X
تبلیغات
رایتل

موج سبز یا موج شورش؟

رهبر معظم:بهترین شاخص انقلاب را امام خمینی و خط ایشان دانست

اختصاصی/
متن کامل بیانات مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی در حرم امام خمینی (ره)
تهران- رهبر معظم انقلاب اسلامی بهترین شاخص انقلاب را امام خمینی (ره) و خط ایشان دانستند و تاکید کردند: نباید برای خوشامد این و آن برخی مواضع حقیقی امام را انکار کرد و مخفی نگه داشت، این فکر غلطی است که برخی تصور کنند با پنهان کردن مواضع صریح امام، پیروان و علاقمندان ایشان بیشتر می‌شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، حضرت آیت الله خامنه‌ای که در خطبه نخست نماز جمعه و در اجتماع باشکوه عزاداران امام خمینی (ره) در حرم مطهر ایشان سخن می گفتند، به تبیین خط اصیل امام پرداختند و بر ضرورت تعیین شاخص برای مقابله با انحراف انقلاب تاکید کردند و در این رابطه امام را بهترین شاخص و معیار برشمردند.
حضرت آیت الله خامنه ای باتاکید بر اینکه امام منهای خط امام ، امامی بی هویت است افزودند: تکیه همیشگی بر اسلام ناب محمدی ، جاذبه و دافعه در دایره مکتب اسلام ، یقین به وعده های الهی ، محاسبات معنوی و تقوا ، نگاه جهانی به انقلاب اسلامی ، تکیه بر مردم و توجه به حال فعلی افراد هنگام هرگونه قضاوت، از جمله شاخص های اصلی خط امام است که باید بطور صحیح تبیین شود و مورد توجه مستمر قرار داشته باشد .
ایشان با تاکید بر اینکه کسانی که در پی تغییر هویت انقلاب بر می‌آیند معمولا با پرچم رسمی و تابلو به صحنه نمی آیند، تاکید کردند: حتی گاهی با طرفداری از حرکت انقلاب اقدام و اظهار می کنند تا انقلاب از جهت گیری خود دور شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تاکید براینکه دشمنان امام و انقلاب سعی می‌کنند با منحرف کردن انقلاب آن را از پای درآوردند اظهار داشتند: اگر شاخص‌ها روشن باشد می توان انحراف را شناسایی کرد و اگر کسی در جهت انحراف کار کند، در توده مردم شناخته می شود و درصورت نبود شاخص، خطر انحراف جدی خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه هویت و مبانی فکری امام در سخنرانی‌ها، نامه ها و وصیت نامه ایشان مشخص است، اظهار داشند: همین ها دنیا را تکان داد و توده های عظیم را مشتاق ملت ایران و بسیاری را پیرو ملت ایران کرد.
ایشان با تاکید بر اینکه سلب هویت از امام خدمت به امام نیست، تصریح کردند: این مبانی فکری موج سهمگینی را علیه غارتگری غرب و یکه‌تازی آمریکا بوجود آورد؛ این کج اندیشی است مواضع امام را انکار کنیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه خاطر نشان کردند: بعضا کسانی این کار را انجام می دهند که روزگاری جزو مروجان افکار امام بودند.

**اگر معاندین امام از ما تعریف کردند بدانیم خیانتکاریم

ایشان در ادامه تاکید کردند که نمی توان با کسانی که صریحا پرچم مخالفت با اسلام را بلند کردند در یک خط بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تصریح کردند: نمی‌توان قبول کرد آمریکا و انگلیس و سیا و موساد، سلطنت طلبان و منافقین حول محوری جمع شوند و بعد آن افراد ادعا کنند که خط امامی هستند.
ایشان در ادامه تاکید کردند: نمی‌شود با هر کس و ناکس ائتلاف کرد؛ باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعی می‌گیرند اگر دیدیم مواضع ما طوری است که صهیونیست غاصب و مزدوران قدرت‌های گوناگون و مخالفین و معاندین امام و اسلام و انقلاب از ما تجلیل و احترام می کنند، بایستی در مواضع خود شک کنیم و باید بدانیم که راه درست و مستقیم را نمی رویم؛ امام می فرمود که اگر از ما تعریف کردند، بدانیم که خیانتکاریم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطر نشان کردند: کسانی که درست خط مقابل امام حرکت می کنند در مساله قدس و در روز قدس آنطور موضعگیری کردند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار آوردند و بعد ما در مقابل، با کسانی که با اساس مبنای امام صریحا مخالف هستند اظهار همراهی کنیم و خود را در کنار آنها قرار دهیم و تعریف کنیم و یا در مقابل آنها سکوت کنیم و در عین حال بگوییم دنباله رو امام هستیم.
ایشان تاکید کردند: چنین دیدگاهی قابل قبول نیست و ملت هم خوب این مساله را فهمید و شناخت.

** میزان، وضعیت کنونی افراد است

رهبر معظم انقلاب در ادامه با تاکید بر اینکه امام حال افراد را معیار قضاوت درباره اشخاص می دانستند، اظهار داشتند: گذشته اشخاص مورد توجه نیست؛ گذشته برای وقتی است که حال فعلی معلوم نیست اما اگر حال فعلی اشخاص در نقطه مقابل گذشته بود، آن گذشته کارآیی ندارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی به رفتار و قضاوت حضرت علی (ع) با طلحه و زبیر اشاره کردند و با تاکید بر اینکه حضرت امام راحل (ره) را نیز چنین معیاری در برخورد با افراد داشتند، خاطر نشان کردند: برخی با هواپیمای امام و با همراهی امام از پاریس به ایران آمدند اما در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند؛ بعضی از دورانی که امام در نجف بود با ایشان ارتباط داشتند و در ابتدای انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند اما بعد رفتار و موضع‌گیری آنها موجب شد که امام آنان را طرد کرد.
ایشان میزان را وضعیت کنونی افراد دانستند و افزودند: اگر خدای نکرده نفس اماره و شیطان راه را در مقابل من منحرف کرد، قضاوت چیز دیگری خواهد بود؛ مبنای اسلامی چنین رفتاری است و امام نیز چنین عمل کرد.

