و مردمی است که به دور از ساز و کارهای اداری و بر مبنای دغدغه جوانان و مردم انقلابی شکل گرفته است.
 
از دل این سخنان رهبر انقلاب می توان به خوبی فهمید که امروز اصلی ترین وظیفه هر یک از ما که هیچ مسئولیت رسمی و حقوقی در کشور نداریم اما بعضا دغدغه هایمان از خیلی از مسئولان و متولیان امر بیشتر است، چیست؟
 
اگر هر یک از ما فقط بتوانیم ظرفیت های موجود تشکل های دانشجویی- مردمی خود اعم از مساجد و دانشگاه ها و ... را فعال کنیم  و نسبت به مسایل اصلی کشور در عرصه های مختلف حرف برای گفتن داشته باشیم، می توان انتظار داشت جریان خزنده و خطرناکی که در چند سال اخیر از دل غفلت ما و افکار عمومی سر بر آورده، خرداد 96 غزل وداع را سر دهد، در غیر این صورت نه تنها باید شاهد ادامه حضور این جریان بر مسند قدرت بود بلکه اثرات ویران کننده عملکرد آن برای سالهای سال در انتظار کشور و نسل های آینده است.
 
فراموش نکنیم تنها راه جلوگیری از خسارت های بزرگ گفتمان حاکم بر فضای امروز کشور، کارهای زیربنایی اجتماعی- فرهنگی است، کما اینکه حسن روحانی 24 خرداد 92 انتخاب نشد، زمانی انتخاب شد که در اثر غفلت نیروهای انقلابی، بسیاری از باورهای جامعه نسبت به مفاهیم بنیادین و اساسی تغییر کرد و این تغییر باور نیز یک شبه بوجود نیامد، بلکه جریان لیبرال سالهای سال از هر ابزاری که داشت استفاده کرد تا این باور اجتماعی را فراگیر کند.
 
لذا امروز هم ما این فرصت را داریم تا حرفهای خود را به زبان اجتماعی و اقناعی فراگیر کنیم تا در خرداد 96 میوه آن را بچینیم. اگر این کار را خوب انجام دهیم فارغ از مصداق آن نتیجه تلاش خود را خواهیم دید در غیر این صورت جز خودمان و کم کاری های خودمان نباید کسی دیگر را سرزنش کنیم؛ انتخابات های هر دوره صرفا نتیجه یک کنش سیاسی از سوی مردم نیست، بازتابی از باورها و رویکردهای فکری- فرهنگی و اجتماعی یک ملت است که در اثر دوره های چند ساله شکل گرفته یا دچار تحول شده است.
 
از امروز تا خرداد 96 فقط 14 ماه فرصت باقی است و به جای آنکه یک سال دیگر این موقع به دنبال پیدا کردن اصلح یا راه های وحدت باشیم، از همین امروز باید کارهای اصلی را شروع کرد.




 
 
 

 
 
 
 
 
 
 














 

تحلیل مهدی محمدی از نامه رهبری


خبرنامه دانشجویان ایران: مهدی محمدی در سرمقاله وطن امروز نوشت:


  اول- مصوبات شورایعالی امنیت ملی در ایران معمولا در بالاترین سطح ممکن طبقه‌بندی می‌شود. نه اصل این مصوبات، نه جزئیات آن و نه حتی شماره آن، در بسیاری موارد نه به اطلاع مردم و نه حتی محرم‌ترین کارگزاران حاکمیت نمی‌رسد. با این حال دولت و بسیاری دیگر از بخش‌های دیگر نظام در ایران، شبانه‌روز، با مصوبات شورایعالی امنیت ملی زندگی می‌کنند و در کلیدی‌ترین و بغرنج‌ترین مسائل، این مصوبات است که گره‌های پیش پای نظام را باز می‌کند و کارها را به پیش می‌برد. شاید برای اولین بار در طول تاریخ نظام جمهوری اسلامی نه فقط یک مصوبه مهم شورایعالی امنیت ملی درباره یکی از حساس‌ترین مسائل کشور علنی می‌شود، بلکه فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی در صدر آن مصوبه نیز تمام و کمال منتشر می‌شود. مهم‌ترین سوال اکنون این است که چرا رهبر معظم انقلاب اسلامی انتشار چنین متن مهمی را ضروری دانسته‌اند؟ قبل از هر چیز مهم‌ترین پیام این اتفاق مهم و تاریخی ـ که شاید پس از انقلاب اسلامی بی‌نظیر است ـ تصحیح یک اشتباه محاسباتی بسیار مهم است که نشانه‌های مهمی از شکل‌گیری آن در سیستم تصمیم‌سازی استراتژیک آمریکا درباره ایران آشکار شده بود.


 طرف آمریکایی پس از برجام به سمت این دیدگاه متمایل شده بود که موفق شده تحت فشار اجتماعی محاسبات ایران را در یک موضوع مهم مرتبط با امنیت ملی تغییر بدهد. به تعبیر صریح‌تر، آمریکایی‌ها مایل بودند از برجام اینگونه نتیجه‌گیری کنند که تصمیم‌گیرندگان اصلی ایران در حوزه‌های امنیت ملی ضعیف شده‌اند و نوعی انفعال و گسستگی حاکمیتی در ایران رخ داده و لذا می‌توان ایران را در حوزه‌های دیگر هم منفعل کرد.

اولین و مهم‌ترین پیام این اتفاق این است که راس هرم تصمیم‌سازی استراتژیک در ایران کاملا قدرتمند، هوشمند و دارای ابتکار عمل است و هرگونه سوءتفاهمی در این باره که ایران ضعیف شده یا شیرازه کار از دست در رفته و راه برای تحمیلات بیشتر باز شده، صرفا یک اشتباه محاسباتی است که اگر آمریکا آن را مبنای تصمیمات خود قرار بدهد، با غافلگیری‌های مهمی مواجه خواهد شد.

دوم- در گام دوم، این ابتکار عمل مهم، یکی از اصلی‌ترین زیرساخت‌های برنامه پسابرجام آمریکا در ایران را منهدم می‌کند. آمریکا برای اینکه بتواند برجام را به زیرساخت براندازی در ایران بدل سازد بیش از هر چیز نیازمند آن است که انسجام درونی ملت ایران بویژه پیوندهای درونی نیروهای انقلابی را از میان برده و آنها را گرفتار سوءتفاهمات، منازعات داخلی و درگیری‌های درونی کند. این مساله اخیرا به نحو فزاینده‌ای موجب نگرانی شده بود که بر اثر برجام آنچه حقیقتا تخریب می‌شود نه زیرساخت برنامه هسته‌ای ایران، بلکه انسجام درونی جریان انقلابی به عنوان هسته سخت مقاوم در مقابل توطئه‌های آتی آمریکاست. فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی بی‌شک می‌تواند و باید یک مبنای اجماعی برای وحدت همه نیروهای انقلابی – که اکثریت ملت ایران را در بر می‌گیرد - و پایان دادن به کشمکش‌هایی باشد که تداوم آنها بزرگ‌ترین خدمت به راهبرد براندازانه آمریکا در دوران پس از توافق است.

سوم- فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی مجموعه ضوابط استراتژیکی را معین می‌کند که می‌تواند با کفایت و موفقیت برجام را از پازل آمریکا خارج کرده و به بخشی از برنامه راهبردی- مقاومتی ایران اسلامی بدل کند. این همان ماموریتی است که مجلس موظف به انجام آن بود ولی به دلایلی که دیگر ضرورتی به بحث درباره آن نیست، نتوانست آن را محقق کند. پیش از مجلس، دولت هم وظیفه داشت تفسیری قدرتمند از متن توافق ارائه کند که آن هم به دلیل دلبستگی فراوان برخی دوستان به متن توافق و تلاش برای توجیه همه بخش‌های آن به هر قیمت، میسر نشد. اکنون جمهوری اسلامی ایران یک سلسله شروط روشن و یک تفسیر قدرتمند از متن برجام در دست دارد که اولا اجرای موفق برجام و عمل طرف مقابل به تعهداتش را تضمین می‌کند، ثانیا حین اجرا، مجاری نفوذ تعبیه شده در برجام را مسدود می‌سازد و ثالثا تبعات نقض برجام از سوی هر یک از طرف‌های مقابل را شفاف می‌کند. بدون این فرمان تاریخی، اجرای برجام می‌توانست خسارت‌های متعددی را به کشور وارد کند بی‌آنکه کشور از تنها موهبت ادعایی آن یعنی کاهش واقعی تحریم‌ها بهره‌مند شده باشد. بنابراین مشروط‌سازی حقیقی توافق هسته‌ای که استراتژی نظام جمهوری اسلامی حین اجراست، اکنون به طور کامل رخ داده و ایران می‌تواند مطمئن باشد با این شروط، آمریکا قادر نخواهد بود برجام را بدل به زیرساخت انقلاب‌زدایی از ایران کرده یا آن را برای یک حمله فرجامین تضعیف کند (توجه به این نکته هم لازم است که فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در این متن، به شروط مندرج در مصوبه شورایعالی امنیت ملی (که علنی نشده) و همچنین شروط درج‌شده در قانون مجلس اضافه شده نه اینکه جایگزین آنها شده باشد).

چهارم- از حیث راهبردی، یکی از مهم‌ترین دلالت‌های اتفاق بسیار مهم روز چهارشنبه این است که از آمریکا می‌خواهد فراتر از توافق هسته‌ای، یک تصمیم استراتژیک درباره ایران بگیرد و معین کند که آیا همچنان می‌خواهد به استراتژی تحریم‌پایه خود علیه ایران (که هدف نهایی آن براندازی است) عمل کند یا اینکه آماده یک چرخش راهبردی در موضع خود درباره ایران است. این موضوعی فوق‌العاده مهم است. فرض طرف آمریکایی تا امروز این بوده که برجام نتیجه راهبرد ایجاد تغییر محاسباتی آن از سال 89 تاکنون و تایید‌کننده آن و همچنین تقویت‌کننده آن در آینده خواهد بود. به تعبیر دقیق‌تر، آمریکایی‌ها برجام را به مثابه اولین و البته یکی از مهم‌ترین فرآورده‌های استراتژی «فشار از بیرون- سازش در درون» در نظر گرفته و ابراز اطمینان می‌کردند که تداوم این استراتژی بزودی دستاوردهای دیگری نیز در سایر حوزه‌های مواجهه راهبردی ایران و غرب تولید خواهد کرد. فرمان تاریخی رهبر معظم انقلاب اسلامی، آمریکا را بر سر یک انتخاب استراتژیک قرار می‌دهد. این فرمان می‌گوید نه فقط استراتژی آمریکا تا اینجا موفق نبوده بلکه از این به بعد اگر آمریکا خواهان حفظ توافق است باید خاتمه استراتژی تحریم‌پایه خود را اعلام و از پیگیری آن در همه حوزه‌ها صرف نظر کند و الا ایران هرنوع تحریم جدید را به عنوان نقض برجام در نظر خواهد گرفت و نه فقط در حوزه‌های دیگر وارد تعامل با آمریکا نخواهد شد بلکه به تعامل نصفه و نیمه شکل گرفته در همین موضوع هسته‌ای هم خاتمه خواهد داد. این امر، از هوشمندی استراتژیک فوق‌العاده صاحب این فرمان حکایت می‌کند که به تغییرات تاکتیکی در رفتار دشمن و وعده‌های فریبکارانه آن اعتماد نکرده و شرط تداوم این مصالحه تاکتیکی را اتخاذ یک تصمیم استراتژیک از سوی طرف مقابل اعلام می‌کند.

پنجم- مساله بعدی درباره فرمان منتشر‌شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی این است که بخش‌های مختلف این فرمان به ما می‌گوید نه 2 سال مذاکره هسته‌ای و نه توافق برآمده از آن، ارزیابی ایران را از ماهیت آمریکا تغییر نداده بلکه برعکس ایران را در این ارزیابی که آمریکا اساسا به مذاکرات و توافق هسته‌ای نیز – همانند بسیاری موضوعات دیگر- صرفا به عنوان ابزاری برای تشدید عداوت خود با ملت ایران نگاه می‌کند جازم‌تر کرده است. از این منظر،  مطابق این فرمان، نتیجه راهبردی برجام و اولویت برنامه‌ریزی امنیت ملی در دوران پسابرجام نمی‌تواند براساس مفهومی به نام تعامل با آمریکا یا به تعبیر مندرج در گزارش کمیسیون ویژه بررسی برجام تلاش برای رسیدن به «تعریف‌های دوجانبه» درباره کم و کیف سایر موارد اختلاف با آمریکا باشد. معنی دیگر این سخن آن است که اگر کسانی در ایران به گونه‌ای سخن می‌گویند یا احیانا آدرس‌هایی به طرف غربی ارسال کرده‌اند که از آن بوی بدل شدن برجام به مدلی برای نشست و برخاست بیشتر و عمیق‌تر با آمریکا به مشام می‌رسد، همگان باید بدانند که این موضع رسمی نظام جمهوری اسلامی نیست و صرفا هوس‌های سیاسی کسانی است که از ابتدا هم این توافق را سکویی برای پرش به سمت عادی‌سازی روابط با آمریکا می‌دانستند نه ابزاری برای حل مشکلات مردم در حوزه مسائل اقتصادی و تحریم‌ها.

ششم- شکل‌دهی به انتظارات دوران پسابرجام نیز یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این فرمان استراتژیک است. به انحطاط کشاندن اولویت‌های اجتماعی در دوران پسابرجام و متمرکز کردن افکار عمومی روی موضوعات انحرافی یا تولید آدرس‌های غلط درباره گام‌های بعدی، یک برنامه تدوین شده از سوی آمریکا و مذاکره شده با برخی طرف‌ها در داخل ایران است. این فرمان، گزینه‌های پیش روی سناریونویسان برای دوران پسابرجام را به یک سناریو یعنی ایجاد رونق اقتصادی با تمرکز بر اقتصاد مقاومتی تقلیل می‌دهد و به صراحت روشن می‌کند که هر سناریوی دیگری از جمله موکول کردن تلاش برای باز کردن گره‌های معیشتی مردم به تعامل و سازش بیشتر با آمریکا به معنای خدعه با ملتی است که از برخی از مهم‌ترین حقوق خود صرف نظر کرده تا دولت را به مسیر حل مشکلات خود و نه پیگیری بازی‌های سیاسی و رسانه‌ای هدایت کند.

هر اظهاری مبنی بر باقی ماندن ساختار تحریم‌ها به منزله نقض برجام است

هر اظهاری مبنی بر باقی ماندن ساختار تحریم‌ها به منزله نقض برجام است


خبرنامه دانشجویان ایران: حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به آقای روحانی رئیس‌جمهور و رئیس شورای‌عالی امنیت ملی، با اشاره به بررسی های دقیق و مسئولانه برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورات مهمی را در خصوص رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور صادر و با برشمردن تأکیدات و الزامات 9 گانه در اجرای برجام، مصوبه جلسه 634 مورخ 19/5/94 شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید کردند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ متن نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:



بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای روحانی

رئیس جمهور اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیت ملی دامت توفیقاته

با سلام و تحیت،

 اکنون که موافقتنامه‌ی موسوم به برجام پس از بررسی‌های دقیق و مسئولانه در مجلس شورای اسلامی؛ کمیسیون ویژه و دیگر کمیسیون‌ها و نیز در شورای عالی امنیت ملی سرانجام از مجاری قانونی عبور کرده و در انتظار اعلام نظر اینجانب است، لازم می‌دانم نکاتی را یادآور شوم تا جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران مستقیم و غیرمستقیم آن، فرصت‌های کافی برای رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه‌ی کشور در اختیار داشته باشید.

 1 ـ پیش از هر چیز لازم می دانم از همه‌ی دست‌اندرکاران این فرآیند پرچالش، در همه‌ی دوره‌ها

 از جمله: هئیت مذاکره کننده‌ی اخیر که در توضیح نقاط مثبت و در اصل تثبیت آن نقاط همه‌ی سعی ممکن خود را به کار بردند، و نیز از منتقدانی که با ریزبینی قابل تحسین، نقاط ضعف آن را به همه‌ی ما یادآور شدند و مخصوصاً از رئیس و اعضاء کمیسیون ویژه‌ی مجلس و نیز از اعضای عالی مقام شورای عالی امنیت ملی که با درج ملاحظات مهم خود برخی از نقاط خلاء را پوشش دادند، و سرانجام از رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با تصویب طرحی محتاطانه، راه درست اجرا را به دولت ارائه کردند، و نیز از رسانه‌ی ملی و نویسندگان مطبوعات کشور که با همه‌ی اختلاف نظرها در مجموع، تصویر کاملی از این موافقتنامه در برابر افکار عمومی نهادند، قدردانی خود را اعلام دارم. این مجموعه‌ی پر حجم کار و تلاش و فکر در مسأله‌ئی که گمان می‌رود از جمله‌ی مسائل به یاد ماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد، در خور تقدیر و مایه‌ی خرسندی است. به همین دلیل با اطمینان می‌توان گفت که پاداش الهی برای این نقش آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت و رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود ان‌شاءالله، زیرا وعده‌ی نصرت الهی در برابر نصرت دین او تخلف ناپذیر است.

 2 ـ جنابعالی با سابقه‌ی چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالت امریکا در قضیه‌ی هسته‌ئی و نه در هیچ مسأله‌ی دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند. اظهارات رئیس جمهور امریکا در دو نامه به این جانب مبنی بر اینکه قصد براندازی جمهوری اسلامی را ندارد، خیلی زود با طرفداریش از فتنه‌های داخلی و کمک مالی به معارضان جمهوری اسلامی، خلاف واقع از آب درآمد و تهدیدهای صریح وی به حمله نظامی ـ و حتی هسته‌ئی که می‌تواند به کیفر خواست مبسوطی علیه وی در دادگاه‌های بین‌المللی منتهی شود ـ پرده از نیت واقعی سران آمریکا برداشت. صاحبنظران سیاسی عالم و افکار عمومی بسیاری از ملت‌ها به وضوح تشخیص می‌دهند که عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیت و هویت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است. ایستادگی بر مواضع بر حق اسلامی در مخالفت با نظام سلطه و استکبار، ایستادگی در برابر زیاده طلبی و دست‌اندازی به ملت‌های ضعیف، افشای حمایت امریکا از دیکتاتوری‌های قرون وسطائی و سرکوب ملت‌های مستقل، دفاع بی‌وقفه از ملت فلسطین و گروه‌های مقاومت میهنی، فریاد منطقی و دنیاپسند بر سر رژیم غاصب صهیونیست، قلم‌های عمده‌ئی را تشکیل می‌دهند که دشمنی رژیم ایالات متحده امریکا را بر ضد جمهوری اسلامی، برای آنان اجتناب ناپذیرکرده است. و این دشمنی تا هنگامی که جمهوری اسلامی با قدرت درونی و پایدار خود، آنان را مأیوس کند ادامه خواهد داشت.