*******
** خطبه اول
متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در خطبه اول نماز جمعه به این شرح است:  
در ادامه مطلب:

** خطبه اول
متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در خطبه اول نماز جمعه به این شرح است:
همه برادران و خواهران عزیز نمازگزار را به رعایت تقوا توصیه می کنم. خدای متعال می فرماید تقوای الهی را در رفتار و گفتار و حتی در پندار خود باید رعایت کنیم و مراقب باشیم ذره از رضای الهی و حق تعدی و تجاوز نکنیم.
امیدوارم خداوند متعال به این بنده حقیر توفیق بدهد که امروز بتوانیم با تمسک به این اصل اساسی قرانی یعنی سخن گفتن بر اساس تقوا عرایض خود را بیان کنم.
این روزها ایام عید ولادت صدیقه کبری فاطمه الزهرا بانوی دو عالم (س) است. از روح ملکوتی این بنده خالص الهی مدد بگیریم و انشالله این نماز جمعه را که به مناسبت بیست و یکمین سالگرد رحلت امام راحل هست با احترام و تکریم به مقام این آیت عظمای پروردگار برگزار کنیم و همچنانکه ملت ما در این 21 سال ، یاد و نام مبارک و ماندگار امام بزرگوارمان را به بهترین وجهی در دل و جان و زبان خود و در فضای زندگی خود حفظ کردند باز هم حفظ کنیم و به پیش ببریم.
امروز درباره امام بزرگوار در خطبه عرایضی را خواهم داشت . چالش اصلی همه تحولات بزرگ اجتماعی از جمله انقلاب ها ، صیانت از جهت گیری های اصلی آن انقلاب یا آن تحول است. این مهمترین چالش هر تحول عظیم اجتماعی است.
که هدف هایی دارد و به سمت آن هدف ها حرکت می کند و دعوت می کند. این جهت گیری باید حفظ شود. اگر جهت گیری به سمت هدف ها در یک انقلاب و در یک حرکت اجتماعی صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبدیل خواهد شد در جهت عکس اهداف خود عمل خواهد کرد. بنابراین نگاه به امام از این منظر و به عنوان یک شاخص ، اهمیت پیدا می کند.
خدای متعال در سوره مبارکه در قرآن کریم ، پیغمبرش را به استقامت امر می فرماید. استقامت یعنی پایداری و ادامه دادن به راه مستقیم و حرکت کردن در جهت درست .
نکته مقابل این حرکت مستقیم در آیه شریفه ، طغیان قرار داده شده است . طغیان یعنی سرکشی کردن و منحرف شدن.
به پیغمبر می فرماید همه کسانی که همراه تو و با تو هستند ، این راه درست ادامه بدهید و منحرف نشوید.
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرماید: لحن این آیه ، لحن تشدد است و هیچ نشانه رحمت در این آیه نیست.
خداوند متعال در درجه اول خود پیامبر را خطاب قرار می دهد، لذا این آیه به نحوی است که پیغمبر اکرم درباره سوره خود فرمودند: سوره حود من را پیر کرد این به خاطر همین آیه مبارکه است . به خاطر تشدیدی است که در این آیه وجود دارد. در یک جای دیگر قرآن هم تاکید دارد که منحرف نشوید و از راه برنگردید. این خطاب سختی است که خطاب به خود است و این خطاب دل پپیغمبر را می لرزاند این به خاطر همین است که تغییر جهت گیری ها منحرف شدن از راه اصلی و هویت اصلی است. هر انقلابی متکی به آن جهت گیری هاست. در واقع سیرت انقلاب ها همین جهت گیری های اصلی است . تغییر جهت گیری ها به کلی راه را عوض می کند و انقلاب به هدف های خود نمی رسد. اهمیت قضیه از این بابت است و البته تغییر جهت گیری ها تدریجی و نا محسوس است.
این جور نیست که از اول کار این تغییر جهت گیری با 180 درجه اتفاق بیافتد. این تغییر ، اول با زاویه های خیلی کوچک تر ، شروع می شود و هر چه ادامه پیدا می کند فاصله راه اصلی که صراط مستقیم است با این انحراف روز به روز بیشتر می شود. جهت دیگر ، آن کسانی که در پی تغییر هویت انقلاب بر می آیند، معمولا با پرچم رسمی و با تابلو جلو نمی آیند و به گونه ای حرکت نمی کنند که معلوم بشود اینها دارند با این حرکت مخالفت می کنند. حتی گاهی به عنوان طرفداری از حرکت انقلاب ، یک اقدامی را به عمل می آورند و یک اظهارنظری می کنند. کاری می کنند زاویه ایجاد می کنند انقلاب هم از جهت گیری خود به تدریج دور می افتد و برکنار می شود. برای اینکه این جهت گیری غلط و این انحراف اتفاق نیفتد، احتیاج به شاخص های معینی وجود دارد. باید سر راه شاخص وجود داشته باشد. اگر این شاخص ها به صورت واضح و روشن و در معرض دید مردم وجود داشته باشد ، انحراف اتفاق نمی افتد. اگر کسی هم درجهت انحراف کار کند، در نظر توده مردم شناخته می شود.
اما اگر شاخصی وجود نداشت، آن وقت خطر جدی خواهد شد. شاخص در انقلاب ما چیست؟ این خیلی مهم است. مردم ما سی سال است که در جهت این انقلاب حرکت می کنیم، ملت ما بصیرت و شجاعت به خرج دادند. این ملت حقا و انصافا لیاقت به خرج داد. این ملت این انقلاب را سی سال شما به جلو می برید اما خطر وجود دارد.
دشمن انقلاب دشمن امام بیکار نمی نشیند. می خواهند این انقلاب را از پای در بیاورند. چه جور ؟ با منحرف کردن راه انقلاب از مسیر اصلی . لازم است شاخص داشته باشیم و بهترین شاخص هم خود امام و خط امام است. امام بهترین شاخص برای ماست. عیبی ندارد که تشبیه کنیم به وجود مقدس پیغمبر(ص) که قران می فرماید: خود پیغمبر و رفتار ، کردار و اخلاق او اسوه است یا در یک آیه شریفه دیگر می فرماید: ابراهیم و یاران ابراهیم این ها اسوه هستند. در اینجا یاران ابراهیم هم ذکر شدند تا کسی نگوید که پیغمبر معصوم یا ابراهیم معصوم بود و ما نمی توانیم از یاران او تبعیت کنیم .
در مورد امام بزگوار که شاگرد این مکتب و دنباله رو این انبیاء است ، همین معنا صدق می کند. خود امام برجسته ترین شاخص هاست. رفتار ، گفتار و بیانات امام که خوشبختانه در دسترس است . وصیت نامه امام نیز آشکارا همه آنچه را که لازم می دیدند برای آینده انقلاب تببین کرده است. نباید اجازه داد این شاخص ها به صورت غلط تبیین شوند یا پنهان بمانند یا فراموش بشوند. اگر این شاخص ها را ما بد و غلط تبیین کردیم ، این مثل آن است که یک قطب نما را در یک راه از دست بدهیم یا قطب نما از کار بیفتدو فرض کنید در یک مسیر دریایی یا یک بیابان ، جاده ای هم وجود ندارد و قطب نمای انسان آسیب ببیند و قطب نما از کار بیفتد، انسان متحیر می ماند.
اگر نظرات امام بد بیان و بد تبیین شد مثل این است که قطب نما از کار بیفتد لذا راه گم می شود و هر کسی به سلیقه و میل خود ، حرفی می زند و بدخواهان هم در این میان از فرصت استفاده می کنند و راه را جوری تبیین می کنند که ملت به اشتباه بیفتد. مواضع امام بایستی به طور روشن و همانطور که خود او گفت و نوشت باید تبیین شود. این ملاک راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است.
اینکه یک نفر صریح بگوید امام را قبول ندارم و راه او را غلط می دانم ، حساب پیروان امام و طرفداران امام با چنین کسی روشن است. اما اگر قرار است در خط امام و با اشاره انگشت امام ، این انقلاب پیش برود، باید شاخص ها معلوم و روشن باشد و به درستی تبیین شود. برای خوشامد این و آن ، نباید برخی از مواضع حقیقی امام را انکار کرد یا مخفی نگه داشت . برخی این طور فکر می کنند و این فکر غلطی است.
برخی فکر می کنند برای اینکه مخالفان امام هم به امام علاقمند شوند و امام پیروان بیشتری داشته باشند ، بایستی ما بعضی از مواضع صریح امام را پنهان کنیم، نگوییم یا کم رنگ کنیم، نه این درست نیست . هویت و شخصیت امام و همین مواضعی که خود او با صریحترین بیانها و روشن ترین الفاظ و کلمات بیان کرده است، همین ها بود که دنیا را تکان داد. همین مواضع صریح بود که توده های عظیم را مشتاق و بسیاری را پیرو ملت ایران کرد. این نهضت عظیم جهانی که شما امروز در گوشه و کنار دنیای اسلام نشانه های آن را می بینید از این طریق به راه افتاد . باید در وسط میدان ، مواضع امام علیه استکبار، ارتجاع و علیه لیبرال دموکراسی غرب و منافقان و دورویان را صریح بیان کرد، امام این است .
آن کسانی که تحت تاثیر آن شخصیت عظیم قرار گرفته اند، این مواضع را دیدند و تسلیم شدند ، نمی شود به خاطر زید و امر و برای اینکه آنها از امام خوششان بیاید، مواضع امام را پنهان کنیم یا مواردی را که به نظرمان تند می آید آنها را کمرنگ کنیم.
این درست مثل این می ماند که در دوران جوانی ما ،عده ای مدعی بودند برای این که اسلام علاقه مندان و طرفدارانی پیدا کند، بعضی از احکام اسلام را کمرنگ کنیم. لذا حکم قصاص و احکام جهاد را پوشیده و پنهان می کردند. حکم حجاب را انکار می کردند و می گفتند اینها از اسلام نیست. برای این که فلان مستشرق یا فلان دشمن مبانی اسلامی از اسلام خوشش بیاید. این غلط است
اسلام را باید با کلیت آن بیان کرد، و گفت که امام منهای خط امام آن امامی نیست که ملت ایران به نفس او و به هدایت او ، جانشان را کف دست گرفتند ، فرزندانشان را به کام مرگ فرستادند ، از جان و مالشان دریغ نکردند و بزرگترین حرکت قرن معاصر را در این نقطه عالم بوجود آوردند.
امام منهای خط امام، امام بی هویت است، سلب هویت امام خدمت به امام نیست.
مبانی امام ، روشن است. اگر کسی نخواهد مجامله و تعارف کند ، مبانی و مواضع امام در کلمات و بیانات و نامه های امام و بخصوص در وصیت نامه امام که کوتاه شده آن مواضع است ، منعکس می باشد. این مبانی فکری همان چیزی است که آن موج عظیم و سهمگین را علیه غارتگریهای غرب و یکه تازیهای آمریکا در دنیا بوجود آورد. این که رییس جمهورهای گوناگون آمریکا به هر کشوری در خاورمیانه و آسیا سفر کرده اند ،حتی در بعضی از کشورهای اروپایی ، مردم علیه آنها شعار می دهند و همیشه نیز اینگونه بوده است ، متاثر از چیست ؟ در واقع این متاثر از حرکت و افشاگری و موضعگیری امام بود. استکبار و صهیونیسم را رسوا کرد و روح مقاومت را در ملت ها و بخصوص در جوامع اسلامی زنده کرد. این کج اندیشی است که ما مواضع امام را انکار کنیم و این کج اندیشی را هم متاسفانه بعضا کسانی انجام می دهند که یک وقتی خودشان جزو مروجان افکار امام بودند. حال به هر دلیلی ، راهها کج و هدفها گم می شود و عده ای برمی گردند. آنها بعد از سالهای متمادی که برای امام و این حرکت حرف زدند ، در مقابل این اهداف و مبانی می ایستند و بر خلاف آن سخن می گویند.