 چگونگی رفتار و گفتار دولت امریکا در مسأله‌ی هسته‌ئی و مذاکرات طولانی و ملال‌آور آن، نشان داد که این نیز یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی دشمنی عنادآمیز آنان با جمهوری اسلامی است. فریبکاری آنان در دوگانگی میان اظهارات اولیه‌ی آنان که با نیت قبول مذاکره‌ی مستقیم از سوی ایران انجام می‌شد، با نقض عهدهای مکرّر آنان در طول مذاکرات دوساله و همراهی آنان با خواسته‌های رژیم صهیونیستی و دیپلوماسی زورگویانه‌ی آنان در رابطه با دولت‌ها و مؤسسات اروپائی دخیل در مذاکرات، همه نشان دهنده‌ی آن است که ورود فریبکارانه‌ی آمریکا در مذاکرات هسته‌ئی، نه با نیت حل و فصل عادلانه، که با غرض پیشبرد هدف‌های خصمانه‌ی خود درباره‌ی جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

 بیشک حفظ هوشیاری نسبت به نیّات خصمانه دولت آمریکا و ایستادگی‌هایی که بر اثر آن در طول مسیر مذاکرات از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به کار رفت، توانست در موارد متعدّدی از ورود زیان‌های سنگین جلوگیری کند.

 با این حال محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه،‌ می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.

 3ـ بندهای نه‌گانه قانون اخیر مجلس و ملاحظات ده‌گانه‌ی ذیل مصوبه‌ی شورای عالی امنیت ملی، حاوی نکات مفید و مؤثر است که باید رعایت شود، با این حال برخی نکات لازم دیگر نیز هست که همراه با تأکید بر تعدادی از آنچه در آن دو سند آمده است،‌ اعلام می‌گردد.

 اولاً: از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرایی شدن آن در برجام به بعد از اقدام‌های ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلف طرف‌های مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ی آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور امریکــا و اتحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریم‌ها است. در اعلام اتحادیه‌ی اروپا و رئیس‌جمهور امریکا باید تصریح شود که این تحریم‌ها به‌کلی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریم‌ها باقی خواهد ماند، به منزله‌ی نقض برجام است.

 ثانیاً: در سراسر دوره‌ی 8 ساله وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر) توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است طبق بند 3 مصوبه‌ی مجلس اقدام‌های لازم را انجام دهد و فعالیت‌های برجام را متوقف کند.

 ثالثاً: اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس پایان پرونده‌ی موضوعات حال و گذشته (PMD) را اعلام نماید.

 رابعاً: اقدام در مورد نوسازی کارخانه‌ی اراک با حفظ هویت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره‌ی طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.

 خامساً: معامله‌ی اورانیوم غنی‌ شده‌ی موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد مطمئن در این‌ باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور باید به‌ تدریج و در دفعات متعدد باشد.

 سادساً: مطابق مصوبه‌ی مجلس،‌ طرح و تمهیدات لازم برای توسعه‌ی میان‌مدت صنعت انرژی اتمی که شامل روش پیشرفت در مقاطع مختلف از هم‌اکنون تا 15 سال و منتهی به 190 هزار سو است،‌ تهیه و با دقت در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود. این طرح باید هرگونه نگرانی ناشی از برخی مطالب در ضمائم برجام را برطرف کند.

 سابعاً: سازمان انرژی اتمی، ‌تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف را در مقام اجرا به‌گونه‌ای ساماندهی کند که در پایان دوره‌ی 8 ساله هیچ کمبود فناوری برای ایجاد غنی‌سازی مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد.

 ثامناً: توجه شود که موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.

 تاسعاً: وجود پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلفات و فریبکاری در طرف مقابل بویژه امریکا، ایجاب می‌کند که یک هیئت قوی و آگاه و هوشمند برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا بدان تصریح شده است،‌ تشکیل شود. ترکیب و وظائف این هیئت باید در شورای عالی امنیت ملی تعیین و تصویب شود.

 با توجه به آنچه ذکر شد، مصوبه‌ی جلسه 634 مورخ 94/5/19 شورای عالی امنیت ملی با رعایت موارد یاد شده تأیید می‌شود.

 در خاتمه همان‌طور که در جلسات متعدد به آن جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدی گرفتن و پیگیری همه‌ جانبـه‌ی اقتصاد مقـاومتی میسر نخـواهد شـد. امیـد است که مراقبت شود که این مقصود با جدیت تمام دنبــال شود و بخصوص به تقویت تولید ملی توجه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمائید که وضعیت پس از برداشته شدن تحریم‌ها، به واردات بی‌رویه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از امریکا جداً پرهیز شود.

 توفیقات جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران را از خداوند متعال مسألت می نمایم.

سیّدعلی خامنه‌ای

29/مهرماه/94

«انشای آمریکایی» پاره شد!

واکنش شریعتمداری به نامه رهبری؛



خبرنامه دانشجویان ایران: «رهبر انقلاب انشای آمریکا را پاره کرده و برای حریف دیکته نوشته‌اند» و چنین است که عصای موسی‌(ع) باطل‌السحر ساحران می‌شود

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حسین شریعتمدری مدیر مسئول کیهان سرمقاله روز پنجشنبه خود را به نامه مهم رهبر انقلاب در رابطه با اعطای مجوز اجرای مشروط برجام اختصاص داده است. مشروح این یادداشت در ادامه می آید:

 سرانجام بعد از چند ماه بحث و بررسی درباره برجام که نظرات متفاوت و در برخی از موارد «متضاد» را به دنبال داشت، دیروز رهبرمعظم انقلاب طی نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور محترم که «نقشه راه» واژه مناسب‌تری برای آن است، «باید»ها و «نباید»های پیش روی در اجرای برجام را برشمردند. مروری - هر چند گذرا- بر توصیه‌های اکید حضرت آقا به وضوح نشان می‌دهد که این توصیه‌ها ترجمان همان خط قرمز‌هایی است که حضرت ایشان پیش از این و بارها بر ضرورت رعایت آن در توافق هسته‌ای تاکید ورزیده بودند. خطوط قرمزی که باید از سوی متولیان امر در برجام که سند نهایی توافق وین است، گنجانده می‌شد که نشد و برخی از دوستان، آن را  آنگونه که باید جدی نگرفته بودند. دیروز اما، رهبرمعظم انقلاب به همه تفاوت سلیقه‌ها و تضاد دیدگاه‌ها پایان دادند و از آنجا که نظر ایشان از سه خاستگاه دینی، قانونی و کارشناسی، فصل‌الخطاب است، انتظار آن است که مفاد نامه حضرتش به عنوان «نقشه راه» و «دستورالعمل غیرقابل تخطی» از سوی همه دست‌اندرکاران به کار گرفته شود و تمامی سلیقه‌ها و دیدگاه‌های متفاوتی که تاکنون در عرصه مطرح بوده است، به یک نگاه واحد تبدیل شده و در خدمت اجرای دقیق این نقشه راه و دیده‌بانی چگونگی انجام آن بسیج شود و دراین‌باره گفتنی‌هایی هست؛

 1- برجام همانگونه که رهبر معظم انقلاب در نامه خود به رئیس‌جمهور بر آن تاکید ورزیده‌اند دارای «نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه به لحظه می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود».

 بایدها و نبایدهایی که در دستورالعمل حضرت آقا آمده است برای مسدود کردن راه نفوذ و سوءاستفاده دشمن از این «نقاط ابهام» و تصحیح «ضعف‌های‌ساختاری» برجام است. بنابراین چنانچه از بایدها و نبایدهای یاد‌شده در اجرای برجام با دقت مراقبت نشده و نظارت بر درستی انجام آن لحظه به لحظه دنبال نشود به یقین آینده کشور را با «خسارت‌های بزرگی» روبرو خواهد کرد. از این روی موارد مورد اشاره را نمی‌توان و نباید از جایگاه «قاعده اصلی»  به «تبصره‌»های پیرامونی تنزل داده و کمرنگ تلقی کرد!

 2- وجود نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و خسارت‌آفرین برجام باعث شده بود که درباره تصویب آن به صورت «آری» یا «نه» دو دیدگاه متفاوت مطرح شود. طیف اول که دولت محترم و برخی از نمایندگان مجلس در آن جای داشتند، نقاط ضعف و خطر‌آفرین برجام را جدی تلقی نمی‌کردند و از این روی طرفدار تصویب بی‌کم و کاست آن در مجلس و ترجیحا در شورای عالی امنیت ملی بودند و طیف دوم که منتقدان جدی برجام را شامل می‌شد با استناد به همین نقاط خطرآفرین خواستار «رد» برجام در مجاری قانونی -‌مجلس یا شورای عالی امنیت ملی - بودند. حضرت آقا راه سوم را برگزیدند و با قید و شرط‌هایی که برای چگونگی اجرای برجام در نظر گرفته و ابلاغ کردند ضمن حذف نقاط خطرآفرین از فرمول دوگانه «آری» یا  «نه» به گونه‌ای عزتمندانه عبور کردند.

 همین جا، اشاره به این نکته نیز ضروری است که ورود حضرت آقا به ماجرا و ارائه نقشه راه، پیام خالی از ابهامی برای طرف مقابل و مخصوصا آمریکا و متحدانش در پی دارد و به آنان می‌فهماند که در این سو با حریف قدرتمند و پرصلابتی روبرو هستند. و به قول روزنامه آمریکایی یو.اس.ای.تودی، بزرگترین مشکل آمریکا در ایران، حضور یک ابرحریف - SUPER  OPPONENT - است که نقشه راه آمریکا را می‌شناسد و در میان مردم خود از اعتماد آمیخته به اعتقاد برخوردار است.

 3- دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب، آمریکا را که این روزها، یک جریان خاص، اصرار داشت از جایگاه «دشمن متخاصم» به «رقیب سیاسی» و سپس «شریک منطقه‌ای» تبدیل کند، بیرون آورده و شیطان بزرگ را با نشان دادن چهره بی‌رتوش و بدون بزک آن، به جایگاه واقعی که دشمنی بی‌وقفه با اسلام و انقلاب اسلامی و مردم این مرز و بوم است بازگرداند. آنجا که با استناد به  دو نامه اوباما و سپس عهدشکنی و فریبکاری وی می‌فرمایند «صاحبنظران سیاسی عالم و افکارعمومی بسیاری از ملت‌ها به وضوح تشخیص می‌دهند که عامل این خصومت تمام نشدنی، ماهیت و هویت جمهوری اسلامی ایران است».

 تأکید رهبرمعظم انقلاب بر این واقعیت، غبارزدایی از جغرافیای سیاسی مذاکرات هسته‌ای است و از «دوست‌پنداری» ساده‌لوحانه دشمن که می‌تواند برای مردم این مرز و بوم و جهان اسلام فاجعه‌آفرین باشد پیشگیری خواهد کرد.

 4- اوباما در نشست سالانه «سابان» وابسته به صهیونیست‌های آمریکا، توافق هسته‌ای را مقدمه‌ای برای برچیدن کامل و اوراق کردن تأسیسات اتمی ایران - DISMANTLE- دانسته بود و در کنگره قول داده بود که سامانه تحریم‌های ایران باقی می‌ماند و جان کری علاوه بر کنگره در نشست آیپک نیز تاکید کرده بود، آن بخشی از تحریم‌های ایران که در توافق وین تعلیق - و نه لغو - می‌شود، با تحریم‌های دیگر از نوع حقوق بشری جایگزین و جبران خواهد شد! و متاسفانه باید گفت که در برجام هیچ مانعی برای پیشگیری از پروژه مورد اشاره آمریکایی‌ها جاسازی و تعبیه نشده بود.

 حضرت آقا در بند دوم دستورالعمل خویش تاکید می‌فرمایند «در سراسر دوره 8 ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته تروریسم و حقوق بشر توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد». در مفاد این بند دقت کنید، براساس آن، چنانچه آمریکا یا هر یک از دیگر اعضای 5+1 به بهانه‌های واهی نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم و... دست به تحریم‌هایی علیه ایران بزنند، نتیجه آن، نقض برجام بوده و دولت موظف به توقف اجرای آن خواهد بود. این بند، ضمن آن که توطئه از قبل تدارک شده دشمن را ناکام می‌گذارد، یک ویژگی‌ برجسته و بسیار با اهمیت دیگر نیز دارد و آن، این که، راه‌کارهای به ظاهر بیرون از برجام حریف را هم نشانه رفته است، چرا که دشمن اصرار داشت برجام را صرفا هسته‌ای معرفی کند و برای اتهامات بی‌اساسی نظیر حقوق بشر و تروریسم، پرونده جداگانه‌ای باز کرده بود که رهبر معظم انقلاب این پروژه پیرامونی را هم با صلابت و هوشمندی از کار انداخته‌اند.

 5- یکی از نگرانی‌های جدی منتقدان که با توجه به غیرقابل اعتماد بودن آمریکا مطرح می‌شد، همزمان نبودن اجرای تعهدات کشورمان با وعده‌های حریف بود که رهبر معظم انقلاب در نقشه راه ارائه شده، راه سوءاستفاده دشمن را با تاکید بر چند شرط مسدود فرموده و آورده‌اند تعهدات کشورمان فقط هنگامی به اجرا گذارده می‌شود که «آژانس پایان پرونده موضوعات حال و گذشته -PMD - را اعلام کند»  و یا درباره لغو تحریم‌ها بر «اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتحادیه اروپا مبنی بر لغو تحریم‌ها» تاکید کرده و فرموده‌اند «در اعلام اتحادیه اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا باید تصریح شود که این تحریم‌ها به کلی برداشته شده است.»

 6- باقی ماندن سامانه تحریم‌ها که بارها در اظهارنظر مقامات رسمی و بلندپایه آمریکا و اروپا آمده است، از جمله نگرانی‌های جدی دیگر بود، که چاره‌اندیشی و شرط‌گذاری حضرت آقا در این زمینه بسیار فراتر از انتظار حریف است، حضرت ایشان در بند سوم از دستورالعمل خویش نه فقط خواستار برچیدن عملی سامانه تحریم‌ها شده‌اند، بلکه حتی اظهارنظر مقامات حریف مبنی بر باقی ماندن این سامانه را نیز «به منزله نقض برجام» دانسته‌اند.

 7- رهبر معظم انقلاب، مسئولیت نظارت دقیق و لحظه به لحظه بر اجرای برجام را- با شرایطی که برای آن برشمرده‌اند - برعهده هیئتی قوی و آگاه و هوشمند گذاشته و فرموده‌اند «وجود پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلفات و فریبکاری در طرف مقابل به ویژه آمریکا، ایجاب می‌کند که یک هیئت قوی و آگاه و هوشمند برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا بدان تصریح شده است، تشکیل گردد». که لازم است این توصیه با دعوت دولت محترم از صاحبنظران و استقبال صاحبنظران و کارشناسان از این دعوت دولت جامه عمل بپوشد.

 8- یکی دیگر از دقیق‌ترین ابتکارات رهبر معظم انقلاب، قرار دادن حریف بر سر یک دو راهی است، چرا که اگر شرایط ابلاغ شده از سوی حضرت آقا را نپذیرد، از آنجا که این شرایط فنی و حقوقی است، با رد آن به اهداف فراهسته‌ای خود علیه ایران اسلامی اعتراف کرده است و در صورت پذیرش آن، توطئه‌ای که در متن برجام تدارک دیده بود، نقش بر آب خواهد شد.

 9- در این باره گفتنی‌های افتخارآفرین دیگری نیز هست که بیرون از محدوده این نوشته است و در یک کلمه باید گفت؛ «رهبر انقلاب انشای آمریکا را پاره کرده و برای حریف دیکته نوشته‌اند» و چنین است که عصای موسی‌(ع) باطل‌السحر ساحران می‌شود.