خط امام اجزایی دارد مهمترین چیزی که در مورد خط امام و راه امام می شود گفت این است و بخصوص به جوانان می گویم که وصیتنامه امام را بخوانید، امامی که دنیا را تکان داد امامی است که در این وصیتنامه و در این آثار و گفتار منعکس است.
اولین و اصلی ترین نقطه در مبانی و نظرات امام ، مساله اسلام ناب محمدی است. یعنی اسلام ظلم ستیز و عدالت خواه، مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و اسلام مستضعفان در مقابل اسلام آمریکایی است. این اسلام آمریکایی را امام ، وارد فرهنگ سیاسی ما کرد.
اسلام آمریکایی یعنی اسلام تشریفاتی، اسلام بی تفاوت در مقابل ظلم و زیاده خواهی، اسلام بی تفاوت در مقابل دست اندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به زورگویان، اسلام کمک به اقویا و اسلامی که با همه اینها می سازد، این اسلام را امام به نام اسلام آمریکایی نامگذاری کرد . این فکر اسلام ناب ، فکر همیشگی امام بزرگوار ما بود. مخصوص دوران جمهوری اسلامی نبود ، منتها تحقق اسلام ناب جز با حاکمیت اسلام امکان پذیر نبود اگر نظام سیاسی کشور برپایه شریعت اسلامی و تفکر اسلامی نباشد ، امکان ندارد که اسلام بتواند با ستمگران و زورگویان عالم مبارزه واقعی و حقیقی بکند لذا امام حراست و صیانت از جمهوری اسلامی را از اوجب واجبات می دانست.
چون صیانت از اسلام به معنای حقیقی کلمه وابسته به صیانت از نظام سیاسی اسلامی است بدون نظام سیاسی امکان ندارد.
امام جمهوری اسلامی را مظهر حاکمیت اسلام می دانست و برای همین بود که جمهوری اسلامی را امام دنبال کرد و در راهش آنهمه تلاش کرد و پای جمهوری اسلامی با آن شدت و حدت و اقتدار ایستاد. امام که دنبال قدرت شخصی و دست یابی به قدرت برای خودش نبود. مساله امام مساله اسلام بود .
این مدل نو ، یعنی جمهوری اسلامی را ، امام به دنیا عرضه کرد. اساسی ترین مساله در جمهوری اسلامی مبارزه با حاکمیت های زورگویانه و اقتدار طلب دنیاست که در شکل های مختلف خود را نشان می دهد.
حکومت دیکتاتوری و اقتدار طلب فقط حکوم پادشاهان نیست، آن زمان دیکتاتوری های چپ وجود داشت که دیکتاتوری تک حزبی در کشورها بود و هر کار می خواستند با آحاد ملت می کردند و کسی هم پاسخگو نبود.
ملت دست یک اقلیت محدودی زندانی بود و نوع دیگر دیکتاتوری نیز مربوط به حکومت سرمایه داران است، که در نظام های به ظاهر مردمسالار و لیبرال دموکراسی تجلی پیدا می کند که نوعی دیکتاتوری است ، منتها دیکتاتوری بسیار هوشمندانه و غیرمستقیم و در واقع دیکتاتوری سرمایه دارها و صاحبان ثروتهای بزرگ است.
امام امت ، جمهوری اسلامی را در مقابل این طاغوتهای بشری بوجود آورد، اسلام را که در ذات خود به مردم و رای و خواست مردم تاکید دارد ، معیار اصلی این نظام قرار داد. بنابراین جمهوری اسلامی ، هم جمهوری و متکی به آرای مردم است و هم اسلامی و متکی به شریعت الهی است.
این ، یکی از شاخصهای عمده در خط امام و واضح ترین خط از خطوط اندیشه امام است ، بنابراین هر کسی در باره حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ، برخلاف فکر امام بیندیشد، نباید مدعی شود که دنباله روی امام است. یک شاخص دیگر در برنامه و خط امام ، مساله جاذبه و دافعه امام بود. انسانهای بزرگ جاذبه و دافعه شان هم میدان وسیع و گسترده ای دارد. جاذبه شان یک طیف وسیعی را بوجود می آورد و دافعه آنها هم همین طور یک طیف عظیمی را بوجود می آورد. مبنا و معیار جاذبه و دافعه امام ، مکتب و اسلام بود. درست همانطوری که امام سجاد (ع) در دعای صحیفه سجادیه می فرماید: در این دعاها معارفی وجود دارد که انسان اینها را از روایت و آثار روایی نمی تواند بدست آورد ، از جمله درخواست ها این است که پرودگارا از تو می خواهیم که با همه دشمنان خودمان صلح کنیم، بعد می فرماید، مگر آن دشمنی که من به خاطر تو و در راه تو با او دشمنی کردم این دشمنی است که ما هرگز با او دم از آشتی نخواهیم زد و دل ما با او صاف نخواهد شد.
امام این گونه بود و دشمنی شخصی با کسی نداشت. اگر کدورت های شخصی هم بود ، امام زیر پا می گذاشت، اما دشمنی به خاطر مکتب برای امام بسیار جدی بود. همان امامی که از اول شروع نهضت در سال 1341 این گونه آغوش خود را به روی توده مردم و انواع و اقسام افکار گوناگون در میان مردم باز کرده بود، مردم را از اهل هرقوم و گروه و مذهبی با آغوش باز می پذیرفت در اول انقلاب یک مجموعه هایی را از خود طرد کرد.
کمونیست ها را صریح طرد کرد. آن روز برای خیلی از ما ، این کار امام عجیب بود. در همان اوایل انقلاب امام صریح در مقابل کمونیست ها موضع گیری کرد و آنها را از خود جدا کرد. امام در مقابل لیبرال مسلک ها و دلباختگان به نظام های غربی ، قاطعیت نشان داد و در دور کردن آنها از خود ، هیچ ملاحظه ای نکرد. مرتجعین و کسانی را که حاضر نبودند حقایق الهی و روح قرآنی احکام اسلامی را قبول کنند ، از خود طرد کرد و بارها مرتجعین را با تعبیرات سخت و تلخ ، محکوم کرد.
در تبری از افرادی که در دایره فکری و مبانی اسلامی او قرار نمی گرفتند، امام تحمل نکرد و این درحالی بود که با آنها دشمنی شخصی هم نداشت.