مردم ایران! طبق برجام تحریم‌ها لغونشدنی و مسیر شکایت ایران مسدود است

گروه سیاسی – رجانیوز: علیرضا زاکانی رئیس کمیسیون ویژه بررسی برجام مجلس شورای اسلامی در تذکری به رئیس مجلس اظهار داشت: بنده در تذکذ شفاهی هم قید کردم، تذکر من عدم رعایت آیین‌نامه در سیر رسیدگی به این موضوع است. به گزارش رجانیوز، وی افزود: تذکر من بر مبهم برخورد کردن و عدم انعکاس آن به کمیسیون تخصصی توسط هیأت رئیسه است. کمیسیون برجام ۴۰ روز شبانه‌روز تلاش کرده است تا بتوانند ابعاد مختلف و پیچیده این توافقنامه را مورد بررسی قرار دهد. رئیس کمیسیون ویژه برجام مجلس همچنین تصریح کرد: نهایت امر به گزارشی رسیدیم که مبتنی بر قواعد کمیسیون‌های مجلس به تصویب رسید و به لطف خدا در صحن منعکس شد. زاکانی خطاب به لاریجانی گفت: اما جنابعالی این طرح را از دو ماه قبل آماده کرده بودید؛ سپس به دو فراکسیون موکول کردید و فراکسیون اصولگرایان با اهتمام به این موضوع که مشکل ملی است و باید آن را از طریق تفاهم حل کنند وارد صحبت شد، اما در نهایت در حضور شما آنچه که مورد توجه فراکسیون اصولگرایان بود مورد دقت نظر واقع نشد و نکات مهم آن حذف شد. وی همچنین خاطرنشان کرد: ما در صحن مجلس سکوت کردیم و علت آن این بود که می‌گفتیم از طریق قانونی و به واسطه ماده ۱۴۵ امکان تصحیح مشکلات داخل این طرح وجود دارد. طرحی که بیشتر به یک بیانیه سیاسی معطوف است تا یک طرحی که بتواند چارچوب قانون‌گذاری را بگذارد. رئیس کمیسیون ویژه برجام مجلس در ادامه مطلب فوق اضافه کرد: اینکه وندی شرمن دیروز اعلام کرده است این طرح تمام خواسته‌های آمریکا را تأمین می‌کند در حقیقت مجلس ایران زیر بار این حرف نخواهد رفت. شما در صحن از دو فراکسیون هزینه کردید. از دفتر و دبیرخانه هزینه کردید در حالیکه دست‌خط‌های دبیرخانه دست بنده هست که اشکالات جدی را به این طرح جنابعالی گرفته‌اند. وی عنوان کرد که ما باز هم سکوت کردیم و این گزارش به کمیسیون امنیت موکول شد و کمیسیون مذکور بر خلاف نصح صریح ماده ۱۴۵ قبل از کمیسیون‌های فرعی آن را رسیدگی کرد و نتیجه رسیدگی خود را با حداقل تغییراتی آن را به صحن منعکس کرد. زاکانی متذکر شد: این مسئله نه به صلاح مملکت و منافع کشور است و شما باید تجدیدنظر کنید. دیروز به ما گفتند که دبیرخانه به دنبال تفاهم است. دوستانی که امروز سکوت کردند به خاطر اینکه صبح ما در جلسه به آنها گفتیم دبیرخانه در حال تفاهم است. دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی صبح امروز نزد بنده به مسئول دفتر شما زنگ زدند و خواهش کردند که به آقای لاریجانی بگویید این را از دستور خارج کند. وی در خاتمه عنوان کرد: مملکت نیاز به تفاهم دارد. نیاز به ضدیت با هم ندارد، ما مکمل دولت هستیم. دولت و مجلس یکی است. ما امروز هستیم اما آینده نه آقای ظریف نه آقای لاریجانی هست. خواهش می‌کنم این تذکر را رعایت کرده و از دستور کار خارج کنید. با هم تفاهم کنید و یک کار ملی انجام دهید. تذکر آیین‌نامه‌ای زاکانی نسبت به عدم ارجاع طرح برجام به کمیسیون تخصصی علیرضا زاکانی در تذکر شفاهی دیگری در صحن علنی مجلس گفت: تذکر من عدم رعایت آیین‌نامه در سیر رسیدگی به طرح یک فوریتی اقدام متقابل و متناسب دولت در اجرای برجام است. رئیس کمیسیون برجام نسبت به عدم رعایت آیین‌نامه داخلی مجلس در عدم ارجاع طرح اجرای برجام به کمیسیون تخصصی تذکر داد و به طرح اتهام علیه خود اعتراض کرد. وی با اشاره به اینکه تذکر بعدی او عدم ارجاع این طرح به کمیسیون تخصصی است خاطرنشان کرد: کمیسیون برجام ۴۰ شبانه‌روز تلاش کرد تا بتواند ابعاد مختلف و پیچیده این توافقنامه را مورد بررسی قرار دهد و در نهایت به گزارشی رسیدیم که مبتنی بر قواعد کمیسیون‌های مجلس به تصویب رسید و در صحن منعکس شد اما جنابعالی - لاریجانی - طرحی را که از دو ماه قبل آماده کرده بودید در دستور گذاشتید. بر این اساس لاریجانی در اینجا پاسخ داد تذکر شما قبلاً توسط دیگر نمایندگان مطرح شده و پاسخ داده شده است که زاکانی در جواب گفت: شما اتهام دروغ به من زدید من صبح در دبیرخانه شورای امنیت ملی بودم، صحبت‌هایی که دیروز بعدازظهر با آقای شمخانی کرده بودید مطرح شد و مسئول مربوطه گفت آقای لاریجانی درست مطلب را منتقل نکرده است. رئیس مجلس توضیح داد: من دیشب با شخص آقای شمخانی صحبت کرده بودم از اول تا آخر طرح را با هم خواندیم بعد شما رفتید از یک نفر دیگر پرسیدید. گزارش خبرنگار فارس حاکی است زاکانی با پافشاری بر اینکه لاریجانی وی را متهم به سخن کذب کرده است، گفت: شما می‌خواهید از این طرح دفاع کنید خب دفاع کنید اما منطق ما را هم بشنوید. لاریجانی در پاسخ گفت: من سیر مسئله را طرح کردم. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه اکثر توافق‌های فراکسیون اصولگرایان درباره طرح مزبور رعایت نشده است، گفت: آقای زارعی می‌توانند در این باره توضیح دهند. بر این اساس رئیس مجلس شورای اسلامی پاسخ داد: اشهدوا بالله تا آخر با هم توافق کردیم به جزء یک مورد؛ اینکه طرح بنده نیست که من از آن دفاع کنم این یک طرح ملی است. آیا من از آن بهره‌ای دارم؟ شما طوری می‌گویید که انگار من از آن نفعی می‌برم. زاکانی در مخالفت با کلیات طرح: مردم ایران! طبق برجام تحریم‌ها لغونشدنی و مسیر شکایت ایران مسدود است علیرضا زاکانی همچنین در مخالفت با کلیات طرح اقدام متقابل و متناسب دولت در اجرای برجام، گفت: ما امروز در یک گردنه حساسی از تاریخ قرار داریم. نماینده مردم تهران در مجلس با تأکید بر اینکه تحریم‌ها طبق برجام لغوشدنی نیست، گفت: طبق برجام مسیر شکایت و حق‌خواهی ایران در توافق هسته‌ای مسدود است. وی با اشاره به اینکه به تعبیر شورای نگهبان ۷ موافقت‌نامه‌ای که در آن تعهد ایجاد شده باشد باید به مجلس ارائه شود، گفت: دولت تدبیر و امید به مجلس بی‌اعتنایی کرد و علاوه بر آن از خطوط قرمز هسته‌ای نیز در توافق عبور شد. زاکانی با اشاره به اینکه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای قوانین مصوب مجلس درباره موضوع هسته‌ای کشور در سالهای ۸۴ و ۹۲ را مدنظر قرار نداد، گفت: قانون مصوب سال ۸۴ درباره بازنگری در مورد همکاری ایران باMPT به تعبیر رهبر انقلاب جزو بهترین قوانین صد ساله کشور است. وی همه ادعاهای شکل گرفته درباره برجام را نادرست خواند و افزود: گفتند برجام سایه جنگ را از سر کشور برمی‌گیرد در حالی که همه اذعان دارند که سایه جنگ به واسطه اقتدار ایران از سر کشور برداشته شده است. زاکانی با تصریح بر این نکته که ما هنوز ذیل ماده ۴۱ فصل هفتم منشور ملل متحد هستیم، گفت: آقای ظریف گفتند اگر ما توافق نمی‌کردیم فروش نفت به صفر می‌رسید در حالی که آماری که از آمریکا منتشر می‌شود این را رد می‌کند. اگر کسانی می‌خواهند کشور را بحرانی نشان دهند خود باید توضیح دهند ما در اوج تحریم‌ها ۱.۹ میلیون بشکه نفت می‌فروختیم. وی افزود: اعلام کردند که برجام تحریم‌ها را لغو می‌کند اما هیچ تحریمی جزء ۴ و نصفی که جزو دستورات رئیس جمهور آمریکا بود حذف نمی‌شود. رئیس کمیسیون ویژه برجام مجلس شورای اسلامی تمام پیش‌فرض‌ها راجع به مذاکرات هسته‌ای را نادرست برشمرد و گفت: تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در جزئیات با هیچ کس هماهنگ نبود و به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی در کمیسیون برجام شورای عالی امنیت ملی در جریان این امور نبود و کمیته هسته‌ای جلسات آن چنانی نداشت لذا آنچه اعلام می‌کنند یک کلیاتی است زیرا دولت علاقه نداشت برجام در مجلس بررسی شود. وی با یادآوری تأکید مقام معظم رهبری بر اینکه اگر تحریمی لغو نشود ما تأسیسات هسته‌ای خود را در زمین جمع نخواهیم کرد، پرسید کجای دغدغه رهبری رعایت شده است؟ آقای لاریجانی هم مخالف آمدن برجام به مجلس بود و در مصاحبه‌ای گفت نظر رهبری بود که برجام در مجلس بررسی شود. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی از اعتراض خود به کمیسیون امنیت ملی سخن گفت و با اشاره به اینکه این کمیسیون از کارشناسان برای بررسی طرح یک فوریتی بهره نگرفته است، خاطرنشان کرد: در زمینه برجام اعلام شده است که ظرف ۲۴ ساعت از هر جا که خواستند می‌توانند بازدید کنند. زاکانی با تأکید مجدد بر اینکه تحریم‌ها لغو شدنی نیست، گفت: سخنان آقای عراقچی، صالحی و ظریف با هم تناقض دارد؛ ما فهمیدیم که ۵ سند درباره توافق هسته‌ای وجود دارد که اولی برجام و دومی قطعنامه شورای امنیت است. وی ادامه داد: سومین سند برنامه بلندمدتی است که آقای عراقچی گفت همین برجام است اما آقای صالحی در جلسه کمیسیون گفت در حال تدوین است؟ نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: سند چهارم توافق محرمانه میان ایران و آژانس است که به ما عنوان شد کلیاتی از آن را می‌توانیم مطرح کنیم اما سند پنجم بین ایران و آمریکا امضا شده است. وی مسیر شکایات و حق‌خواهی ایران را در برجام مسدود دانست و اظهار داشت: من از آقای عراقچی پرسیدم ما به کجا می‌توانیم شکایت کنیم ایشان پاسخ داد باید به خدا شکایت کنیم. اگر می‌خواستیم به خدا شکایت کنیم که دیگر مذاکره نمی‌کردیم. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تأکید بر اینکه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای نتوانسته است حقوق اساسی ایران را از گرگ‌های اروپایی و آمریکایی بگیرد، تصریح کرد: قرار نیست اگر این تیم نتوانست حق ما را بگیرد ما به این طرح رأی موافق دهیم.

بهانه‌های تکراری برای سر باز زدن از تصویب برجام در مجلس!

«چـــــرا؟»ی شریعتمداری بر رفتار دولتی‌ها؛ می‌فرمایند، پذیرش برجام از جانب ما «داوطلبانه» است! و توضیح نمی‌دهند که آیا این اقدام داوطلبانه- به قول شما- تعهدآور نیز هست یا نه؟ اگر هست باید مجلس درباره آن تصمیم بگیرد و اگر نیست چالش 12ساله برای چیست؟ به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حسین شریعتمداری در سرمقاله کیهان نوشت: تلخ و ناگوار است ولی واقعیت دارد که مخالفت دولت محترم با ارسال لایحه برجام به مجلس شورای اسلامی به اندازه‌ای گسترده و عمیق است که «نگرانی» برخاسته از آن قابل توجیه به نظر نمی‌رسد و این پرسش را به دنبال دارد که چرا؟! 1- هفته گذشته طی یادداشتی با عنوان «اگر فتح‌الفتوح است چرا قانونی نشود؟!» با استناد به اصول 77 و 125 قانون اساسی و ارائه دلایل و مستندات دیگری از متن برجام و چرخه‌ای که برای عملیاتی شدن آن پیش‌بینی شده است به الزام قانونی دولت در ارسال لایحه برجام به مجلس شورای اسلامی پرداختیم- که تکرار آن اطاله کلام و غیر ضروری است- در بخشی از یادداشت مورد اشاره آمده بود؛ «موافقان برجام از این سند با عنوان «فتح‌الفتوح»! «بزرگترین‌دستاورد»! «تسلیم قدرت‌های جهانی در مقابل کشورمان»! «برجسته‌ترین معاهده تاریخ معاصر»! «پیروزی 3 بر 2» و... یاد می‌کنند و سوال آن است که اگر آقایان، به این دیدگاه و نظر خود درباره برجام اعتقاد دارند، چرا از تصویب آن در مجلس ابراز نگرانی کرده و می‌فرمایند تصویب برجام در مجلس، این سند را به عنوان یک قانون مصوب مجلس، الزام‌آور می‌کند؟! قانونی شدن «فتح‌الفتوح»! و تثبیت «برد 3 بر 2» که باید افتخارآفرین و غرورانگیز باشد، پس چرا برای آقایان نگران‌کننده و دغدغه‌آور است؟! تعجب‌آور نیست؟! اگر نگرانی آقایان از آن است که تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی این سند را قانونی و الزام‌آور می‌کند باید پرسید مگر تصویب احتمالی آن در شورای عالی امنیت ملی، همین نتیجه را به دنبال ندارد؟ بنابراین چنانچه نگرانی از تصویب مجلس باشد این نگرانی از تصویب در شورای عالی امنیت ملی هم باید وجود داشته باشد. از این روی به نظر می‌رسد نگرانی آقایان از تصویب احتمالی برجام در مجلس نیست، بلکه نگران رد آن هستند و یا خدای نخواسته از تریبون باز مجلس نگرانند، زیرا مردم را در جریان بحث و بررسی برجام قرار می‌دهد که می‌تواند اطلاع و باخبر شدن آنان از عدم توازن میان آنچه داده‌ایم و آنچه قرار است- تاکید می‌شود قرار است- بگیریم، را در پی داشته باشد. ممکن است گفته شود مجلس نیز می‌تواند برجام را در جلسات غیرعلنی بررسی کند که باید گفت واقعیات تلخ برجام بعد از مطرح شدن در میان چند صد نماینده مجلس نمی‌تواند در نهایت پنهان باقی بماند.» 2- روز پنج‌شنبه 12 شهریورماه رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار اعضای مجلس خبرگان با ایشان بر ضرورت بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی تاکید کرده و فرمودند؛ «من معتقدم و به آقای رئیس‌جمهور هم گفتم که مصلحت نیست مجلس شورای اسلامی از موضوع بررسی برجام کنار گذاشته شود» و در ادامه یادآور شدند که؛ «من در مورد نحوه بررسی (برجام) و اینکه آن را رد کنند یا تصویب کنند، هیچ توصیه‌ای به مجلس ندارم و این، نمایندگان ملت هستند که باید تصمیم بگیرند». و اما، در حالی که علاوه بر صراحت قانون اساسی درباره لزوم ارجاع برجام به مجلس شورای اسلامی و تأکید رهبر معظم انقلاب، انتظار می‌رفت دولت محترم بلافاصله و بدون فوت وقت به وظیفه قانونی خود عمل کند، از فردای آن روز، اعضای تیم مذاکره‌کننده در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای پی‌درپی اعلام کردند که ارجاع برجام به مجلس شورای اسلامی را «به‌مصلحت»! نمی‌دانند! و بی‌آن که توضیح بدهند از کدام جایگاه سخن می‌گویند؟ و مسئولیت خود خوانده! تشخیص مصلحت مردم و نظام را با استناد به کدام سند قانونی و شرعی برای خود قائل شده‌اند؟ در توجیه این اقدام عجیب و سوال‌برانگیز خود به تکرار همان بهانه‌های بی‌پایه و اساس قبلی روی آوردند، بهانه‌هایی که بارها پاسخ مستند آن را دریافت کرده بودند! البته با همه احترامی که برای رئیس‌جمهور محترم، برادران عضو تیم مذاکره‌کننده و سخنگوی دولت قائل هستیم این نکته را نیز گفتنی و تاکید کردنی می‌دانیم که آنان در جایگاه و مرتبه‌ای نیستند که بخواهند یا بتوانند قانون اساسی را دور بزنند و این میثاق برخاسته از خون دادن‌ها و خون‌ دل‌خوردن‌های ملت را نادیده بگیرند. پیش از این درباره غیرقانونی بودن تعلل دولت و خودداری از ارسال لایحه برجام به مجلس و نیز، ضرورت تصویب یا رد آن از سوی نمایندگان ملت، گزارش‌ها و نوشته‌های مستند و متعددی داشته‌ایم و تیتر یک کیهان امروز با عنوان «استقبال دشمن از دهن‌کجی دولت به قانون اساسی» نیز به همین موضوع اختصاص دارد. در یادداشت پیش روی اما، سخن بر چرخه دیگری می‌چرخد. 3- این دیدگاه با مستندات فراوانی از متن توافق وین، قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل و ملحقات دیگر آن همراه است که «برجام» در صورت تصویب برای آینده «علمی»، «امنیتی» و «اقتصادی» کشور فاجعه‌آفرین خواهد بود. بنابراین، اگر دولت محترم این دیدگاه را باور ندارد، انتظار منطقی آن است که دلایل مستند صاحبان این نظریه را با استناد به متن برجام پاسخ داده و رد کند و نه آن که دهان منتقدان را با ردیف کردن الفاظ ناروایی نظیر؛ برو به جهنم! بی‌سواد! تازه به دوران رسیده! و... ببندد! بدیهی است که این برخورد، قبل‌از هر چیز نشانه عبور از پاسخگویی است و البته، برخی از پاسخ‌ها که هر‌از چندگاه در جاده یکطرفه صدا و سیما ارائه می‌دهند نیز، پاسخ نیست. می‌فرمایند، پذیرش برجام از جانب ما «داوطلبانه» است! و توضیح نمی‌دهند که آیا این اقدام داوطلبانه- به قول شما- تعهدآور نیز هست یا نه؟ اگر هست باید مجلس درباره آن تصمیم بگیرد و اگر نیست چالش 12ساله برای چیست؟ و یا مگر تعهدات دور اول نیز داوطلبانه نبود؟ چرا بعد از آن که باج‌خواهی حریف را نپذیرفتیم، شورای امنیت سازمان ملل سه قطعنامه علیه کشورمان صادر کرد؟ و یا ادعا می‌کنند توافق وین، معاهده جدیدی نیست بلکه همان معاهده NPT است! و حال آن که توافق وین بیرون از معاهده ان.پی‌.تی تدوین شده، چرا که معاهده یاد شده را پیش از این امضاء کرده و پذیرفته‌ایم و امضای مجدد آن معنا و مفهومی ندارد! ضمن آن که برجام در بسیاری از موارد حقوق مسلم و ثبت شده کشورمان در معاهده ان.پی.تی را حذف کرده است. مثلا اگر فردا اعلام کنیم مطابق ماده 4 NPT از حق غنی‌سازی اورانیوم بدون محدودیت در میزان ذخیره مواد غنی‌شده و درصد غنی‌‌سازی، برخورداریم، پاسخ خواهند داد این حق در چارچوب برجام قابل ارزیابی است که در آن بر میزان مواد غنی‌شده و درصد آن به وضوح تصریح شده است. و یا آقای لاریجانی رئیس‌محترم مجلس در مصاحبه با رادیو سراسری آمریکا-ان.‌پی‌‌آر- می‌گوید «اگر احساس کنیم طرف مقابل دارد توافق را نقض می‌کند، خب! ما هم مقابله به مثل می‌کنیم»! و این پرسش را بی‌پاسخ می‌گذارد که از دست دادن ذخیره 9700 کیلوگرمی اورانیوم غنی شده که طی 10 سال فراهم آمده و قرار است از کشور خارج شود چگونه در فاصله کوتاهی قابل جبران است؟ و یا بعد از آن که سامانه 14 هزار سانتریفیوژ از هم گسیخته شد با کدام مکانیسم بازگشت‌پذیر خواهد بود؟! و یا اگر قلب راکتور آب سنگین اراک را با بتن مسدود کردیم، بازسازی آن در صورت نقض تعهد حریف چه سرنوشتی خواهد داشت؟! اگر با استناد به بند 3 از ضمیمه B قطعنامه 2231، خواستار توقف تولید موشک‌های بالستیک شوند و با تأکید بر بازرسی از مراکز نظامی، اسرار نظامی کشورمان را به دست آورند و... آیا به این خواسته آنان تن می‌دهیم؟ اگر پاسخ آری است که ایران اسلامی را در مقابل دشمنان وحشی و خونریز خلع سلاح کرده‌ایم و اگر پاسخ منفی باشد که به تعهدات خود عمل نکرده‌ایم! و... دهها نمونه فاجعه‌بار دیگر که به آن پرداخته‌ایم و طرح مجدد آن بیرون از محدوده و موضوع اصلی یادداشت پیش روی است. 4- آنچه به اختصار اشاره شد اگر به زعم آقایان، ناشی از توهم! و زائیده ذهن یک مشت بی‌سواد، تازه به دوران رسیده، باشد کمترین انتظار منطقی آن است که آنها را از توهم بیرون آورید و اگر واقعیت‌هایی است که از متن برجام برمی‌خیزد، چرا بر پذیرش و اجرای آن اصرار می‌ورزید و از بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی که احتمال عدم تصویب آن می‌رود، نگران هستید؟! بی‌تردید دولت و اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، حتی در دوردست‌ترین افق ذهن خود نیز تصور- خدای نخواسته- کمترین آسیب به عرصه‌های اقتصادی، امنیتی و علمی و تکنولوژیک کشورمان را نداشته و برنمی‌تابند، اما صاحبان این دیدگاه که تصویب و اجرای توافق وین می‌تواند آینده کشورمان را با آسیب‌های جدی یاد شده روبرو کند نیز برای دیدگاه و نظر خود، شواهد و اسناد در خور توجهی از متن برجام ارائه می‌دهند بنابراین، بایسته آن است که دولت محترم از اصرار غیرقانونی خود در مخالفت با بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی دست بکشد و به جای ایستادگی در برابر قانون به وظیفه قانونی خود در این زمینه عمل کند. بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی، نقاط ضعف و آسیب‌رسان این سند را از لایه‌های به ظاهر پنهان آن بیرون کشیده و در میدان قضاوت همگان می‌گذارد. این اقدام که برخاسته از نص صریح قانون اساسی است، برخلاف تصور رئیس‌جمهور و اعضای تیم مذاکره‌کننده کشورمان علاوه بر آن که مخالف مصالح مردم و نظام نیست به نفع دولت محترم نیز هست.

چه عیبی دارد که اجازه بدهید مجلس نیز برجام را همانند کنگره بررسی کند

واکنش شریعتمداری به اظهارات اخیر عراقچی 



 چه عیبی دارد که اجازه بدهید مجلس نیز برجام را همانند کنگره بررسی کند/ دور زدن قانون اساسی و نادیده گرفتن اصول ۷۷ و ۱۲۵ یک «بدعت» تازه است! 

 اگر دولت و اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده کشورمان، متن توافق وین -برجام- را تامین‌کننده منافع و مصالح ملی ایران اسلامی می‌دانند، چرا باید نسبت به بررسی آن از سوی نمایندگان ملت، که نص صریح قانون اساسی است، اینهمه نگران باشند؟! 


گروه سیاسی - رجانیوز: حسین شریعتمداری در مطلبی درواکنش به اظهارات دوشنبه شب عراقچی در برنامه گفتگوی ویژه خبری نوشت: آقای دکتر عراقچی معاون محترم وزارت امور خارجه که در برنامه دوشنبه شب گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه ۲ سیما شرکت کرده بود، در پاسخ به این پرسش که «آیا قرار است برجام به صورت لایحه به مجلس ارائه شود یا نه؟» اظهاراتی داشت که درباره آن گفتنی‌هایی هست.


 


الف: ایشان با تاکید بر این که «برجام» از سوی دو طرف به صورت داوطلبانه اجرا می‌شود آن را مشمول اصل ۷۷ قانون اساسی ندانسته و گفت: «طبق اصل ۷۷ قانون اساسی تمامی معاهدات، موافقت‌نامه‌ها و قراردادها باید برای تصویب به مجلس ارسال شود و نتیجه گرفت که «برجام» از نوع معاهده و توافقنامه و قرارداد نیست که نیازی به تصویب مجلس داشته باشد! این برداشت از اصل ۷۷ قانون اساسی در حالی است که اصل یاد شده مطابق تفسیر شورای نگهبان شامل تمامی اسنادی است که برای کشور تعهدآور باشد و در آن تاکید شده است که ملاک و معیار در این زمینه «تعهدآور» بودن سند است و اسامی و عبارات نمی‌تواند هیچ سند تعهدآوری را از شمول اصل ۷۷ قانون اساسی خارج کند. بنابراین باید از جناب عراقچی پرسید؛ اگر «برجام» هیچ تعهدی را برعهده کشورمان نمی‌گذارد که دیگر، نام آن سند و یا توافق نیست و اساساً نیازی به ۱۲ سال مذاکره و این همه‌ آمد و شد نداشت و اگر تعهدآور است -که هست - فقط بعد از تصویب مجلس شورای اسلامی قابل اجرا خواهد بود.


 


ب: آقای عراقچی اظهار داشته است که «هیچ‌یک از اعضای برجام، این توافق را در پارلمان‌های خود به تصویب نمی‌رسانند» و در پاسخ به این پرسش که اگر چنین است، چرا موضوع در کنگره آمریکا مطرح است؟ می‌گوید «بحث‌هایی که در کنگره آمریکا مطرح است برای تصویب نیست، بلکه برای رد آن است»! که باید گفت: این اظهارنظر از جناب دکتر عراقچی به عنوان عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده کشورمان دور از انتظار است. چرا که به قول ایشان «بحث و بررسی کنگره برای تصویب برجام نیست، بلکه برای رد آن است» خب! آیا این ماجرا مانند هر بررسی دیگری دارای دو سوی مشخص «رد» یا «پذیرش» نیست؟! توضیح این که اگر کنگره آمریکا برجام را رد نکند، به مفهوم آن است که برجام را «تصویب» کرده است. آیا غیر از این است؟ بنابراین، کنگره آمریکا در حال بررسی برجام برای رسیدن به یک نتیجه مشخص «رد» یا «قبول» است. اگر رد کند، تصویب نکرده و اگر بپذیرد، تصویب کرده است. پس، چرا می‌فرمایند


«بحث کنگره برای تصویب نیست بلکه برای رد آن است؟!»


 


و اساساً اگر آنگونه که برادر عزیزمان آقای عراقچی می‌فرمایند، بحث کنگره فقط برای رد برجام باشد یعنی از هم‌اکنون نتیجه آن معلوم است، بنابراین نشست‌های پی‌در‌پی کنگره برای چیست؟! آیا به قول اهل منطق، درباره کلیات ابوالبقاء بحث می‌کنند؟!


 


ج :‌ بر فرض که بررسی برجام در کنگره آمریکا فقط برای «رد» آن باشد و نه تصویب! خب! چه عیبی دارد که اجازه بدهید مجلس شورای اسلامی نیز برجام را با هدف رد آن بررسی کند و چنانچه دلیلی برای رد آن پیدا نکرد، رای به تصویب آن بدهد، یعنی دقیقاً همان کاری که به قول آقای عراقچی، کنگره آمریکا در حال انجام آن است.


 


د: معاون محترم وزارت امور خارجه کشورمان در بخش دیگری از مصاحبه یاد شده تاکید می‌کند به نظر  وزارت خارجه و از دید منافع ملی به صلاح نیست که برجام به مجلس بیاید چرا که در آن صورت، مجموعه‌ای از اقدامات داوطلبانه به قانون تبدیل می‌شود! برادر عزیزمان جناب عراقچی توضیح نمی‌دهند که؛


 


اولاً؛ اگر انجام تعهدات برجام الزام‌آور نیست که باید گفت «توافقی» صورت نگرفته است و آن همه تاکید و تصریح بر پایبندی طرفین به اجرای آن، سخن بیهوده‌ای است! ولی واقعیت آن است که طرفین به اجرای دقیق و بی‌کم و کاست برجام ملزم شده‌اند و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت به گفته خود آقایان، تضمین اجرای برجام از سوی طرفین توافق وین است.


و ثانیاً؛ آنچه به صلاح نیست، دور زدن قانون اساسی و نادیده گرفتن اصول ۷۷ و ۱۲۵ آن است که بر تصویب تمامی توافقات و معاهدات و... هر سند تعهدآوری از سوی مجلس شورای اسلامی تاکید و تصریح دارد. و بدیهی است که عنوان «داوطلبانه» غیر از دور زدن قانون اساسی که یک «بدعت» تازه است مفهوم دیگری ندارد.


 


هـ: اگر دولت و اعضای محترم تیم مذاکره‌کننده کشورمان، متن توافق وین -برجام- را تامین‌کننده منافع و مصالح ملی ایران اسلامی می‌دانند، چرا باید نسبت به بررسی آن از سوی نمایندگان ملت، که نص صریح قانون اساسی است، اینهمه نگران باشند؟!

«در پروتکل الحاقی چیزی به‌نام بازرسی وجود ندارد»! عاری از واقعیت است



کیهان نوشت: کاش نیازی به این نوشته نبود و یا دستکم این که نگارنده می‌توانست خود را قانع کند که نیازی به این وجیزه نیست. اما متاسفانه برخی از اظهارات رئیس‌جمهور محترم درباره چالش هسته‌ای و «توافق احتمالی» به‌گونه‌ای است که اگر مصداق «سهواللسان» و «خطای بیان» نباشد - که ان‌شاءالله باشد- بیم آن می‌رود که با سوءاستفاده دشمنان روبرو شود و زیاده‌خواهی بیشتر آنان را در پی داشته باشد. از این روی اشاره به نکاتی برای پیشگیری از سوءاستفاده حریف ضروری به نظر می‌رسد. از جمله اینگونه اظهارات می‌توان به بخشی از سخنان آقای دکتر روحانی در کنفرانس خبری روز شنبه ایشان اشاره کرد. آنجا که درباره پروتکل الحاقی می‌گویند؛


«پروتکل الحاقی چیزی نیست که مخصوص ایران باشد... بسیاری از کشورهای دنیا، امروز پروتکل الحاقی را اجرا و به آن عمل می‌کنند. ۱۲۴ کشور پروتکل الحاقی را اجرا می‌کنند... در پروتکل الحاقی، چیزی به نام بازرسی وجود ندارد... ما در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ پروتکل الحاقی را اجرا کردیم و می‌دانیم که چگونه است... مسئله مهم برای ایران، این است که با اجرای توافق و پروتکل الحاقی ثابت کند که اتهاماتی که علیه ایران مطرح می‌شود  و اینکه ایران در پی ساخت بمب هسته‌ای است، اتهامات بی‌اساس است».


با عرض پوزش از رئیس‌جمهور محترم کشورمان باید گفت، تعریف و توضیح ایشان درباره پروتکل الحاقی با واقعیات نه فقط منطبق نیست بلکه در تضاد نیز هست و پذیرش و اجرای آن مخصوصا آنگونه که در توافق لوزان آمده است می‌تواند عواقب سخت و جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد و در این‌باره گفتنی است؛


۱- فرموده‌اند که امروزه ۱۲۴ کشور جهان - تعداد آنها ۱۲۵ است- پروتکل الحاقی را پذیرفته و آن را اجراء می‌کنند! و حال آن که؛


الف: برخی از این ۱۲۵ کشور، نظیر بورکینافاسو، کنگو، آنگولا، چاد، کومور، گابن، افغانستان و ... اساسا هیچگونه فعالیت هسته‌ای ندارند که اجرای پروتکل الحاقی درباره آنها مصداق داشته باشد. پذیرش پروتکل از سوی این کشورها در پی فشار آمریکا و با هدف اعتبار بخشیدن به وجهه بین‌المللی این پروتکل صورت پذیرفته است.


ب: شمار دیگری از این ۱۲۵ کشور، مانند آمریکا، فرانسه، چین، انگلیس و روسیه کشورهایی هستند که برخورداری آنها از سلاح اتمی در معاهده ‌NPT  به رسمیت شناخته شده است بنابراین پروتکل الحاقی که موضوع اصلی آن پیشگیری از انحراف به سوی تولید سلاح هسته‌ای است در مورد این کشورها موضوعیت ندارد. البته گفتنی است مطابق ماده اول معاهده NPT  کشورهای دارای سلاح اتمی از واگذاری این تسلیحات به سایر کشورها و یا کمک به آنها برای تولید سلاح هسته‌ای منع شده‌اند و تنها موردی که پذیرش پروتکل الحاقی از سوی این  کشورها را توجیه می‌کند، همین نکته است ولی ۵ کشور یاد شده پروتکل الحاقی را با قیدهایی نظیر «عدم دسترسی به مراکزی که امنیت ملی آنان را به خطر می‌اندازد-آمریکا»، «ممنوعیت دسترسی فیزیکی- روسیه»، «صرفا برای آموزش بازرسان آژانس- فرانسه» و... پذیرفته‌اند و براساس گزارش‌های رسمی آژانس هیچ یک از آنها نیز به مفاد ماده مورد اشاره پایبند نبوده‌اند.


ج: تعداد اندکی از این ۱۲۵ کشور، نظیر ژاپن و آفریقای جنوبی نیز که از فعالیت هسته‌ای برخوردارند، در شمار متحدان استراتژیک آمریکا و اروپا هستند که بدیهی است شرایطی کاملاً متفاوت با جمهوری اسلامی ایران دارند. آمریکا نیازی به کشف اسرار نظامی آنها احساس نمی‌کند و یا ترور دانشمندان هسته‌ای این کشورها را در دستور کار خود ندارد و...
با توجه به نکات یاد شده، اظهارنظر رئیس‌جمهور محترم که ۱۲۵ کشور در جهان پروتکل الحاقی را پذیرفته و اجراء می‌کنند با واقعیت انطباق ندارد. مثلاً؛ بورکینافاسو و آنگولا و گابن و... از کدام برنامه هسته‌ای برخوردارند که جناب روحانی به اجرای پروتکل الحاقی از جانب آنها اشاره می‌فرمایند؟! و یا...


۲- فرموده‌اند در پروتکل الحاقی چیزی به نام «بازرسی» وجود ندارد! و این در حالی است که موضوع اصلی پروتکل الحاقی بازرسی‌های فراتر از NPT و پادمان‌های مربوطه، آنهم از نوع بازرسی‌های سرزده از هر مکان و در هر زمان است. پروتکل الحاقی این بازرسی‌های سر زده را «حق آژانس» می‌داند که انجام آن برخلاف سایر «بازرسی‌های ویژه» نیازی به تصویب شورای حکام نیز ندارد. ماده ۴ پروتکل الحاقی تأکید می‌کند که بازرسان آژانس  در موارد خاص، محل مورد نظر خود برای بازرسی را فقط ۲ ساعت قبل از شروع بازرسی، به اطلاع کشور میزبان می‌رسانند و...
بنابراین، اظهارنظر رئیس جمهور محترم که «در پروتکل الحاقی چیزی به‌نام بازرسی وجود ندارد»! نیز نه فقط عاری از واقعیت است بلکه بازرسی‌های تصریح شده در پروتکل الحاقی بسیار فراتر از بازرسی‌های پیش‌بینی شده و پذیرفته شده در معاهده NPT و پادمان مربوطه است.


۳- آقای دکتر روحانی می‌فرمایند؛ «ما در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ پروتکل‌الحاقی را اجرا کردیم و می‌دانیم که چگونه است و در همان زمان هم که میخواست اجرا شود، بحثی در کشور سرگرفت که اگر پروتکل اجرایی شود مساجد و خانه علما و مجلس شورای اسلامی را بازرسی می‌کنند که بی‌اساس بود»!


درباره این بخش از اظهارات رئیس‌جمهور محترم باید گفت؛ استناد به اقداماتی که در گذشته صورت پذیرفته- نظیر اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵- فقط هنگامی ارزشمند و توجیه‌کننده خواهد بود که از اقدامات یاد شده، نتیجه مطلوب و مثبتی به دست آمده باشد و در غیر این صورت، استناد به  اقدامات گذشته نه فقط تکرار آن را توجیه نمی‌کند بلکه می‌تواند و باید به عنوان یک تجربه تلخ مانع از انجام دوباره آن باشد.


اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در فاصله سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ کدام نتیجه مثبت و قابل قبولی را به دنبال داشته است که حضرتعالی با استناد به آن، اجرای دوباره پروتکل الحاقی را به نفع کشور تلقی کرده و توصیه می‌فرمائید؟! مگر غیر از این است که در سال‌های مورد اشاره بعد از اجرای پروتکل الحاقی و اجازه بازرسی‌های سر زده از هر مکان و در هر زمان و در پی چند دور مذاکرات فشرده با تروئیکای اروپایی و در حالی که حضرتعالی به عنوان مسئول تیم مذاکره‌کننده نسبت به نتیجه مذاکرات ابراز خوشبینی می‌کردید، پیشنهاد و خواسته‌ نهایی سه کشور اروپایی طرف مذاکره- فرانسه، آلمان و انگلیس- آن بود که بهترین تضمین برای آنها، دست کشیدن کامل ایران از فعالیت هسته‌ای است؟! و به دنبال این پیشنهاد باج‌خواهانه بود که جمهوری اسلامی ایران مذاکرات را متوقف کرد و تمامی فعالیت‌های هسته‌ای تعلیق شده را از سر گرفت. بنابراین اگر تجربه اجرای قبلی پروتکل الحاقی قابل استناد باشد- که هست- تنها نتیجه‌ای که از آن تجربه می‌توان گرفت، تن ندادن به اجرای دوباره پروتکل الحاقی است و نه آنگونه که رئیس‌جمهور محترم مطرح کرده‌اند، اجرای دوباره آن!
گفتنی است آقای دکتر روحانی در کتاب خود با عنوان «امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای» پیشنهاد مورد اشاره تروئیکای اروپایی را، تحقیر‌آمیز، چیزی شبیه  کاپیتولاسیون و توهین به ملت ایران دانسته و می‌نویسد سه کشور اروپایی به خاطر ارائه آن پیشنهاد توهین‌آمیز باید از مردم ایران پوزش بخواهند.


از آنجا که نگارنده با جناب روحانی سابقه مزاح دارد،  با کسب اجازه از ایشان، حکایت زیر را وصف‌الحال می‌داند و امید آن که این مزاح،  رنجش خاطر رئیس‌جمهور محترم کشورمان را در پی‌نداشته باشد، می‌گویند پزشک معالج برای پی بردن به حساسیت بیمار نسبت به تزریق آمپول پنی‌سیلین، از وی پرسید؛ آیا تاکنون تجربه تزریق پنی‌سیلین داشته‌اید؟ بیمار پاسخ داد آری و پزشک آمپول پنی‌سیلین را با اطمینان خاطر به وی تزریق کرد، اما در کمال تعجب مشاهده کرد که بیمار بلافاصله پس از تزریق دچار تشنج شدید و تنگی نفس شده و در وضعیت بسیار خطرناکی قرار گرفته است. پزشک با عجله دست به کار شده و با هزار زحمت بیمار را از خطری که او را تهدید می‌کرد نجات داد و با تعجب پرسید؛ مگر شما نگفتید قبلا هم پنی‌سیلین تزریق کرده‌اید؟ و بیمار گفت؛ بله دفعه قبل هم که تزریق کردم به همین حالت تشنج و لرز و تنگی نفس دچار شده بودم!
۴- و بالاخره اگرچه درباره برخی از اظهارات دیگر رئیس‌جمهور محترم در کنفرانس خبری روز شنبه نیز گفتنی‌هایی هست ولی در پایان وجیزه پیش‌روی، تنها به این نکته - که پیش از این هم با ارائه شواهد و اسناد فراوان بر آن تاکید داشته‌ایم - بسنده می‌کنیم و آن، این که؛ چالش ۱۲ساله هسته‌ای فقط تابلوی هسته‌ای دارد و موضوع آن غیرهسته‌ای است. از این روی با اطمینان کامل می‌توان گفت که رسیدن به توافق هسته‌ای مطلوب با ۵+۱ و مخصوصا آمریکا محال و غیرممکن است و بهانه‌جویی‌ها، زیاده‌خواهی‌ها و کارشکنی‌های ۱۲ ساله آمریکا از همین واقعیت ریشه می‌گیرد. حریف اما، در همان حال که به کارشکنی دست می‌زند، اصرار دارد بعد از رسیدن به نقطه «عدم توافق» که قطعی است، جمهوری اسلامی ایران را مقصر جلوه دهد تا از این طریق افکارعمومی بخشی از جهانیان را به نفع خود و در جبهه مقابل ایران اسلامی مصادره کند. در این حالت از جناب روحانی انتظار می‌رود فلش همه فریادها و اعتراض‌های خود را به سوی جبهه حریف بکشاند و نه خودی‌ها که با ایشان و تیم محترم هسته‌ای  در رسیدن به توافق مطلوب همصدا و در مخالفت با توافق بد، همدل و همزبان هستند.