شما ملاحظه کنید به وصیت نامه امام، امام در همین وصیت نامه خطاب به کمونیستهایی که در داخل جنایت کرده و به خارج از کشور گریخته بودند، می گوید که شما بیایید داخل کشور و مجازاتی را که قانون برای شما می گذارد، تحمل کنید برای این که از عذاب الهی خودتان را نجات بدهید و می فرماید اگر شهامت این کار را هم ندارید لااقل در آنجا راه خود را عوض کنید و توبه کنید، با ملت ایران و نظام اسلامی و با حرکت اسلامی مقابله نکنید، برای قدرتمندان و زورگویان پیاده نظام نباشید. لحن امام را ملاحظه کنید. امام با کسی دعوای شخصی ندارد اما در دایره مکتب با قاطعیت کامل ، جاذبه و دافعه خود را اعمال می کند. این یک شاخص عمده از زندگی و مکتب امام است.
تولی و تبری در عرصه سیاست هم باید تابع تفکر و مبانی اسلامی و مذهبی باشد. نمی شود ، انسان خود را در خط امام و دنباله رو امام بداند اما با کسانی که صریحا پرچم معارضه با امام و اسلام را بلند می کنند، در یک جبهه قرار گیرد و با آنها همصدا شود. این با روش ، گفتار و کردار امام نمی سازد. نمی شود قبول کرد که امریکا ، انگلیس و موساد، سلطنت طلب و منافق بر روی یک محوری توافق کنند و جمع بشوند و آن محور ادعا کند که من در خط امام هستم و این قابل قبول نیست. بنابراین نمی شود با هر کس و ناکسی ائتلاف کرد.
باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعی می گیرند، اگر دیدیم مواضع ما طوری است که آمریکا و صهیونیسم و مزدوران قدرتهای گوناگون ، معاندین و مخالفین امام، اسلام و انقلاب از ما تجلیل و احترام می کنند، بایستی در مواضع خود شک کنیم و باید بدانیم که راه درست و مستقیم را نمی رویم.
این یک معیار است و امام بارها بر این تکیه می کرد و می فرمود، که اگر از ما تعریف کردند ، بدانیم که خیانت کار هستیم.
نمی شود با کسانی که درست در خط مقابل امام حرکت بکنند، در باره مساله قدس و در روز قدس ، آنطور موضع گیری کنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بیاورند و کسانی که با اساس ، مبنا و حرکت امام صریحا مخالف هستند، اظهار همراهی کرد ، در کنار آنها قرار گرفت ، از آنها تعریف یا در مقابل شان سکوت کرد و درعین حال مدعی دنباله روی امام بود. این قابل قبول نیست و ملت هم این را خوب فهمیده است.
یک شاخص دیگر در مشی و خط امام که خیلی مهم است مساله محاسبات معنوی و الهی است. امام در تصمیم گیریها و در تدابیر خود ، محاسبات معنوی را در درجه اول قرار می داد. یعنی اولا انسان برای هر کاری که می خواهد بکند در درجه اول هدفش کسب رضای الهی باشد و کسب پیروزی ، بدست گرفتن قدرت و کسب وجاهت نباشد و بعد هم به وعده الهی اطمینان و اعتماد داشته باشد.
وقتی هدف انسان ،رضای خدا بود و به وعده الهی هم اعتماد و اطمینان داشت، آن وقت دیگر ترس ، یاس ، غفلت و غرور معنا ندارد.
امام وقتی که تنها بود، مبتلا به ترس و یاس نشد و آن وقتی که همه ملت ایران یکصدا نام او را فریاد زدند، ملت های دیگر به او عشق ورزیدند و آن را ابراز کردند، دچار غرور نشد.
آن وقتی که خرمشهر بوسیله متجاوزین عراقی اشغال شد، امام مایوس نشد و آن وقتی که خرمشهر را رزمندگان ما با دلاوری و فداکاری خود پس گرفتند، امام مغرور نشد و فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد.
امام در همه حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار ، این گونه بود و آن وقتی که تنها بود، وحشت نکرد و آن وقتی که غلبه و قدرت با او بود مغرور نشد و غفلت هم نکرد و این اعتماد به خداست. وقتی رضای خدا در میان باشد ، قضیه این گونه است.
به وعده الهی باید اعتماد کرد، خدای متعال در قرآن می فرماید: خصوصیت منافق و مشرک از جمله این است که به خدا سوء ظن دارند و وعده الهی را باور نمی کنند ولی انسان مومن نصر و پیروزی که خدا آن را وعده داده ، قبول دارد و امام به وعده الهی اطمینان داشت و می گفت ما برای خدا مجاهدت می کنیم و قدم برای خدا برمی داریم.
همه تلاش خودمان را به میدان می آوریم نتیجه را خدای متعال آنچنان که وعده فرموده است تحقق خواهد داد. ما برای تکلیف کار می کنیم اما بهترین نتیجه را خدای متعال بر همین عمل به تکلیف ، خواهد داد، این یکی از خصوصیات مشی و خط امام و راه مستقیم انقلاب است.
یکی از چیزهایی که در همین زمینه وجود داشت، رعایت تقوای اکید امام در همه امور بود. در مسایل شخصی یک حرف هست تقوی در مسایل اجتماعی ، سیاسی و عمومی خیلی مشکل تر ، مهمتر و اثرگذارتر است.
ما نسبت به دوستانمان و دشمنانمان چه می گوییم؟ اینجا تقوی اثر می گذارد. برخی از ما ممکن است مخالف یا دشمن باشیم، درباره او چگونه قضاوت می کنیم؟ اگر قضاوت شما در باره آن کسی که با او مخالف و دشمن هستید، غیر از آنچه چیزی باشد که در واقع وجود دارد ، این تعدی از جاده تقوی است.
قول سدید یعنی استوار و درست حرف زدن . می خواهم به جوانان عزیز ، انقلابی ، مومن و عاشق امام عرض کنم ، وقتی حرف می زنند ، مطلبی می نویسند و اقدامی می کنند ، کاملا رعایت کنند و این گونه نباشد که مخالفت با یک نفر ، موجب تعدی از جاده حق شود. تجاوز و ظلم نباید بکنیم . به هیچ کس نباید ظلم کرد.