حسین شریعتمداری

انتقاد حسین شریعتمداری از سخنان عجیب روحانی:


اظهارات روحانی ارسال «پیام ضعف» برای حریف و تحقیر هر چند ناخواسته نظام و مردم بود

 اظهارات روز یکشنبه - ۱۸ خردادماه‌- رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مراسم گرامیداشت هفته محیط‌زیست، آنجا که حتی آب خوردن مردم را هم به نتیجه مذاکرات هسته‌ای و لغو تحریم‌ها گره زده بودند، با انتقاد گسترده دلسوزانی روبرو شد که این بخش از اظهارات ایشان را، آنهم در گرماگرم مذاکرات پیچیده هسته‌ای، ارسال «پیام ضعف»! برای حریف و تحقیر!- هر چند ناخواسته- نظام و مردم می‌دانستند و به طور طبیعی و منطقی از پی‌آمدهای آسیب‌رسان و خطرناک آن ابراز نگرانی می‌کردند. درباره علت این نگرانی که به وضوح قابل درک است، توضیح خواهیم داد، اما پیش از آن، اشاره به برخورد ناصادقانه و فریبکارانه برخی از مدعیان حمایت از رئیس‌جمهور محترم و سایت‌ها و روزنامه‌های وابسته به آنها، ضروری است.


 حسین شریعتمداری در ستون یادداشت روز روزنامه کیهان نوشت:
 
۱- خدا بر درجات شهید بزرگوار، استاد مطهری بیفزاید، ایشان در بخشی از سلسله درس‌های خود می‌فرمود؛ «اشاعره» در تاریکی کلاه «معتزله» را برداشتند و توضیح می‌داد که اشاعره و معتزله دو گروه و نحله کلامی در میان اهل سنت بودند که ضمن اعتقاد به اسلام و انجام آداب و تکالیف دینی، در برخی از مباحث کلامی نظیر عدل‌الهی، استقلال عقل و حسن و قبح ذاتی اعمال با یکدیگر اختلاف‌نظر داشتند. این تفاوت دیدگاه به صف‌بندی آنان در مقابل یکدیگر و بحث‌ها و مجادلات فراوان کلامی تبدیل شده بود. استاد می‌فرمود اشاعره در اوایل قرن سوم هجری و در اوج تقابل فکری با معتزله، دست به یک ترفند زدند و نام خود را از «اشاعره» به «اهل حدیث» تغییر دادند. این تغییر نام باعث شد که شماری از عوام، طیف مقابل آنها یعنی معتزله را جماعتی بی‌اعتقاد به احادیث یا سنت‌ نبوی(ص) تلقی کنند و حال آن که اختلاف این دو گروه ارتباطی به اعتقاد یا عدم اعتقاد آنان به احادیث و سنت پیامبر اعظم(ص) نداشت و به قول استاد شهید، معتزله نه فقط به احادیث کم اعتناء نبودند بلکه در مقایسه با «اشاعره» از اعتقاد و ایمان راسخ‌تری نسبت به احادیث و سنت نبوی(ص) برخوردار بودند.
 
۲- اظهارات روز یکشنبه - ۱۸ خردادماه‌- رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مراسم گرامیداشت هفته محیط‌زیست، آنجا که حتی آب خوردن مردم را هم به نتیجه مذاکرات هسته‌ای و لغو تحریم‌ها گره زده بودند، با انتقاد گسترده دلسوزانی روبرو شد که این بخش از اظهارات ایشان را، آنهم در گرماگرم مذاکرات پیچیده هسته‌ای، ارسال «پیام ضعف»! برای حریف و تحقیر!- هر چند ناخواسته- نظام و مردم می‌دانستند و به طور طبیعی و منطقی از پی‌آمدهای آسیب‌رسان و خطرناک آن ابراز نگرانی می‌کردند. درباره علت این نگرانی که به وضوح قابل درک است، توضیح خواهیم داد، اما پیش از آن، اشاره به برخورد ناصادقانه و فریبکارانه برخی از مدعیان حمایت از رئیس‌جمهور محترم و سایت‌ها و روزنامه‌های وابسته به آنها، ضروری است.
 
این طیف در اقدامی سؤال‌برانگیز - و البته بسیار ناشیانه- در نوشته‌ها و مصاحبه‌های‌ خود، کوشیدند تا صورت مسئله را تغییر بدهند و فلش انتقاد دلسوزان را به میدان دیگری بکشانند. این اقدام از آن جهت ناشیانه بود که نشان می‌داد طیف یاد شده نیز اظهارات آن روز آقای رئیس‌جمهور را قابل دفاع نمی‌دانند و از پی‌آمدهای سوء اینگونه اظهارنظرها باخبرند، چرا که اگر در بخش مورد اشاره از اظهارات ایشان زمینه‌ای برای دفاع می‌دیدند، نیازی به تغییر و تحریف صورت مسئله احساس نمی‌کردند. جریان یاد شده که به احتمال نزدیک به یقین، همان مشاوران ناهمدل و ناهمراه- و در خوشبینانه‌ترین حالت، نابلد- آقای دکتر روحانی هستند، منتقدان را به باد انتقاد گرفته و به گونه‌ای وانمود کردند که انگار منتقدان با برخورداری مردم از محیط‌زیست سالم، آب آشامیدنی گوارا، هوای پاک، فضای سبز و... مخالفت می‌ورزند؟!
 
و اصلا به روی مبارک خود نیاوردند که کدامیک از منتقدان با هوای پاک و فضای سبز و محیط‌زیست سالم مخالفت کرده است؟ و توضیح ندادند که چرا مانند «اشاعره» در ماجرای مورد اشاره استاد مطهری سعی دارند در تاریکی دست به کلاهبرداری بزنند؟! از قضا، این پرسش زیبنده منتقدان است که از طیف یاد شده بپرسند؛ چرا با احاطه رئیس‌جمهور محترم و حاشیه‌سازی‌های پی در پی مانع از خدمت‌رسانی دولت در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و از جمله محیط‌زیست می‌شوید؟! و چرا باید معاون محترم رئیس‌جمهور و رئیس سازمان محیط‌زیست شخصا در اجتماع مدافعان حقوق حیوانات و سگ‌ها حضور یافته و از آنها دلجویی ‌کند ولی از حضور در میان مردم خوزستان و ایلام و کرمانشاه و... که با پدیده ریزگردها دست و پنجه نرم می‌کردند و سلامت و روال عادی زندگی آنان به مخاطره افتاده بود، خودداری ‌ورزد و حتی بعد از حضور وزیر محترم بهداشت در جمع مردم آن سامان، معاون خانم دکتر ابتکار به جای قدردانی از ایشان با الفاظی دور از ادب و نزاکت به این وزیر مسئولیت شناس حمله می‌کند و بگذریم...
 
اما درباره بخش مورد اشاره از سخنان رئیس‌جمهور محترم گفتنی‌هایی هست.
 
۳- در این تفسیر که فقط یک نمونه از موارد مشابه دیگر است و مستقیما و بی‌کم و کاست از وبسایت رادیو فرانسه در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۳- ۱۹مهرماه ۱۳۹۲- ترجمه ونقل شده است توجه کنید. «ارزیابی غرب از وضعیت کنونی دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش می‌بیند. بر پایه  این جمعبندی، اگر خریدار صبور باشد، شرایط فروشنده را دشوارتر می‌کند و در همان حال، قیمت فروش را کمتر خواهد کرد.»
 
چرا باید رئیس‌جمهور محترم کشورمان از نگاه طرف مقابل ایران در مذاکرات هسته‌ای، «یک فروشنده بدهکار»! تلقی شود که در «وضعیت‌اضطراری»! قرار گرفته و خود را «ناچار به فروش منافع ملی کشورش» می‌داند؟! و بعد، حریف نتیجه بگیرد اگر در خرید از این فروشنده که بدهکار و مستأصل است، عجله نکنیم اولا؛ وضعیت و شرایط اضطراری او «دشوارتر» می‌شود و ثانیا؛ بهای آنچه را که برای فروش آورده است بازهم پائین‌تر می‌آورد؟!
 
پاسخ این پرسش روشن‌تر از آن است که درک آن نیازی به اذهان پیچیده و ژرف‌اندیش داشته باشد. وقتی جناب دکتر روحانی - با هر انگیزه و به هر علت- خزانه دولت را «خالی» اعلام می‌کند! و تنها راه گشایش اقتصادی را در کنار آمدن با «کدخدا»! آدرس می‌دهد، بدیهی است که حریف از جمهوری اسلامی ایران تصویر یک کشور فرو رفته در بحران اقتصادی! را دریافت می‌دارد و رئیس‌جمهور کشورمان را فروشنده نیازمندی تلقی می‌کند که از سر نیاز و استیصال چوب حراج بر منافع ملی کشورش زده است! در این حالت و با دریافت این تصویر مخدوش و غیرواقعی که از ایران اسلامی برای حریف ترسیم شده است، از دشمن چه انتظاری غیر از این می‌توان داشت که رئیس‌جمهور کشورمان را «فروشنده‌ای بدهکار» و مستأصل بداند و با این تلقی دندان طمع خود را برای دریدن و بلعیدن منافع ملی کشورمان تیزتر کند؟!
 
۴- متأسفانه رئیس‌جمهور محترم در مراسم گرامیداشت هفته محیط‌زیست پا را از آنچه گذشت نیز فراتر نهاده و حتی «آب خوردن» مردم را هم به نتیجه مذاکرات و لغو تحریم‌ها گره می‌زند. حالا خودتان قضاوت کنید که این اظهارنظر از سوی رئیس‌جمهور کشوری مانند ایران اسلامی که به اعتراف دشمنان و به گواهی واقعیات غیرقابل انکار، در قله اقتدار و نقش‌آفرینی منطقه‌ای و بین‌المللی ایستاده است، برای حریف چه پیامی خواهد داشت؟!
 

با عرض پوزش از مردم شریف کشورمان و فقط برای توضیح بیشتر - و البته بسیار مختصر- درباره این بخش از سخنان رئیس‌جمهور محترم باید گفت که صاحبنظران در همه دنیا بر این باورند که بسیاری از کشورهای منطقه نظیر عربستان، اردن، قطر، امارات و... بدون اجازه آمریکا آب نمی‌خورند و در همین حال و هوا رئیس‌جمهور کشورمان - بی‌آنکه‌بخواهد یا بداند - اینگونه به دشمنان القاء می‌کند که ما - نستجیربالله - بدون کمک و همراهی آنان اساسا آب هم نداریم! چه رسد به اینکه اجازه خوردن داشته باشیم!


۵- می‌فرمایند؛ «ما وقتی می‌گوئیم باید تحریم‌های ظالمانه رفع شود، بعضی‌ها چشمانشان زیاد نچرخد»! که باید گفت؛ همه حرف و خواسته منتقدان این است که هیچ توافقی بدون لغو کامل تحریم‌ها نمی‌تواند قابل قبول باشد. بنابراین آقای رئیس‌جمهور باید نگران چرخش چشم کسانی باشند که این روزها فقط به توافق می‌اندیشند و تاکید دلسوزانه منتقدان - که توافق بدون لغو همه تحریم‌ها را غیرقابل قبول می‌دانند-  زیاد‌ه‌خواهی! و ناآشنایی با سیاست‌های بین‌المللی! قلمداد می‌کنند.
 
۶- و بالاخره با عرض پوزش و فقط به عنوان یک تذکر دلسوزانه باید از رئیس‌جمهور محترم کشورمان درخواست کرد که در اظهارات خویش دقت و تأمل بیشتری داشته باشند، زیرا در پاره‌ای از اظهارات ایشان بی‌آن که بخواهند به ملت ایران اهانت می‌شود و شخصیت‌ مثال‌زدنی آنان با اینگونه کم‌توجهی‌های ناخواسته زیر سوال می‌رود که اظهارات اخیر رئیس‌جمهور محترم آنجا که آب خوردن مردم را هم به لغو تحریم‌ها یعنی توافق با ۵+۱ و مخصوصا آمریکا موکول می‌کنند، از جمله این موارد است هر چند سوءنیتی در کار نباشد.

اگر عقب نشینی از حقوق ملت، تعامل با دنیاست، دولتمردان بی کفایت قاجار سازنده ترین تعامل را با دنیا داشتند

نامه تند مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق به روحانی؛

اگر عقب نشینی از حقوق ملت، تعامل با دنیاست، دولتمردان بی کفایت قاجار سازنده ترین تعامل را با دنیا داشتند/ نقد جزئی بیانیه لوزان



خبرنامه دانشجویان ایران: مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق در نامه ای به رئیس جمهور روحانی نوشت: سوال دیگر آنکه مگر دولت‌مردان ما از پیروزی نمی‌گویند و جشن نمی‌گیرند؟ پس چه توجیهی برای عدم انتشار جزئیات وجود دارد؟ این‌ها سؤالات و ابهاماتی است که بر تناقضات رفتار دولت‌مردان ما می‌افزاید. آیا جزئیات محرمانه‌ای وجود دارد که مردم ما نباید از آن خبر داشته باشند.




این نامه را در ادامه خواهید خواند:


«وقاتلوا أئمة الکفر إنهم لا أیمان لهم؛ توبه/12»

 با سردمداران کفرجهانی مبارزه را ادامه دهید که آنها به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند.

 امام خمینی رحمه الله علیه:

 پسند غرب آن است که ما همه چیزمان را تقدیمشان کنیم، بی چون و چرا. اگر آقایان  این را می خواهند، این پسند ملت ما نیست و اگر آقایان یک چیزی خیال می کنند که در غرب خبری هست هیچ خبری نیست جز جنایت، جز خیانت...(صحیفه امام،جلد11،صفحه51)


جناب آقای دکتر حسن روحانی؛ ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

 سلام علیکم؛

 از آنجا که پرونده ی هسته ای جمهوری اسلامی ایران و مقاومت بیش از یک دهه ملّت شهید پرور ایران اسلامی در برابر زورگویان و مستکبران عالم، این پرونده را به یک پرونده مهم و تاریخ ساز در تاریخ انقلاب اسلامی و جهان تبدیل کرده است، ما دانشجویان و افسران جنگ نرم به عنوان قشر پیشرو جامعه، مذاکرات هسته ای را با دقّت رصد کرده و تمام تلاش خود را برای آگاهی و آگاهی بخشی عالمانه و به دور از هیاهوهای سیاسی و جوّ غالب جامعه، در این زمینه به کار می گیریم.


اگرچه امسال سال «دولت و ملت، همدلی و هم‌زبانی» است، اما همدلی و هم‌زبانی با دولت سبب نمی‌شود که خلاف حقیقت بیان شود؛ لذا تمسک به همدلی و هم‌زبانی برای کتمان حقایق را موجه نمی‌دانیم.


مقام معظم رهبری درعین اینکه به صراحت فرمودند در جزئیات مذاکرات ورود پیدا نمی کنند، امّا بارها خطوط قرمزی برای مذاکرات هسته ای تعیین فرموده اند. ما در اینجا با یادآوری خطوط قرمز مذاکرات هسته ای به تخطّی هایی که از این خطوط قرمز در بیانیه لوزان شده است اشاره ای مختصر می نماییم.


سوالات و ابهامات بسیاری وجود دارد که تاکنون بدان جواب مناسبی داده نشده است.


اشتباه در ترجمه ی یک متن حقوقی بین المللی قابل اغماض نیست، سؤال اینجاست، جناب عالی که تأکید دارید باید با مردم رو راست بود، چرا وزیر امور خارجه شما، این اشتباهات فریبنده ی ترجمه ای را در یک متن حقوقی مهم مرتکب شده است؟


در متن بیانیه لوزان به تعلیق تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای هم زمان با راستی آزمایی آژانس اشاره شده است، این در حالی است که وزارت امور خارجه در یک دروغ گویی آشکار، کلمات «مرتبط با هسته ای» و «ثانویه» را حذف کرده است و شما به خوبی می دانید که این دوقید باعث می شود بسیاری از تحریم ها سرجای خود باقی بماند.


واقعیت آن است که تمام تحریم‌ها تعلیق نمی‌شود؛ بلکه تحریم‌های مالی و اقتصادی ثانویه‌ی مربوط به هسته‌ای تعلیق می‌شود و بقیه ی تحریم‌ها باقی می ماند. همچنین تحریم‌ها هم‌زمان با اجرای ایران به تعهداتش تعلیق نمی‌شود؛ بلکه هم‌زمان با تأیید آژانس این اتفاق خواهد افتاد. به این ترتیب و مطابق متن، نه همه‌ی تحریم‌ها، نه هم‌زمان با اجرای تعهدات، لغو نخواهند شد.


جناب عالی نیز در سخنان خود مدعی شده اید که درگام دوم، هم حفظ حقوق هسته‌ای را داریم و هم در کنار آن رفع تحریم‌ها.


ما در این متن به این دو موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیده ایم که نه تنها حقوق هسته ای ملت ایران استیفا نشده است بلکه لغو تحریم ها هم با قیود 5گانه ی موجود، امری خیالی است نه واقعی!


سوال دیگر آنکه مگر دولت‌مردان ما از پیروزی نمی‌گویند و جشن نمی‌گیرند؟ پس چه توجیهی برای عدم انتشار جزئیات وجود دارد؟ این‌ها سؤالات و ابهاماتی است که بر تناقضات رفتار دولت‌مردان ما می‌افزاید. آیا جزئیات محرمانه‌ای وجود دارد که مردم ما نباید از آن خبر داشته باشند.


جناب عالی در گفت وگوی خود فرموده اید:«هم تا اینجا و هم درتوافق نهایی، توافق ما متوازن خواهد بود»


لابد معنای توازن متفاوت شده است! چون ما هرچه قرارداد ژنو و تفاهم لوزان را بررسی می کنیم، توازنی نمی بینیم.


جناب عالی در مورد سایت فردو و اراک سخنانی داشته اید که موجب انحراف افکار عمومی از واقعیت ماجرا بوده است.


وزیرامور خارجه ی شما با قبول پروتکل الحاقی امنیت و استقلال ملی ایران را خدشه دار کرده است.


اصل بازگشت پذیری در صورت نقض عهد طرف مقابل به عنوان یک اهرم فشار و ضمانت اجرایی در این تفاهم دیده نمی شود بلکه وزیر امور خارجه ضمانت اجرایی را تمسک به شورای امنیتی می دانند که سیاسی ترین نهاد بین المللی بوده و تحت سلطه ی آمریکا یا به بیان شما کدخدای جهان ارتزاق می کند.


جناب دکتر روحانی!

چه کسی باید جواب این سوالات را بدهد؟! چرا این حقایق را از چشم ملت ایران پنهان می کنید؟  آیا جواب انتقادات جوانان این مرز و بوم از این قرارداد های استعماری، توهین و برخورد فیزیکی محافظان جناب عالی است؟ این دیگر چه طرز برخورد با منتقدان دولت است؟


جناب آقای رئیس جمهور!

 اجازه دهید خیرخواهانه، نکاتی را به شما عرض کنیم:


1. با عقب نشینی شما، زحمات دانش مندان برومند نظام اسلامی بر باد فنا داده شد و از نقاط کلیدی صنعت هسته ای به طور گسترده چشم پوشی شد.


2. به خاطر داشته باشید که هسته ای بهانه است؛ اگر در مسأله هسته ای عقب نشینی کنیم، با نگاهی خوشبینانه تنها برخی از تحریم ها تعلیق خواهد شد.


3. در سخنرانی خود فرموده اید: « بعضی فکرمی‌کنند ما یا باید با دنیا بجنگیم یا باید تسلیم قدرت‌ها شویم. ما فکرمی‌کنیم هیچکدام از این راهها صحیح نیست. راه سومی وجود دارد، ما می‌توانیم با دنیا همکاری داشته باشیم.»

 آقای دکتر روحانی!

 ما اینگونه فکر نمی کنیم که یا باید بجنگیم یا تسلیم شویم بلکه ما فکر می کنیم که یا باید  ایستادگی کرد و حقوق را استیفا نمود، یا همانند شما سر تسلیم فرود آورد. سر تسلیم فرود آوردن در برابر کشورهای زورگو ودشمن (تعامل با دنیا) نیست؛ اگر عقب نشینی از حقوق ملت، تعامل با دنیاست، دولتمردان بی کفایت قاجار سازنده ترین تعامل را با دنیا داشتند.


4. مسأله هسته ای منفعتی حیاتی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. چرا که با عقب نشینی در آن نوبت به عقب نشینی در مواردی چون مسائل موشکی و نظامی، حقوق بشر و تک تک آرمان های انقلاب خواهد رسید، نمی دانیم آیا غیرت شما اینها را قبول می کند!


5. رویکرد جناب عالی و دولت یازدهم توجه جدی به اقتصاد مقاومتی ندارد و به جای تقویت و آزادسازی ظرفیت های داخلی و تکیه بر نقاط واقعی و امیدبخش به دنبال تقویت دستگاه دیپلماسی و تکیه بر نقاط خیالی است.


6. تجربه عقب نشینی ما در سال 1382 و عقب نشینی ما پس از توافق نامه ژنو نشان داد که طرف مقابل نه تنها دست از شرارت ها و تحریم های خود علیه جمهوری اسلامی ایران بر نداشت بلکه بر میزان آنها افزود تا جایی که ما را محور شرارت در منطقه خواند و بارها به گزینه های نظامی روی میز تهدیدکرده و می کند.


7. به یاد داشته باشید که جامعه جهانی، آمریکا و چند هم پیمان اروپایی او نیستند، همچنان که امام خامنه ای مدظله العالی فرمودند: «گاهی در تعبیرات، آدم می‌شنود ــ من گله هم کردم ــ از بعضی از دوستان که میگویند جامعه‌ی بین‌المللی! جامعه‌ی بین‌المللی را آنها میگویند، جامعه‌ی بین‌المللی‌ای در مقابل ما نیست؛ یک آمریکا و سه کشور اروپایی؛ همین؛ 20/1/94»


8. مردم شهیدپرور ایران تجربه مقاومت جانانه و ده ساله خود را پس داده اند. این برخی از مسئولین هستند که گرایش به رفاه و تجمّل گرایی دارند و با سبک زندگی اشرافی خود، خواسته یا ناخواسته، در ذائقه و سبک زندگی مردم تغییر ایجاد می کنند.


9. تنها با ایستادگی در برابر زورگویی دشمنان است که می توانیم حقوق هسته ای خود را به طور کامل استیفا کنیم.


10. در رویکرد صحیح، تکیه اصلی بر ظرفیت های درونی کشور است نه اوامر و نواهی دشمنان و با اتخّاذ این رویکرد می توانیم تحریم ها را از تهدید به فرصت تبدیل کنیم و از وابستگی به درآمدهای نفتی خارج شویم.


11. خطوط قرمزی که رهبری معظم تعیین کردند، حداقل هایی بود که آن هم توسط تیم مذاکره کننده و دیپلمات های برتر جهان رعایت نشد و از آن تجاوز شد. چه کسی جوابگوی این خطای غیر قابل بخشش است؟


12. نکته ی آخر اینکه مذاکره کنید، تا هر وقت می خواهید مذاکره کنید. اما بدانید ما نیز مانند رهبر عزیزتر از جانمان معتقدیم که باید دل را به نقطه هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه هاى خیالى!


جناب رئیس جمهور!

ما نسبت به مسائل و حوادث کشور بی تفاوت نبوده و نخواهیم بود. در این راستا بر خود لازم دیدیم تا پس از انجام مطالعات و مباحثات، چکیده ای از نتایج تحقیقات خود را در زمینه پرونده هسته ای و مذاکرات اخیر جمهوری اسلامی ایران با کشورهای 1+5، در چند محور به جناب عالی تقدیم کنیم.


نکته ی بسیار مهم!

 اشکالاتی که در متن زیر به آن اشاره می شود و همچنین راهکارهایی که ارائه خواهد شد تنها به تناسب وضعیت فعلی دولت و متناسب با ضعف شما در ایستادگی در برابر زورگویان است نه اینکه ما استراتژی عقب نشینی شما را قبول داشته باشیم. این توصیه ها فقط برای آن است که این توافق را از یک توافق بسیار ضعیف به یک توافق ضعیف تبدیل کند وگرنه در اینکه پایان راهی که شما انتخاب کرده اید مثل سال1382 یک شکست آشکار و عبرت چندباره برای ملت است، شکی نداریم.


امیدواریم به این نکته توجه داشته باشید که برای ما اشخاص موضوعیت ندارند؛ بلکه این عملکرد آن‌ها است که مورد قضاوت تاریخ قرار خواهد گرفت. وظیفه دانستیم که تحلیل خود را از مسیر مذاکرات هسته‌ای به شما تقدیم کنیم و یادآور شویم که قشر دانشجو به فضل الهی بیدار است و تکلیف‌گرایانه به وظیفه‌ی روشنگری خود ادامه خواهد داد و تحلیل‌های خود را مستدل و علمی و نه از روی تعصبات جناحی دنبال می‌کند؛ لذا توصیه‌ی ما به شما این است که کاری نکنید که عبرت تاریخ شوید.


1.    جایگاه فناوری هسته ای

 مقام معظم رهبری مد ظله العالی:

 اگر این نفتی که امروز در اختیار ماست، در اختیار اروپا و امریکا بود، ما برای هر بشکه‌اش باید در مقابل آنها سجده می‌کردیم تا یک بشکه نفت به ما بدهند؛ مگر می‌دادند؟! اینها می‌خواهند پانزده سال، بیست سال آینده ملت ایران برای نیاز صنعتی و کشاورزی خود و برای جریان حیات در کشور خود، محتاج آنها باشد؛ برود درِ خانه‌ی آنها؛ اهمیت انرژی هسته‌ای این است. حالا می‌گویند انرژی هسته‌ای برای درمان و مصارف پزشکی هم به کار می‌رود؛ بله، اینها هم است؛ اما اینها درجه‌ی چندم است. در درجه‌ی اول این یک نیاز اساسی و اصلی برای کشور ماست. اگر امروز مسئولین و دست‌اندرکاران ما این را تأمین نکنند، بیست سال بعد همه‌ی مردم حق خواهند داشت اینها را لعنت کنند. (بیانات در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی،1/1/85)


ما بر این باوریم که تصور کنونی از فناوری هسته ای همانند تصور ساده لوحانه ای است که در قرن نوزدهم از نفت وجود داشت؛ ماده ای سیاه، بدبو و به تعبیر برخی نجاست شیطان که به درد سوزاندن می خورد. امّا همانطور که می دانیم، امروزه از همین ماده سیاه بدبو هفتاد هزار محصول تولید می شود و تاکنون چندین جنگ بر سر آن رخ داده است.


تصور درست از فناوری هسته ای:

 داشتن تلقی درست از فناوری هسته ای و نه انرژی هسته ای مستلزم وقوف به دو امر زیر می باشد:


1.    کاربردهای کنونی فناوری هسته ای

 1.1.     کاربردهای غیر نظامی:

 * پزشکی؛ تشخیص و درمان بیماریها از جمله انواع سرطان

* کشاورزی؛ اصلاح بذرهای کشاورزی، مبارزه با آفات

 * دامپزشکی؛ تشخیص و درمان بیماریهای دامی، اصلاح نژادی

 * صنعت؛ نشت یابی در جوشکاری های حساس از جمله لوله های نفت، گاز و ...، تعیین عمر سنگها، اکتشافات باستانی.

 * شناسایی حوزه های آبی زیرزمینی، شیرین کردن آب و ...

 1.2.    کاربردهای نظامی

 * سوخت زیردریایی ها و ناوهای جنگی

 * بمب های اتمی: شکافتی و گداختی


2.    چشم انداز فناوری هسته ای

 *دستاوردهای کنونی فناوری هسته ای قابل قیاس با آینده این دانش نیست.

 *دانش هسته ای، دانش ورود به ذرات سازنده ماده است لذا بنیادی ترین دانشی است که به روی بشر باز شده است.

 * این دانش علی رغم گذشت هفتاد سال از عمر آن هنوز در ابتدای راه خود می باشد و آینده زندگی بشر را با تحولات اساسی روبرو خواهد ساخت.


3.    دلالت های فنی و حقوقی بیانیه لوزان:

 هدف ما، فهم واقعیت‌های بیانیه‌ی لوزان است و راهنمای ما در ارزیابی این بیانیه ادعاهای مسئولین نیست؛ بلکه راهنمای ما مستنداتی است که در بیانیه‌ی لوزان آمده و به دنبال اثبات آن‌ها با ادله‌ی متقن می‌باشیم.


در تحلیل و ارزیابی بیانیه‌ی لوزان با چهار متن مواجه هستیم اما مبنای تحلیل ما متن انگلیسی بیانیه‌ی لوزان خواهد بود. در ابتدا سعی می‌کنیم این متن را به طور فنی، شرح و تفصیل داده و سپس با متن منتشرشده از وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران وسخنان وزیرمحترم امور خارجه دربرنامه تلویزیونی نگاه یک وصحبت های جناب عالی مقایسه کنیم و نتیجه‌گیری لازم را انجام دهیم.


3.1.    تک زبانه بودن تفاهم نامه

عرف توافقات بین المللی به این شکل است که کشورهای با زبان‌های مختلف سعی می‌کنند تا متن قراردادهای خود را به دو، سه یا چند زبان بنویسند تا دچار اختلافات و سوء استفاده‌های تفسیری از قرارداد نشوند؛ ضمناً قید می‌کنند که همه‌ی این متن‌ها هم‌زمان دارای اعتبار است. لزوم وجود متن توافقات بین‌المللی به زبان بومی دو کشور به این دلیل است که چون تسلط رقیب نسبت به زبان خودش بیش از شماست، شما به هر میزان هم که به ادبیات و زبان رقیب تسلط داشته باشید، نباید مرتکب چنین عمل مخاطره‌آمیزی شده و متمسک به زبان رقیب شوید.


آنچه جای تعجب دارد اینکه چنین عمل مخاطره‌آمیزی هم در توافقنامه‌ی ژنو و هم در بیانیه‌ی لوزان رخ داد؛ لذا هم در توافقنامه‌ی ژنو و هم در بیانیه‌ی لوزان آن متنی که معتبر و ملاک است، متن انگلیسی بوده و متن فارسی هیچ ارزش و اعتباری ندارد.


3.2.    برخی از اشتباهات در ترجمه‌ی بیانیه لوزان

برخلاف ادعاهای وزیر امور خارجه، در ترجمه‌ی فارسی یک سند بین المللی منتشر شده توسط وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران، اشتباهات فاحشی وجود دارد که از یک نهاد رسمی در چنین سطحی قابل اغماض نیست. برای مثال به چند مورد اشاره کرده و عبور می‌کنیم و در تحلیل متن به صورت تفصیلی به آن خواهیم پرداخت.


در متن انگلیسی آمده است:

 which can include supply of power and research reactors

 در ترجمه‌ی این متن توسط وزات خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «می تواند شامل ساخت نیروگاه های هسته ای و رآکتورهای تحقیقاتی شود» در حالی که هرآشنای به زبانی می داند معنای کلمه ی«supply» ساخت نمی شود، بلکه معنای صحیح آن تهیه وتأمین است.


در متن انگلیسی درباره‌ی سایت هسته‌ای فردو آمده است:

 "International collaboration will be encouraged in agreed areas of research"

 این عبارت توسط وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران اینگونه ترجمه شده است: «در این مرکز همکاری بین المللی در حوزه‌های تحقیق و توسعه‌ی مورد توافق مورد تشویق قرار خواهد گرفت»؛ بین «تحقیق» و «تحقیق و توسعه» هم به لحاظ دلالتی تفاوت زیادی وجود دارد و آنچه بیانیه می‌گوید «تحقیق» است؛ نه «تحقیق و توسعه». در این مجال از ذکر برخی اشتباهات دیگر ترجمه‌ای صرف نظر کرده و در تحلیل متن به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.


3.3.    بررسی دلالت‌های بیانیه‌ی لوزان، مطابق متن انگلیسی منتشر شده توسط اتحادیه‌ی اروپا

راهنمای ما در ارزیابی بیانیه‌ی لوزان و سپس ادعاهای مسئولین، دو خواسته‌ای است که مردم ما داشته‌اند:

 1)    احقاق حقوق هسته‌ای

 2)    رفع تحریم‌ها

 جناب عالی نیز در سخنان خود مدعی شده اید که درگام دوم، هم حفظ حقوق هسته‌ای را داریم و هم درکنارآن رفع تحریم‌ها.

 بنابراین، اولاً باید ببینیم که چه میزان از حقوق هسته‌ای ما در این بیانیه استیفا شده است؟ و ثانیاً چه میزان از تحریم‌ها لغو شده است؟

 وقتی از حقوق هسته‌ای صحبت می‌کینم، منظور، ماده‌ی چهار معاهده‌ی NPT می‌باشد. ماده‌‌ی چهار NPT  می‌گوید:

 "Nothing in this Treaty shall be interpreted as affecting the inalienable right of all the Parties to the Treaty to develop research, production and use of nuclear energy for peaceful purposes without discrimination and in conformity with Articles I and II of this Treaty"

 «هیچ نکته‌ای در این پیمان، نباید به گونه‌ای تفسیر شود که حق مسلّم هم‌پیمانان در انجام و توسعه‌ی بدون تبعیض تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز تحت تأثیر قرار گیرد؛ این فعالیت‌ها ضمناً باید در انطباق با ماده‌ی 1 و 2 این معاهده باشد»


پس وقتی کسی ادعا کرد که حقوق هسته‌ای را استیفا کرده است، باید بتواند این را نشان دهد که در حوزه‌ی تحقیق و توسعه، در حوزه‌ی تولید که مشتمل بر غنی‌سازی است و در حوزه‌ی استفاده از انرژی هسته‌ای توانسته است حق را استیفا کند.


حقوق هسته‌ای مذکور در معاهده‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) به هیچ قیدی جز صلح‌آمیز بودن مقید نشده است و ماده‌ی 1 و 2 هم به همین صلح‌آمیز بودن اشاره دارد؛ یعنی اولاً می‌توانید درحوزه‌ی تحقیقات، بدون محدودیت در هر زمینه‌ای، به هر روشی و با هر نسل از سانتریفیوژی تنها به شرط صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای، کار کنید. ثانیاً عدم وجود قید در حوزه‌ی تولید به این معناست که شما می‌توانید به هر میزان و در هر تعداد مرکز که خواستید غنی‌سازی کنید. ثالثاً عدم ذکر قید برای استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای یعنی شما می‌توانید نیروگاه آب سبک داشته باشد؛ نیروگاه آب سنگین داشته باشید؛ نیروگاه چهل مگاواتی، هزار مگاواتی یا... داشته باشید؛ هیچ فرقی نمی‌کند که به چه شکل فعالیت می‌کنید.


بنابراین منظور از حق هسته‌ای، ماده‌ی چهار NPT است که اصل حاکم بر این معاهده است؛ چرا که تأکید دارد هیچ نکته‌ای در این پیمان نباید مخالف این ماده باشد. چنانچه کسی ادعای استیفای حقوق هسته‌ای را کرد، باید عملکرد او را با تحقق این ماده‌ی چهار NPT سنجید.


3.3.1.    مقدمه بیانیه لوزان

همه‌ی بیانیه‌ها از جمله بیانیه‌ی لوزان معمولاً یک مقدمه دارند که اهداف مورد نظر در آنجا ذکر می‌شود. در بیانیه‌ی لوزان، دو هدف ذکر شده است:

 "we gathered here to find solutions towards reaching a comprehensive resolution that will ensure the exclusively peaceful nature of the Iranian nuclear programmeand the comprehensive lifting of all sanctions."


1. «رسیدن به یک راه‌حل جامع که تضمین کند ماهیت برنامه‌ی هسته‌ای ایران انحصاراً صلح‌آمیز باقی می‌ماند.»

 2. «برداشتن همه‌ی تحریم‌ها به طور جامع»


ابرقدرت، زورگوست؛ اما وقتی پای میز مذاکره می‌آید، قدرتش را در استدلالش نمایان می‌کند. آن استدلالی که تیم مذاکره‌کننده‌ی ایران را در مخمصه قرار داد، پذیرش همان هدف اول است؛ به این معنا که می‌گویند ایران باید تضمین کند که برنامه‌ی هسته‌ای او صرفاً صلح‌آمیز باقی می‌ماند. این حرف اگرچه در ابتدای امر منطقی به نظر می‌آید، اما دلالت‌هایی دارد که ممکن است منجر به آسیب‌های جدی در روند پیشرفت و استقلال در فناوری هسته‌ای شود.


با پذیرش این تقریر که «باید تضمین شود که برنامه‌های هسته‌ای ایران صرفاً صلح‌آمیز باقی می‌ماند»، فضای استدلالی به نفع طرف مقابل رقم می‌خورد و باید تابع سلسله استدلالات بعدی آن‌ها بود. پذیرش این جمله منجر به این می‌شود که طرف مقابل بگوید، لازمه‌ی ایجاد اطمینان از صلح‌آمیز بودن برنامه‌ی هسته‌ای شما این است که باید فاصله‌ی زمانی دست‌یابی شما به بمب هسته‌ای از زمان اراده‌ی به ساخت بمب هسته‌ای (Break out) یک سال باشد. پس از این، بحث فنی می‌شود به این شکل که می‌گویند مطابق نظر کارشناسان رسیدن به نقطه‌ی گریز یک سال، مستلزم محدودیت‌هایی است که قرار است در این مذاکرات بر ما تحمیل شود. به این ترتیب، دامی که تیم مذاکره‌کننده‌ی ایران در آن قرار گرفت به شکلی است که طرف مقابل با سه استدلال می‌تواند حق مسلم ما را سلب کند.