من یک خاطره از امام نقل می کنم. ما یک شب در خدمت امام بودیم و من نظر ایشان را در مورد فردی که نمی خواهم اسم او را بیاورم و یکی از چهره های معروف دنیای اسلام است و همه نام او را شنیده اند و می شناسند، جویا شدم.امام تامل کردند وفرمودند او را نمی شناسم، بعد هم جمله مذمت آمیزی را در مورد آن شخص گفتند.
من فردا یا پس فردای آن روز ، خدمت ایشان رفتم و به مجرد اینکه وارد اتاق شدم ، ایشان گفتند راجع به آن کسی که شما سوال کردید همین قدر کافی است که او را نمی شناسم. یعنی آن جمله مذمت آمیزی که گفته بودند، پاک کردند. این خیلی مهم است . اینها اسوه است.
درباره زیدی که شما او را قبول ندارید دو جور می شود حرف زد. یک جور آنچنان که درست منطبق با حق است و جور دیگر ، آنچنان که در آن آمیزه ای از ظلم وجود دارد. این دومی بد است و باید پرهیز کرد . آنچه شما در دادگاه عدل الهی می توانید راجع به آن توضیح دهید، همان را بگویید، نه بیشتر. یکی از خطوط اصلی حرکت امام این است و ما باید آن را به یاد داشته باشیم.
یکی از خطوط اصلی امام ، به نقش مردم مربوط می شود. هم در انتخابات که امام واقعا حرکت عظیمی را انجام داد هم در غیر انتخابات و در مسایل گوناگون اجتماعی چنین بود. نیمه اول قرن بیستم دوران انقلاب های گوناگون است در شرق و غرب دنیا انقلاب های مخلتفی با شکل های مختلف به وجود آمد و در هیچ انقلابی سابقه ندارد که دو ماه پس از پیروزی انقلاب یک همه پرسی عمومی برای انتخاب شیوه حکومت و نظام حکومتی انجام بگیرد اما این مهم به همت امام و در مورد انتخابات، اتفاق افتاد.
هنوز یک سال از انقلاب نگذشته بود که قانون اساسی تدوین و تصویب شد. در آن ماه های اول که هنوز تدوین قانون اساسی انجام نشده بود ، امام یک روز ما را خواستند و ما در قم خدمت ایشان رفتیم. امام با تلخی گفتند قانون اساسی را زودتر تدوین کنید. آن وقت انتخابات مجلس خبرگان راه افتاد و مردم خبرگان را برای تدوین قانون اساسی انتخاب کردند و بعد هم که قانون اساسی تدوین شد و آن را به رای عمومی گذاشتند. همه پرسی شد و مردم قانون اساسی را انتخاب کردند. بعد همین طور انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در سخت ترین دوران جنگ که تهران زیر بمباران دشمن بود انتخابات تعطیل نشد و تا کنون حتی یک روز ، انتخابات در ایران به تاخیر نیفتاده است.
کدام دمکراسی را در دنیا و در انقلابها سراغ دارید که با این دقت و به موقع ، آراء مردم مبنای عمل قرار گرفته باشد. این خط امام است.
در غیر مسایل انتخابات هم بارها و به روشنی مردم مورد توجه امام قرار گرفتند و گاهی هم به صراحت گفتند که اگر مسئولین فلان کار را که وظیفه شان بود ، انجام ندهند ، مردم خودشان وارد می شوند و انجام می دهند. این یک نکته دیگر از نقاط روشن خط امام است .
امام، نهضت را یک پدیده جهانی و آن را متعلق به همه ملت های مسلمان بلکه غیر مسلمان می دانست و از بیان آن نیز ابایی نداشت. این مساله ، غیر از دخالت در امور کشورهاست که ما نمی کنیم. این غیر از صادرکردن انقلاب به سمت استعمارگران دیروز است که ما این کارها را نمی کنیم و اهلش هم نیستیم. این معنایش این است که بوی خوش این پدیده رحمانی باید در دنیا پراکنده بشود و ملت ها بفهمند که وظیفه شان چیست. ملت های مسلمان بدانند که هویت شان چگونه است و کجاست. یک نمونه این نگاه جهانی به موضعگیری امام در مساله فلسطین مربوط می شود. امام فرمود: اسراییل یک غده سرطانی است و برای این موضعگیری هم ، ملاحظه کسی را نکرد. منطق این است و این حرف شعاری نیست و فلسطین یک کشور تاریخی است در طول تاریخ کشوری به نام فلسطین وجود داشته است. عده ای با پشتیبانی قدرتهای ستمگر عالم ، این ملت را با شدیدترین وجه ممکن ، از این کشور بیرون کرده اند، شکنجه داده اند و امروز چند میلیون آواره فلسطینی در کشورهای همجوار فلسطین اشغالی و در کشورهای دیگر و اغلب در اردوگاهها زندگی می کنند. آن عده در واقع ، فلسطین را از صحنه جغرافیا حذف و یک ملت را به کلی از هستی ساقط کردند و یک واحد جغرافیایی جعلی و جدید را به جای آن تحمیل کرده اند و اسم آن را اسراییل گذاشته اند.
اقتضای منطق در این موضوع چیست؟ نظری که ما در مورد مساله فلسطین داریم حرفی و شعاری نیست بلکه صددر صد منطقی است. عده ای قدرتمند که در راس آنها انگلیس، آمریکا قرار داشتند و برخی از کشورهای غربی نیز به دنباله روی از آنها پرداختند ، می گویند کشور و ملت فلسطین باید حذف شود تا به جای آن یک کشور و ملت جعلی به نام اسراییل بوجود بیاید. اما در مقابل آنها سخن امام این است که می گوید، این واحد جعلی و تحمیلی باید حذف شود و به جای آن ملت و کشور اصلی و واحد جغرافیایی اصلی بر سر کار بیاید. آن حرفی که متکی به سرنیزه و سرکوب است، می خواهد یک نظام سیاسی و واحد جغرافیایی تاریخی را با چند هزار سال سابقه ، به کلی از صحنه جغرافیا حذف بکند. آیا این منطقی است یا آن حرفی که می گوید این واحد اصلی باید بماند و آن واحد جعلی و تحمیلی باید از بین برود؟
این منطقی ترین موضعی است که در باب اسراییل غاصب و مساله فلسطین می شود اتخاذ کرد. امام این مساله را به طور صریح بیان کرد. حالا اگر کسی این موضع را به صورت اشاره هم بیان کند ، عده ای که مدعی دنباله روی از خط امام هستند می گویند، چرا این حرف گفته شد. این حرف امام و منطق امام است و همه مسلمانان عالم و آزادگان و ملت های بی طرف باید این حرف را قبول کنند و بپذیرند.
یک نکته اساسی دیگر در مورد خط و راه امام این است که امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال کنونی افراد باشد و گذشته اشخاص مورد توجه نیست. گذشته برای زمانی است که حال فعلی معلوم نباشد، انسان به گذشته تمسک کند و بگوید قبلا این گونه بوده و حالا هم حتما همین طور است.
طلحه و زبیر ، افراد کوچکی نبودند. زبیر سوابقی درخشان دارد که نظیر آن را کمتر کسی از اصحاب امیرالمومنین داشت و بعد از به خلافت رسیدن جناب ابی بکر در همان روزهای اول پای منبر ابی بکر چند نفر از صحابه برخاستند و اظهار مخالفت کردند و گفتند حق با علی ابن ابی طالب است و نام این اشخاص در تاریخ ثبت است. اینها در تمام کتب تواریخ ذکر شده و یکی از آن اشخاصی که مخالفت کرد و از حق امیر المومنین دفاع کرد، زبیر است. فاصله بین آن روز و روزی که زبیر بر روی امیرالمومنین(ع) شمشیر کشید ، 25 سال است. حالا برادران اهل سنت از طرف طلحه و زبیر می گویند آنها اجتهادشان به اینجا منتهی شد. ما در مقام آن نیستیم که راجع به وضع آنها در مقابل خدای متعال سخنی بگوییم اما امیرالمومنین در مقابل اینها جنگید و از مدینه لشکر کشی کرد . برای جنگ با طلحه و زبیر به طرف کوفه و بصره رفت. یعنی آن سوابق محو و تمام شد. ملاک امام این بود.
بعضی با امام از پاریس در هواپیما بودند و آمدند ایران و در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند. بعضی ها از دورانی که امام در نجف بود و بعد به پاریس رفت ، با امام ارتباط داشتند و حتی در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند اما بعدا رفتار و موضع گیریهای اینها موجب شد که امام این ها را طرد کند.
میزان وضعی است که امروز بنده دارم. اگر خدای نکرده نفس اماره و شیطان راه در مقابل من منحرف کردند، قضاوت چیز دیگری خواهد بود. مبنای نظام اسلامی این است و امام این گونه عمل کرد.
خطوط دیگری را هم در زمینه راه امام و خط امام می توان بیان کرد، آنچه گفته شد مهمترین و موثرترین ها بود. خوب است اهل فکر و تحقیق روی این مبانی فکر کنند.
وقتی باقی نماند تا این متن ها توضیح داده شود و درست تبیین شود. این را بخصوص جوانها بدانند که بعد از رحلت امام تا امروز ، چه اتفاقی افتاده است. کارشکنی ها و دشمنی ها نتوانسته است در پایه های این نظام اندک تزلزل و تکانی را ایجاد کند، بلکه به عکس ، هر ضربه ای که دشمن حواله جمهوری اسلامی کرده است، به استحکام بیشتر نظام انجامیده است.
درست مثل هشت سال جنگ تحمیلی که همه قدرتهای نظامی و سیاسی و مالی بزرگ دنیا پشت سر رژیم بعثی عراق ایستادند ، با ایران اسلامی جنگیدند و تمام توان خود را به میدان آوردند که جمهوری اسلامی را شکست دهند یاتضعیف کنند، نتیجه اش این شد که دنیا با کمال حیرت ، ناظر بپاخاستن جمهوری اسلامی با یک قدرت دفاعی و نظامی به مراتب قوی تر و عظیم تر از هنگام جنگ بود.
قدرت جمهوری اسلامی بعد از جنگ آنچنان در دنیا طلوع کرد که چشمها خیره شد و امروز هم همین طور است. در هر اتفاقی که دشمنان برنامه ریزی کنند و افراد ساده دل و خام با آنان به هر نحوی همکاری کنند، نتیجه اش با ایستادگی ملت ایران ، تقویت بیشترجمهوری اسلامی است.
فتنه ای بوجود آمد و تلاش هایی صورت گرفت. انگلیس ، آمریکا ، قدرت های غربی ، منافقین و سلطنت طلبان از فتنه گران دفاع کردند اما نتیجه این شد که در مقابل همه این اتحاد و اتفاق نامیمون ، مردم و ملت بزرگ ما در روز نهم دی و در روز 22 بهمن آنچنان عظمتی از خود نشان دادند که دنیا را خیره کرد.
وضعیت ایران امروز، جوان امروز، تحصیلکرده امروز، ایرانیان امروز ، آنچنان است که هر توطئه دشمن علیه نظام جمهوری اسلامی ایران را به توفیق الهی خنثی می کنند. منتهی توجه داشته باشید که باید تقوا پیشه کنیم . آنچه ما را قوی ، آسیب ناپذیر و به ادامه این راه تا رسیدن به اهداف عالیه امیدوار می کند ، تقوا است.

** خطبه دوم

امروز جهان اسلام بلکه سرتاسر جهان شاهد تحولات بزرگی است که از تغییر معادلات جهانی خبر می دهد. توجه ملت ایران به این تحولات از چند نقطه نظر حائز اهمیت است.