نکته‌ی دیگری که در مورد بیانیه‌ی لوزان جدای از الزام‌آور بودن یا نبودن آن باید مد نظر داشت این است که این بیانیه گزارشی اجمالی از یک توافق (حداقل غیر رسمی) انجام‌شده است؛ چرا که در خود همین بیانیه بارها و با الفاظ مختلف راجع به زمان، سطح یا موارد توفق‌شده‌ای صحبت شده است؛ اما از جزئیات توافق خبری نیست. در این بیانیه‌‌ی اجمالی و مختصر هیچ عدد و رقمی نیامده است؛ اما این اجمال، در شرح وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران و امریکا تا حدودی به تفصیل درآمده است.


عدم نشر جزئیات موارد مورد توافق، امکان تفاسیر متفاوت را هم فراهم می‌کند و باعث می‌شود هر کس بتواند به نفع خود برداشت‌های لازم را ارائه کند و هنگامی که وزارت خارجه‌ی امریکا جزئیات توافق را اعلام می‌کند، طرف ایرانی می‌گوید که این تفسیر آن‌هاست! سؤال اینجاست که چرا دولت‌مردان ما جزئیات واقعی را منتشر نمی‌کنند تا رفع ابهام شود؟ ما این را قبول داریم که در هر توافقی ممکن است عباراتی وجود داشته باشد که قابل تفسیر باشد، اما عدد که قابل تفسیر نیست.


در جزئیات منتشر شده از سوی وزارت خارجه‌ی امریکا که بسیار تفصیلی‌تر از متن منتشر شده‌ی وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران است، تعداد سانتریفیوژها، مدت زمان محدودیت‌ها و... ذکر شده است؛ بنابراین یا این اعداد غلط است یا درست؛ در اینجا تفسیر آن‌ها بودن معنا ندارد؛ پس چرا طرف ایرانی جزئیات و متن واقعی توافقات را منتشر نمی‌کند؟ مگر دولت‌مردان ما از پیروزی نمی‌گویند و جشن نمی‌گیرند؟ پس چه توجیهی برای عدم انتشار جزئیات وجود دارد؟ این‌ها سؤالات و ابهاماتی است که بر تناقضات رفتار دولت‌مردان ما می‌افزاید. آیا جزئیات محرمانه‌ای وجود دارد که مردم ما نباید از آن خبر داشته باشند.


3.3.2.    نقشه‌ی کلی بیانیه‌ی لوزان

بیانیه‌ی لوزان به طور کلی دارای دو بخش تعهدات ایران و تعهدات طرف مقابل یعنی گروه1+5 است.

 جناب رئیس جمهور!

 جناب عالی در گفت وگوی خود فرموده اید: «همتا اینجا و هم درتوافق نهایی، توافق ما متوازن خواهدبود. تعهدات دو طرف را بررسی می کنیم تا خواننده بتواند قضاوت کند که کجای این توافقات متوازن است!


3.3.2.1.    تعهدات جمهوری اسلامی ایران

•    پذیرش محدویت‌ها بر صنعت هسته‌ای

 •    پذیرش نظارت‌های گسترده بر صنعت هسته‌ای


محدودیت ها

 در بیانیه‌ی لوزان، تعهدات ایران در حوزه‌ی اقدامات محدودیت‌ساز، به چهار محور تقسیم می‌شود:

 1)    غنی‌سازی

 2)    تحقیق و توسعه

 3)    فردو

 4)    نیروگاه آب سنگین اراک


الف: غنی‌سازی

 در بحث غنی‌سازی گفته شده است:

 "As Iran pursues a peaceful nuclear programme, Iran's enrichmentcapacity, enrichmentlevel and stockpile will be limited for specified durations"

 «هم‌چنان که ایران یک برنامه‌ی صلح‌آمیز هسته‌ای را دنبال می‌کند، ظرفیت، سطح و ذخیره‌ی غنی‌سازی ایران برای دوره‌های زمانی مشخص محدود می‌شود.»

 این بیانیه هیچ اشاره‌ای به میزان دوره‌های زمانی مشخص ندارد و کاملاً مبهم است؛ اما محدودیت در ظرفیت، سطح و ذخیره‌ی غنی‌سازی برای مدت‌زمان مشخص، واضح است.

 در مورد تعهد دیگر در این زمینه گفته شده است:

 "and there will be no other enrichment facility than Natanz"

 «و هیچ تأسیسات غنی‌سازی جز نطنز وجود نخواهد داشت»

 پس به طور کلی در زمینه‌ی غنی‌سازی، ایران پنج محدودیت ظرفیت، سطح، ذخیره، مدت زمان و محل غنی‌سازی را پذیرفته است؛ اما جزئیاتش مشخص نیست. در متن منتشر شده از سوی وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران آمده است که ایران محدودیت زمانی 10‌ساله را پذیرفته است؛ تعداد سانتریفیوژها بیش از 5000 عدد، محل غنی‌سازی نطنز و سطح غنی‌سازی 67/3 % خواهد بود؛ یعنی حتی5 % هم غنی‌سازی نخواهیم داشت.


خط قرمز1:

مقام معظم رهبری در تاریخ16/04/1393:«تامین نیاز قطعی کشور در زمینه غنی سازی به میزان 190000سو»

 *طبق متن وزارت امور خارجه، ما بیش از5000تا سانتریفیوژ خواهیم داشت که با توجه به قدرت2/1 آنها می شود بیش از 6000سو که اگر یک حساب سرانگشتی انجام دهیم متوجه می شویم که برای تآمین سوخت یکسال نیروگاه، باید 31سال غنی سازی کنیم.

 جناب آقای روحانی!

 آیا تولید صنعتی سوخت هسته¬ای که در متن وزارت خارجه بدان اشاره شده است، همین مقدار محدودی است که باید برای نیاز یکسال نیروگاه خود، 31 سال غنی¬سازی کنیم؟ در کجای جهان نام این نوع غنی سازی را صنعتی می¬گذارند که وزارت امور خارجه دولت راستگویان، غنی سازی نمادین و کارگاهی را به اسم غنی سازی صنعتی معرفی کرده است!؟


خط قرمز2:


مقام معظم رهبری درتاریخ20/01/1393:«کسی حق معامله بر روی دستاوردهای هسته ای را ندارد.»

  *آیا غنی سازی 20درصد دستاورد هسته ای نبود که بر روی آن معامله صورت گرفت و قرار شد ما بیش از 3.67 درصد غنی سازی نکنیم؟!


در جزئیات وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران صحبتی از میزان ذخایر نشده است! اما یک نکته‌ی مهم دیگری در آن وجود دارد و به آن اشاره شده است که «ماشین‌های اضافه بر این تعداد و زیرساخت‌های مرتبط با آنها جهت جایگزینی با ماشین‌هایی که در طول این زمان آسیب می‌بینند جمع‌آوری و تحت نظارت آژانس نگهداری خواهد شد.»


البته این نوع بیان اشتباه است که گفته شود این جمع‌آوری به منظور جایگزینی است؛ چون اگر قرار است جهت جایگزینی با سانتریفیوژهای آسیب‌دیده جمع‌آوری شود، چه نیازی هست که به آژانس تحویل داده شود؟! در واقع اینگونه است که ایران نه به منظور جایگزینی، بلکه باید جمع‌آوری کند؛ اما اگر دستگاهی آسیب دید، می‌تواند آن را با یکی از این دستگاه‌های جمع‌آوری‌شده جایگزین کند. علاوه بر تحویل ماشین‌های اضافه، زیرساخت‌ها هم باید جمع‌آوری شود!


این کار موجب می‌شود امکان بازگشت‌پذیری متقابل از بین برود و این خلاف سخنی است که در پایان متن وزارت امورخارجه آمده است.


راهکار مابرای ایجاد امکان بازگشت پذیری متقابل آن است که ماشین های اضافی  متوقف شده ولی زیرساخت های آن جمع آوری نشود زیرا در این صورت می توان هنگام نقض عهد طرف مقابل به سرعت سانتریفیوژ ها را دوباره راه اندازی کرد اما جمع آوری سانتریفیوژها و زیرساخت های آن مدت زمان بازگشت پذیری و هزینه ی آن را بالا خواهد برد.


ضمنا وقتی در این متون، صحبت از محدودیت‌های ده یا پانزده ساله یا... می‌شود، اینگونه برداشت می‌شود که پس از این مدت، محدودیت‌ها برداشته خواهد شد؛ اما به چند دلیل این محدودیت‌ها برداشته نخواهد شد. به لحاظ اصولی نمی‌توان از این جمله که شما باید ده سال محدود باشید، این مفهوم را برداشت کنید که پس از این ده سال آزاد هستید. از طرف دیگر در گام نهایی توافقنامه‌ی ژنو که مقدمه‌ی این بیانیه است این‌طور آمده است:

 "Following successful implementation of the final step of the comprehensive solution for its full

 duration, the Iranian nuclear programme will be treated in the same manner as that of any non-nuclear weapon state party to the NPT."

 «بعد از اجرای موفق گام نهایی راه حل جامع در دوره کامل آن، با برنامه هسته¬ای ایران؛ مثل هر کشور فاقد سلاح هسته ای عضو NPT رفتار خواهد شد.»


حال سؤال این است که با دیگر اعضای NPT چگونه رفتار می‌شود؟ آیا حق آنان به رسمیت شناخته شده است؟ امریکایی‌ها گفته‌اند که ما حتی برای نزدیک‌ترین هم‌پیمانان خودمان هم حق غنی‌سازی قائل نیستیم. باید به این نکته توجه داشت که اجازه‌ی غنی‌سازی در مقیاس و زمان محدود با حق غنی‌سازی متفاوت است؛ بنابراین، نباید فکر کرد که ایران پس از یک دوره محدودیت ده ساله از حق غنی‌سازی برخوردار خواهد شد.


 این توضیحات را در کنار هدف و اصل اولی که بیانیه‌ی لوزان به دنبال آن است بگذارید. اصل اول، یعنی تضمین ماهیت صلح‌آمیز بودن برنامه‌ی هسته‌ای ایران، دارای هیچ محدوده و قید زمانی نمی‌باشد و چون محدود نیست و حاکم بر همه‌ی توافقات است، ده سال بعد هم گفته می‌شود که باید تضمین کنید که ماهیت برنامه‌ی هسته‌ای شما صلح‌آمیز باقی می‌ماند؛ لذا دوباره این دور شروع می‌شود که برای این منظور باید نقطه‌ی گریز شما یک سال باشد و برای این منظور باید این محدودیت‌ها را بپذیرید. این از ویژگی‌های استعمار نوین است که نمی‌گوید شما تا ابد محروم هستید؛ بلکه به زبان متین و با استدلال، کاری می‌کند که شما را تا ابد محروم کند و در این میان، جهالت نوین کامل‌کننده‌ی طرح استعمار نوین خواهد بود.


ب: تحقیق و توسعه



 تحقیق و توسعه یکی از نقاط امیدواری ما بود به شکلی که ما می‌توانستیم محدودیت‌های بیشتری بر صنعت هسته‌ای بپذیریم، اما تحقیق و توسعه را محدود نکنیم. فایده‌ی چنین کاری این می‌بود که می‌توانستیم به پیشرفت خود در زمینه‌ی هسته‌ای ادامه دهیم و به محض برداشته شدن محدودیت‌ها دوباره غنی‌سازی را مطابق پیشرفت‌های جدید شروع کرده و از دنیا عقب نباشیم؛ چون در آن صورت در حوزه‌ی تحقیق و توسعه پا به پای جهان پیش رفته بودیم.


بیانیه‌ی لوزان ذیل تعهدات ایران در این زمینه می‌گوید:


 "Iran's research and development on centrifuges will be carried out on a scope and schedule that has been mutually agreed."

 «تحقیق و توسعه ایران بر روی ماشین‌های سانتریفیوژ بر اساس یک جدول زمانیومحدوده‌ی توافق شده، انجام خواهد شد»

 در اینجا هم نه جدول زمانی و نه محدوده ذکر شده است؛ اما در این زمینه توافق شده است. در گزارش منتشر شده‌ی وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران آمده است که «ایران برنامه تحقیق و توسعه خود را روی ماشین‌های پیشرفته ادامه خواهد داد و مراحل آغاز و تکمیل فرایند تحقیق و توسعه سانتریفیوژهایIR-8, IR-6, IR-5, IR-4,را در طول دوره زمانی ۱۰ساله برنامه جامع اقدام مشترک ادامه خواهد داد.»؛ یعنی در این دوره‌ی 10ساله تحقیق و توسعه‌ی ایران محدود به همین چهار نسل سانتریفیوژ توافق‌شده است و سانتریفیوژهای بالاتر نمی‌تواند مورد تحقیق و توسعه باشد.


خط قرمز3:


مقام معظم رهبری در تاریخ20/01/1393: «حرکت علمی هسته ای، به هیچ وجه نباید متوقف و یا حتی کُند شود.»

 مقام معظم رهبری در تاریخ20/01/1394:«توسعه‌ی علمی و فنّی هسته‌ای در ابعاد گوناگون، به‌هیچ‌وجه نبایستی متوقّف بشود.»

 *همانطور که ملاحظه می¬شود، تحقیق و توسعه فقط روی سانتریفیوژهای IR4-IR5- IR6- IR8محدود می شود.


ج: فردو


 تعهد اول ایران در خصوص فردو عبارت است از:

 "Fordow will be converted from an enrichment site into a nuclear, physics and technology center"

 «فردو از یک سایت غنی سازی به یک مرکز هسته ای،فیزیک و فن آوریتبدیل خواهد گردید.»


آقای رئیس جمهور!

 شما در سخنان خود فرموده اید:« فردوکه بعضی فکرمی‌کردند بسته می‌شود، برای همیشه بازمی‌ماند.»

 اما اگر مانند سال82 آن را تعلیق کرده بودید بهتر از «تبدیل» می‌بود. در تبدیل، زیرساخت‌ها تغییر می‌کند و کاربری عوض می‌شود. وقتی گفته می‌شود نه باید تعطیل و نه تعلیق و نه متوقف گردد به قیاس اولویت، تبدیل هم نباید بشود؛

 با این حساب، آیا نباید این گفته ی شما را عوام فریبی نامید؟

 راهکار مااین است که درِ فردو را پلمپ کنید ولی خواهشا تبدیل نکنید تا اگر نقض عهدی از طرف مقابل صورت گرفت امکان بازگشت پذیری متقابل سریع و کم هزینه وجود داشته باشد.


خط قرمز4:



مقام معظم رهبری در تاریخ20/01/1393: «هیچیک از دستاوردهای هسته¬ای، تعطیل بردار نیست.»

 وقتی هیچیک از دستاوردهای هسته¬ای تعطیل بردار نیست به طریق اولی تبدیل بردار هم نیست؛ زیرا تبدیل بدتر از تعطیل است. فضای تعطیل شده را می توان پس از مدتی باز کرد و دوباره کار را ادامه داد اما اگر تبدیل صورت گرفت، در واقع کاربری عوض شده است و بازگشت پذیری به شدت دشوار می شود.


تعهد دوم ایران:


 "International collaboration will be encouraged in agreed areas of research."

 «در حوزه‌های مورد توافق تحقیق، همکاری بین المللی مورد تشویق قرار خواهد گرفت.»

 این تعهد در واقع اصلاً ارزش حقوقی ندارد، چون تشویق با کف زدن هم صورت می‌پذیرد!


تعهد سوم ایران:

 "There will not be any fissile material at Fordow."

 «هیچ ماده‌ی شکاف‌پذیری در فردو وجود نخواهد داشت»

 وقتی هیچ ماده‌ی شکاف‌پذیر در فردو نباید وجود داشته باشد، به تبع غنی‌سازی هم نخواهد بود. این عبارت هم جهت اطمینان کامل از اینکه هیچ غنی‌سازی در فردو صورت نمی‌پذیرد، کار را تمام کرد. طرف مقابل در الزام ما به یک کار آن‌چنان دقیق عمل کرده است که جای شک و شبهه نباشد؛ اما طرف ایرانی متأسفانه این‌گونه عمل نکرد.

 گزارش وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران هم این را می‌گوید که «بیش از ۱۰۰۰ ماشین سانتریفیوژ و تمامی زیرساخت آنها در فردو حفظ و نگهداری خواهند شد که از این میان دو آبشار سانتریفیوژ در چرخش خواهند بود.»؛ اما از آن‌جا که هیچ غنی‌سازی در فردو انجام نمی‌گیرد، باید گفت دو آبشاری هم که در چرخش خواهند بود، خالی می‌چرخند! به این بحث ورود نمی‌کنیم که چرا باید خالی بچرخد؛ البته این عمل یک جنبه‌ی خوب هم دارد و آن این است که به امکان بازگشت‌پذیری کمک می‌کند.


د: آب سنگین اراک


 ذیل بحث آب سنگین اراک آورده شده است:

 "An international joint venture will assist Iran in redesigning and rebuilding a modernized Heavy Water Research Reactor in Arak that will not produce weapons grade plutonium"

 «یک همکاری مخاطره‌آمیز مشترک بین المللی به ایران کمک خواهد کرد در بازطراحی و بازسازی یک رآکتور تحقیقاتی در اراک که پلوتونیوم با قابلیت تسلیحاتی در آن تولید نگردد»

 ساخت یک رآکتور آب سنگین یا سبک در کشورهای مختلف با مدل‌های مختلف ساخته می‌شود. در اینجا این بازطراحی از این جهت مخاطره‌آمیز است که ممکن است همکاری کشورهای مختلف به علت تفاوت در شیوه و طرح ساخت نیروگاه، منجر به آسیب‌هایی شود. اینکه ساخت یک نیروگاه توسط روسیه شروع شود و آلمان بخواهد آن را تکمیل کند مخاطره‌آمیز است؛ چون دو شیوه با هم متفاوتند. در این شرایط ساخت یک نیروگاه مستقل از همکاری چند کشور بهتر خواهد بود؛ بنابراین، کلمه‌ی "Venture" به این معناست که معلوم نیست این ساخت چند سال طول بکشد یا اصلاً درست کار کند یا خیر!


در ادامه‌ی این تعهدات آمده است:

 "There will be no reprocessing and the spent fuel will be exported."

 «هیچ بازفرآوری صورت نخواهد گرفت و سوخت مصرف‌ شده صادر خواهد گردید.»

 یعنی با اینکه معلوم نیست ساخت آن نیروگاه جدید چه مقدار طول بکشد و درست کار کند یا خیر، دیگر هیچ بازفرآوری صورت نمی‌پذیرد و سوخت مصرف شده هم باید صادر شود؛ چرا که همان هم تا حدودی پلوتونیوم دارد. به این ترتیب، هم سوخت و هم توانایی بازفراوری سوخت را می‌گیرد تا خیالش کاملاً راحت باشد. در خیلی از این تعهدات، امکان بازگشت‌پذیری هم از ایران گرفته شده است.


جناب رئیس جمهور!

 همه ی اینها در حالی است که شما فرموده اید: «اراک با فناوری مدرن‌تر فعال خواهدشد»

 راهکار ما آن است که در توافق نهایی به جای بازطراحی و بازسازی سایت اراک که یک عمل مخاطره آمیز بوده و طرف مقابل با همین قید می تواند از تعهد خود طفره برود، ساخت یک نیروگاه جدید در کنار نیروگاه اراک در دستور کار قرار بگیرد و زمانی که این نیروگاه توسط طرف مقابل ساخته شد، آنگاه نیروگاه اراک را تعطیل نمایید.


 نظارت‌های گسترده


 نظارت‌های گسترده برای این است که مطمئن شود که شما به همه‌ی آن محدودیت‌ها عمل می‌کنید. این نظارت‌ها چهار بخش است:

 1.    معاهده‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)

 2.    کد اصلاحی 1/3

 3.    پروتکل الحاقی

 4.    نظارت‌های بیشتر

 "A set of measures have been agreed to monitor the provisions of the JCPOA including implementation of the modified Code 3.1 and provisional application of the Additional Protocol."

 «مجموعه تدابیری برای نظارت بر اجرای مفاد برنامه‌ی جامع مشترک اقدام شامل اجرای کد اصلاحی ۳.۱ و اجرایداوطلبانهپروتکل الحاقی مورد توافق واقع شده است.»

 اگرچه در متن صحبتی از NPT نیست، اما پذیرش پروتکل الحاقی به معنای پذیرش NPT هم هست. بر اساس NPT همه‌ی کشورها موظفند که اگر تأسیسات هسته‌ای دارند، به آژانس اعلام کند تا آژانس نظارت کند که به دنبال مصارف نظامی نروند. وقتی دیدند که NPT یک راه‌های گریزی دارد، یک کد اصلاحی 1/3 هم به آن اضافه کردند.

 بر اساس NPT شش ماه قبل از تزریق گاز به دستگاه سانتریفیوژ باید به آژانس اعلام کنید که چنین تأسیساتی را ساخته‌اید و می‌خواهید به آن گاز تزریق کنید اما بر اساس کد اصلاحی 1/3 از روزی که تصمیم به ایجاد مرکز غنی‌سازی می‌گیرید، باید اعلام کنید؛ به این ترتیب امکان ایجاد اخلال در فرآیند دست‌یابی به چرخه‌ی غنی‌سازی فراهم می‌شود.

 اما مطابق پروتکل الحاقی، آژانس هم می‌تواند به مراکزی که شما به عنوان مرکز هسته‌ای اعلام کرده‌اید برود و هم می‌تواند به هر مرکزی که شک کند در آن فعالیت هسته‌ای جریان دارد، رفته و بازرسی کند؛ این در حالی است که مطابق NPT تنها می‌توانست مراکز اعلام‌شده را بازرسی نماید. از طرف دیگر بر اساس NPT باید دو هفته قبل از بازرسی به شما اعلام می‌کرد که در این صورت شما دو هفته زمان در جهت مرتب کردن وضعیت مرکز مربوطه داشتید؛ اما مطابق پروتکل الحاقی بازرسی‌های معمول از دو روز قبل و بازرسی‌های سرزده بدون هماهنگی صورت می‌پذیرد.


جناب آقای روحانی!

 این بازرسی های سرزده، عواقب خطرناکی دارد؛ همچون آشنایی با دانش¬مندان هسته¬ای با هدف زمینه¬سازی همکاری با آنها یا ترورشان، شناسایی معادن ذخیره اورانیوم و مقادیرآن، دسترسی به مواضع دفاعی و نظامی و...


خط قرمز5:


مقام معظم رهبری در تاریخ20/01/1394: «به مسئولین محترم تذکّر دادیم و به شما هم عرض می¬کنیم، این که به‌هیچ‌وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ی نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً»

 علاوه بر پذیرش سه نظارت فوق، یک بذل و بخشش دیگر هم صورت گرفته است و آن اینکه نظارت‌های فراتر از آن را هم پذیرفته اید.

 "The International Atomic Energy Agency (IAEA) will be permitted the use of modern technologies and will have enhanced access through agreed procedures, including to clarify past and present issues."

 «آژانس بین المللی انرژی اتمی مجاز خواهد بود که از فناوری های مدرن نظارتی استفاده کند و از دسترسی‌های بیشتری در مسیر توافق‌شده از جمله به منظور روشن کردن موضوعات گذشته و حال برخوردار خواهد شد.»


عبارتی در این بند نهفته است که هر چند سال هم بگذرد این را نمی‌توان روشن کرد. گفته‌اند که شما هم باید گذشته و هم حال را برای ما روشن کنید؛ یعنی می‌خواهد تمام گذشته‌ی جمهوری اسلامی ایران را شخم بزند و هر اقدام مخفیانه‌ای شده است باید به آن‌ها گزارش داده شود و اگر یکی از آن‌ها هم گفته نشود خواهند گفت که هنوز گذشته‌ی شما برای ما روشن نشده است.


دو نکته مهم هم پیرامون قید «داوطلبانه» وجود دارد. مسئولین تکرار می‌کنند که ورود ما به پروتکل الحاقی داوطلبانه است. آنچه از این حرف برداشت می‌شود این است که اجباری در کار نیست. این داوطلبانه بودن با تصویب مجلس به یک الزام تبدیل می‌شود و به واقع معنای داوطلبانه بودن از بین می‌رود؛ اما کاربرد این واژه در متن بیهوده نبوده است. از آن‌جا که نه NPT و نه پروتکل الحاقی مقید به زمان نیستند، محدودیت ابدی خواهند داشت. دومین نکته اینکه این قید «داوطلبانه» یک ضربه‌ی جبران‌ناپذیر بر جمهوری اسلامی ایران است که غفلت اهل علم موجب عدم توجه به این صدمه در تاریخ ایران خواهد شد. در مقدمه‌ی کنوانسیون وین به این مضمون اشاره شده است که همه‌ی قراردادها باید بر اساس اصل رضایت آزادانه باشد؛ مفهومش این است که اگر شما بتوانید اثبات کنید که این قرارداد بر اساس رضایت آزادانه نبوده است، می‌توانید متمسک حقوقی برای کنار گذاشتن آن تعهد داشته باشید.


3.3.2.2.    تعهدات طرف مقابل

•    لغو یا تعلیق تحریم‌ها

•    مشارکت دادن ایران در همکاری‌های بین المللی


تحریم‌ها


 "The EU will terminate the implementation of all nuclear-relatedeconomic and financialsanctions and the US will cease the application of all nuclear-relatedsecondary economic and financial sanctions, simultaneouslywith the IAEA-verified implementation by Iran of its key nuclear commitments. A new UN Security Council Resolution will endorse the JCPOA, terminate all previous nuclear-related resolutions and incorporate certain restrictive measures for a mutually agreed period of time."

 «اتحادیه اروپایی، اعمال تحریم‌های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته‌ای خود را خاتمه خواهد داد و ایالات متحده نیز اجرایتحریم‌های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته‌ای را، هم‌زمان با راستی‌آزمایی اجرای تعهدات کلیدی هسته‌ای ایران توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی، متوقف خواهد کرد. یک قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل متحد که در آن برنامه جامعه مشترک اقدام تائید شده صادر خواهد شد، این قطعنامه کلیه قطعنامه‌های قبلی مرتبط با موضوع هسته‌ای را لغو خواهد کرد و برخی تدابیر محدودیت‌ساز مشخص را برای یک دوره زمانی مورد توافق، لحاظ خواهد کرد.»


مطابق خلاصه گزارش منتشره از سوی وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران: «براساس راه‌حل‌های به دست آمده، پس از اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک، تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت لغو خواهد شد و همه تحریم‌های اقتصادی و مالی چندجانبه اروپا و یک‌جانبه آمریکا از جمله تحریم‌های مالی، بانکی، بیمه، سرمایه‌گذاری و تمامی خدمات مرتبط با آن‌ها در حوزه‌های مختلف از جمله نفت، گاز، پتروشیمی و خودروسازی فوراً لغو خواهند شد.»


مطابق بیانیه‌ی لوزان، اتحادیه‌ی اروپا تحریم‌ها را لغو نمی‌کند؛ بلکه «اعمال تحریم‌ها» را لغومی‌کند؛ یعنی تحریم‌ها تعلیق می‌شوند و قوانین باقی می‌ماند که این یک نقطه‌ی اتکای برگشت‌‌پذیر برای طرف مقابل محسوب می‌شود. ضمناً همه‌ی تحریم‌ها هم تعلیق نمی‌شود؛ بلکه تحریم‌های مالی و اقتصادی مربوط به هسته‌ای تعلیق می‌شود.


همین بحث تعلیق در مورد تعلیق تحریم‌ها از سوی امریکا هم مطرح می‌شود؛ چون در اینجا هم اجرای تحریم‌ها متوقف می‌شود. ضمناً تمام تحریم‌ها هم تعلیق نمی‌شود؛ بلکه تحریم‌های مالی و اقتصادی ثانویه‌ی مربوط به هسته‌ایلغو می‌شود و تحریم‌های اولیه لغو نمی‌شود. تحریم‌های اولیه مربوط به شرکت‌های خود امریکاست و تحریم‌های ثانویه مربوط به سایر کشورهاست؛ یعنی امریکا به کشورهای دیگر اجازه می‌دهد دست از تحریم ایران بردارند؛ اما نسبت به شرکت‌های خودش چنین کاری را انجام نمی‌دهد. تحریم‌ها هم هم‌زمان با اجرای ایران به تعهداتش تعلیق نمی‌شود؛ بلکه هم‌زمان با تأیید آژانس این اتفاق خواهد افتاد. به این ترتیب و مطابق متن، نه همه‌ی تحریم‌ها، نه هم‌زمان با اجرای تعهدات و نه لغو خواهند شد.


آقای دکتر روحانی!


 آیا از وزیرامور خارجه شما که به گفته ی حضرت عالی دیپلمات ارشد جهان هستند، می توان قبول کرد که از روی اشتباه و حواس پرتی، کلمات مهم«مرتبط با هسته ای» و «ثانویه» را حذف کرده، در حالی که به خوبی می دانید با آوردن این دوقید بسیاری از تحریم ها سرجای خود باقی خواهد ماند؟

 در کجای تفاهم نامه آمده است که تحریم ها فورا لغو خواهد شد، در حالی که لغو تحریم ها منوط به راستی آزمایی آژانس بین المللی انرژی اتمی می باشد.


خط قرمز6:


مقام معظم رهبری در تاریخ01/01/1394: «رفع تحریمها جزو موضوعات مذاکره است، نه نتیجه‌ی مذاکرات»


آیا همه ی این اشتباهات فاحش را به اسم خطا بگذاریم یا اینکه... چگونه می تواند متنی که به گفته ی آقای ظریف توسط ایشان و آقای عراقچی بازبینی شده است، دارای این خطاهای فریبنده افکار عمومی باشد؟ 


وزیر امور خارجه ی شما در سخنان خود در گفتگوی شبکه ی یک به سخنان خلاف واقعی اشاره کرده است که به هیچ وجه قابل اغماض نیست.

 گفته اند:« در آن بیانیه ای که موگرینی خواند، کلیه قطعنامه های شورای امنیت از روز توافق حذف می شود» می توانید به ما نشان دهید، در کجای سخنان خانم موگرینی به زمان حذف تحریم ها اشاره شده است؟

 در مورد اتحادیه اروپا فرموده اند: «بعد از نهایی شدن توافق در همان روز بلافاصله تحریم ها لغو خواهدشد» می شود به ما نشان دهید که در کجای بیانیه سخن از لغو یا صحبتی از همان روز توافق شده است، تا ما هم ببینیم. چه کسی باید جواب این عوام فریبی ها را بدهد؟!


آقای ظریف گفته است:«بهترین تضمین، برای اجرایی شدن توافق نامه، شورای امنیت است.»

آقای رئیس جمهور! مگر نه این است که شورای امنیت در قبضه ی همان کدخدایی است که شما با آن در حال مذاکره هستید؟ چقدر ساده لوحانه است عمل کسی که گوشت را به دست گربه می دهد و از او می خواهد که از این گوشت در مقابل هجمه ی گربه ها محافظت کند...


بر فرض که از امریکا خطایی سر بزند؛ آیا بر علیه او قطعنامه صادر می‌شود؟! مگر امریکا نمی‌تواند آن قطعنامه را وتو کند؟! اگر فکر می‌کنید که امریکا اخلاقاً چنین کاری نمی‌کند، بحثی نیست! این چه تدبیری است؟!


به آقای ظریف بگویید این حرف را جای دیگری در دنیا نزند که به ما می خندند!


حتماً شنیده‌اید که «باید دل را به نقطه‌های امیدبخش حقیقی سپرد؛ نه به نقطه‌های خیالی»

 دشمن، غیر قابل اعتماد است؛ نمی‌شود در توافق با دشمنی که می‌خواهد ریشه‌ی انقلاب شما را برکند با حسن ظن برخورد کرد. اسلام در همه جا توصیه به خوش‌بینی نکرده است؛ این حرف ما نیست بلکه پیشوا و امیر مؤمنان علی علیه السلام می‌فرماید: «إذا استَولَی الصَّلاحُ عَلَی الزَّمانِ وَ اهلِهِ ثُمَّ أساءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَم تَظهَر مِنهُ حَوبَةٌ فَقَد ظَلَمَ وَ إذا استَولَی الفَسادُ عَلَی الزَّمانِ وَ اهلِهِ فَأحسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَد غرَّرَ»؛ یعنی هر گاه نیکوکاری و صلاح بر روزگار و مردم آن غالب آید، اگر کسی به دیگری گمان بد برد، در حالی که از او عمل زشتی آشکار نشده است، ستمکار است و اگر بدی بر زمانه و مردم آن غالب شود و کسی به دیگری خوش‌گمان باشد، خود را فریب داده است (حکمت 114 نهج‌البلاغه)


آیا زمانه زمانه‌ی صلاح و خیر خواهی‌است که گمان بد نبریم یا اگر این‌طور هست، آیا از امریکا فریب و نیرنگ و خیانت ندیده‌ایم؟! پس مراقب باشید که کجا باید و کجا نباید خوشبین بود.

 اما در مورد قطعنامه‌های شورای امنیت لفظ "Terminate" به صورت مطلق آمده است که در این مورد معنای لغو می‌دهد اما چون در مورد اتحادیه‌ی اروپا و امریکا مقید بود معنای تعلیق می‌داد. در این زمینه اولاً هیچ بحثی از زمان لغو تحریم‌ها هم نشده است؛ ثانیاً آیا همه‌‌ی قطعنامه‌های مرتبط با هسته‌ای شورای امنیت لغو خواهد شد؟ هم بله و هم خیر! به این دلیل که ضمن اینکه قطعنامه‌ی جدید تحریم‌های قبلی را لغو می‌کند، هم‌زمان محدودیت‌ها و تحریم‌های جدید را هم اعمال می‌کند.


و باز این در حالی است که شما در سخنرانی خود زمان برداشته شدن تحریم ها را روز اجرای توافق ذکر کرده اید در حالی که هیچ کلمه ای در مورد زمان لغو تحریم های شورای امنیت در بیانیه لوزان نیامده است.


می شود از شما سؤال کنیم که از کجا زمان برداشته شدن تحریم ها را آورده اید؟


حال به فرض برداشته شدن تحریم ها، آن مقدار از تحریم‌هایی که مطابق با بیانیه‌ی لوزان برداشته می‌شود، چند درصد از کل تحریم‌های تحمیل‌شده بر ایران است؟


در میان ده تحریم کنگره‌ی امریکا تنها سه مورد با عنوان «مرتبط با هسته‌ای» بوده و مابقی یا با یک عنوان دیگر است و یا با عناوین مشترک اعمال شده است که این موارد مشترک، الزاماً مورد تعلیق نخواهد بود چون آن تحریم‌ها دلایل غیر از هسته‌ای هم دارد که می‌تواند مستمسک بقای تحریم باشد. از طرف دیگر از 18 فرمان اجرایی رئیس‌جمهور امریکا، تنها دو مورد با عنوان عدم اشاعه‌ی کشتار جمعی وجود دارد که الزاماً مرتبط با هسته‌ای نمی‌شود. از میان 28 مورد تحریم کنگره و رئیس‌جمهورامریکا،تنها پنج مورد را با اغماض مرتبط با هسته‌ای در نظر گرفتیم و در این پنج مورد هم تنها دو مورد مربوط به اوباما می‌شود و در موارد دیگر هم در صورت مخالفت کنگره با تعلیق تحریم‌ها، کاری از دست اوباما جز یک تعلیق شش‌ماهه برنمی‌آید و دوباره تحریم به حالت قبل بر می‌گردد. تحریم‌های بانکی و نفتی که دو تحریم سخت ایران می‌باشند ذیل هیچ‌کدام از این تحریم‌ها قرار نمی‌گیرد.


جناب رئیس جمهور! چرا این حقایق را از چشم ملت ایران پنهان می کنید؟


خط قرمز7:


مقام معظم رهبری در تاریخ19/11/1393: «باید حربه ی تحریم از دست دشمن خارج شود.»

 همانطور که هم در توافقنامه ژنو و هم در بیانیه لوزان مشهود است، موارد توافقات اولاً یک مرحله ای نبوده و در هر توافق موارد جزئی¬تر می¬شود ثانیاً در موارد مختلف واژه هایی استفاده شده است که قابل تأویل و تفسیرهای گوناگون است؛ از جمله این واژه ها و گزاره¬ها عبارت است از:

 Ensure, exclusively peaceful, limited, specified durations, clarify past and present, issues, terminate the implementation, key nuclear commitments, certain restrictive measures for a mutually agreed period of time.


خط قرمز8:


مقام معظم رهبری در تاریخ19/11/1393: «یک مرحله ای بودن توافق و جزئی و غیر قابل تفسیر بودن آن»

 نتیجه گیری: متأسفانه دولت یازدهم نه تنها رویکرد مقاومت را اتخاذ نکرده است بلکه حتی در نرمش قهرمانانه هم موفق نبوده است. لذا رویکرد دولت محترم در قبال پرونده هسته ای را رو به عقب نشینی ارزیابی می کنیم و سرانجام این بیراهه را تجربه ای وخیم تر و جبران ناپذیر نسبت به تجربه ی سال1382می دانیم.


راه صحیح را مراجعه به فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد اقتصاد مقاومتی و تکیه بر ظرفیت های درونی کشور و عدم چشم دوختن به بیرون از کشور می دانیم.

 نامه ی خود را با گرامی داشت یاد و خاطره ی شهدای گرانقدر اسلام و امام عظیم الشأن رحمه الله علیه به پایان می بریم.

 جناب آقای دکتر حسن روحانی! بسیار مشتاقیم جواب شما به سؤالات و شبهات مطرح شده در این نوشته را بدانیم. 


والسلام علی من اتبع الهدی

 سایه ی رهبری مستدام

 سید محمد حسین هاشمی گلپایگانی

 مسئول بسیج دانشجویی

برچسب‌ها: بیانیه لوزان
1 2 3 4 5 ... 27 >>