مساله فلسطین و غزه و بخصوص در این اواخر مساله حمله به کاروانی است که برای امداد و شکستن حصر غزه مورد حمله صهیونیست های قسی القلب قرار گرفت. آنچه که در قضیه فلسطین در ماههای اخیر خصوصا مورد توجه است، یکی مساله یهودی سازی فلسطین است. سیاست رژیم صهیونیستی آن است که آثار اسلامی را به تدریج و به کلی از منطقه فلسطین و ساحل غربی رود اردن که منطقه اشغالی است و خودشان و دنیا این را قبول دارند و این همه قطعنامه سازمان ملل پشت آن است، پاک و آن را یهودی سازی کنند. خانه سازیها ، شهرک سازی های غیرقانونی و ظالمانه و ویران کردن خانه های مردم، دست کاری در شهر الخلیل و در شهر قدس با هدف یهودی سازی انجام می شود . برای اینکه به خیال خودشان ریشه اسلام را از کشور فلسطین قطع کنند. این نکته بسیار مهم است و دنیای اسلام باید در مقابل آن ، با همه وجود بایستد و مانع این جنایت بزرگ شود.
موضوع دیگر هم محاصره ظالمانه غزه در سه سال گذشته است . یک حرکت بسیار وحشیانه که با شگفتی فراوان مورد تایید و حمایت آمریکا وانگلیس و قدرتهای غربی مدعی دفاع از حقوق بشر قرار دارد . این حرکت قساوت آمیز ، یک و نیم میلیون جمعیت را سه سال است محاصره کردند و نمی گذارند دارو ، غذا ، آب آشامیدنی و برق به آنها برسد و در رسیدن سیمان و مصالح ساختمانی برای از بین بردن ویرانی های جنگ ، اخلال می کنند. بخش عمده ای از محموله این کاروان را سیمان برای تعمیر خانه های ویران شده مردم تشکیل می داد. علاوه بر اینها ،رژیم صهیونیستی به طور متناوب غزه را گلوله باران می کند ، به آدم کشی ادامه می دهد، کودکان مظلوم و زن و مرد را به قتل می رساند. سازمان های مدعی حقوق بشر نیز فقط تماشا می کنند. قدرت های غربی نه فقط تماشا بلکه حمایت می کنند. متاسفانه بسیاری از کشورهایی که باید دفاع بکنند مانند برخی کشورهای عربی و اسلامی هم سکوت محض اختیار کرده اند و حتی رفتارهای خائنانه در پشت سر این سکوت وجود دارد و خیلی وضع عجیبی است. تهاجم اخیر صهیونیست ها به این چند کشتی از دو بعد مورد توجه قرار گرفته است . یکی خوی توحش صهیونیست هاست و این را دنیا باید بفهمد. صهیونیست ها ادعا می کنند که برای بازرسی یا جلوگیری از ورود به غزه ، وارد کشتی ها شده اند که البته مثل سگ دروغ می گویند. آنها برای حمله نقشه کشیدند. اهداف آنها هم مشخص است ولو برای اندرزگویی هم رفته باشند باز برخلاف همه مقررات بین المللی رفتار کردند. یک کشتی در دریای آزاد حرکت می کند و شما حداکثر کاری که می توانستید بکنید این بود که مانع از حرکت آنها شوید. چرا وسط دریا به آنها حمله کردید؟ عده زیادی را کشتید ، عده ای بیشتری را مجروح و تعداد بیشتری را اسیر کردید. این یک توحش است.
جمهوری اسلامی سی سال است که این را فریاد می زند و غربی های دو رو و دروغگو و ریا کار این را ندیده و نشنیده می گیرند. امروز همه دنیا به چشم دید که اینها خوی توحش دارند. نکته دیگری که باید در کانون توجه قرار بگیرد این است که صهیونیست ها در محاسبه خودشان خطا و اشتباه بزرگی کردند. اشتباهی که در سال های اخیر ، مکرر اتفاق افتاده است. به لبنان حمله کردند، اشتباه کردند به غزه حمله کردند، اشتباه کردند. به کشتی ها حمله کردند، اشتباه کردند. این اشتباهات یکی از پس از دیگری نشان دهنده این است که رژیم غاصب صهیونیستی به سرنوشت قطعی خود یعنی سرنگونی و سقوط قدم به قدم به دره نزدیک می شود.
حادثه مهم دیگری که خوب است ملت ما به اهمیت آن توجه داشته باشد ، مساله گردهمایی طولانی مربوط به ان.پی.تی در نیویورک است. اصلا این گردهمایی را تشکیل داده بودند تا قدرت های زورگو بتوانند ملت هایی را که هنوز به انرژی هسته ای دسترسی پیدا نکرده اند ، باز هم محدودتر کنند و موانع سر راه آنها را افزایش دهند و البته مایل بودند و برنامه ریزی هم کرده بودند تا در این اجلاس به خصوص کینه ورزی خود را نسبت به جمهوری اسلامی آشکار کنند اما درست عکس آنچیزی که می خواستند، اتفاق افتاد.
این گردهمایی تقریبا یک ماه طول کشید و به جای آنکه آنها بتوانند مقاصد خود را پیش ببرنند و کشورهایی مثل جمهوری اسلامی ایران را محدود کنند ، نتیجه کنفرانس این بود که 189 کشور ، قدرت ها را موظف کردند سلاح های هسته ای خود را نابود کنند و به تولید این سلاح ها ادامه ندهند. حق سایر کشورها برای دست یابی به قدرت هسته ای صلح آمیز به رسمیت شناخته شد و رژیم صهیونیستی که دایه های او در این کنفرانس به شدت هم به نفع او هم فعالیت می کردند، محکوم به پیوستن به ان پی تی شد ، درست عکس آنچه که آنها می خواستند و این حادثه کوچکی نیست .
این نشان دهنده این است که قدرت زورگو ، متکبر و مستکبر آمریکا و دیگر قدرت های زورگو و پیروان آنها در دنیا حرفشان پیشروی ندارد. امروز دیگر آمریکا در موضعی نیست که بتواند در سیاست های بین المللی دخالت موثر بکند ، جمهوری اسلامی توانسته است با ایستادگی سی ساله خود وضعیتی را در افکار عمومی جهان به وجود بیاورد که نه فقط ملت ها بلکه حتی دولت ها هم یعنی 189 دولت در مقابل آمریکا می ایستند و علی رغم او تصمیم گیری می کنند و رای می دهند. اینها جزو بشارت های الهی است